دانشکدهها یا بسیاری از شما، اهل روستاها و مناطق دوردست هستید و درک میکنید که فرصتها چه تأثیری بر زندگی انسان دارد.
بازگردیم به نکتۀ اوّل بحث و زیاد وارد این مباحث نشویم تا به محنتی که از آن شِکوه کردیم یعنی بسیار حرف زدن، گرفتار نشویم.
کمی روی این نکته درنگ میکنیم که ایمان به خدا به معنای ایمان به انسان نامتناهیِ دارای تواناییها و قابلیتهای نامتناهی است. این انسان تنها سرمایه و اولین و آخرین امتیاز کشور ماست. این وضع میطلبد که محرومیت در کشور وجود نداشته باشد و همۀ فرصتها برای همگان فراهم باشد. این همان مفهوم این آموزۀ دینی است که میگوید: ﴿وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ﴾ [12] اگر به نیازمندان کمک کردید و فرصتها را برای محرومان فراهم کردید سود آن به جامعۀ خودتان باز میگردد: ﴿وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ﴾ [13] ولی اگر این کار را رها کردید، خود را به هلاکت انداختهاید. اگر فرصتها را برای همگان فراهم نیاوریم، اگر حق و عدالت را برپا نکنیم، اگر هموطنان ما محروم باقی بمانند، میهنمان را نابود کردهایم و در کنار آن مشکل دیگری که پدید میآید، مشکل ناهنجاریهای روانی و تضادهای اجتماعی و شدت گرفتن درگیریهاست که به بحران و انفجار میانجامد، همچنان که در بسیاری از دیگر کشورها رخ داد.
بنابراین، نخستین بُعد جنبش ما، یعنی بعد عمقی، این است که جنبش ما برخاسته از ایمان ما به خداست که همان ایمان ما به انسان و تواناییهای گستردۀ او و همان ایمان ما به میهن است، چراکه میهن بدون انسان معنا ندارد و بدون فرصتهای برابر نیز انسانی در میهن وجود نخواهد داشت. این، نخستین انگیزه است و فکر میکنم همۀ ما درمورد آن همنظر باشیم. این بحث هیچ ابهامی ندارد.
بدون شک این جنبش ساخته و پرداختۀ ایمان ما به خداوند است. در غیر این صورت ما کافر هستیم. قرآن کریم میگوید: ﴿أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ﴾ [14] کسی که به امور تهیدستان و رنجدیدگان اهتمام نمیورزد، چنین کسی روز جزا را دروغ شمرده است. کسی که به امور دیگران بیاعتنا باشد، کافر است. برداشت دینی ما این است. کسی که اینگونه نباشد، به خدا و به انسان و به میهن کافر است. این را بدانند. این نگاه، ما را بر آن میدارد که همگی به حرکت درآییم. نمیتوانیم ساکت بنشینیم، زیرا ساکت ماندن ما به معنای کافر بودن ما به خدا و به انسان و به میهن است. این را گفتم تا یادآوری کنم که چقدر نسبت به جنبش متعهد و پایبند هستم و چقدر این جنبش در دل و جان من و در دل و جان همراهانم ریشه دارد.
امّا بُعد دوم، یعنی عرض جنبش -بنابر آنچه گفتیم- صفوف جنبش و تودههای طرفدار جنبش است. همانطور که میدانید، جنبش خاستگاه شیعی داشت. چرا شیعی بود؟ زیرا بیشتر شیعیان جزو محرومان بودند. گذشته از آن، جنبش نیاز به سوخت و نیروی محرک دارد. افراد چگونه در کنار من جمع شوند؟ از رهگذر این جنبش. بنابراین، شیعی
[12]. «در راه خدا انفاق کنید و خویشتن را به دست خویش به هلاکت میندازید.» (بقره، 195)
[13]. «و هر مالی که انفاق میکنید، ثوابش از آن خود شماست.» (بقره، 272)
[14]. «آیا آن را که روز جزا را دروغ شمرد، دیدی؟ او همان کسی است که یتیم را به اهانت میراند، و مردم را به طعام دادن به بینوا وانمیگذارد.» (ماعون، 1-3)
