حرکت کند و در نتیجه در خانه باقی میماند. آنها با این روش زن را مجبور میکردند تحرّک کمی داشته باشد.
همانطور که محدود کردن یک جسمِ در حال رشد، سبب کاهش رشد آن میشود، طبیعی است که زندگی در جامعۀ دیکتاتوری، که در آن برای تواناییها و شایستگیهای فرد حد و مرز قرار داده میشود، سبب میشود شکوفایی این تواناییها و شایستگیها کاهش یابد و محدود شود. اگر انسان تنومندی را بیاوری و او را در مقام حاکمی زورگو بنشانی، در واقع از رشد هموطنان و میزان دهش و نبوغ و شایستگی آنها کاستهای. ولی اگر آنها را آزاد بگذاری، انسان در فضای آزاد رشد میکند و تواناییها و تخصصهای خود را میشناسد و آنها را شکوفا میکند. این تواناییها و شایستگیهای فراوان مردم وقتی جمع میشود، هزاران اندیشۀ بزرگی را که باید در جامعه حکمفرما باشد، پدید میآورد.
آزادی در کشور ما ضرورتی حیاتی است. یعنی اگر از آزادی مردم جلوگیری و شایستگیهای آنان را محدود کنیم، تنها سرمایۀ خود را که انسان است، محدود کردهایم و در نتیجه، کشورمان را نیازمند کردهایم. بنابراین، اگر گفتیم انسان تنها سرمایه و اندوختۀ ماست، باید آزادی وجود داشته باشد. البته در جامعۀ ما آزادی حقیقی نیاز است نه آزادی شکلی. اینکه انسان بتواند حرف بزند، بتواند سخنرانی کند، بتواند بنویسد، آزادی است، اینکه نتواند سواد بیاموزد، نتواند آزادانه زندگی متناسب با شایستگیهای خود را انتخاب کند و نتواند جایگاه و موقعیت شایستۀ خود را برگزیند، نقص در آزادی است.
سطح زندگی مردم در لبنان مختلف است. در بیروت، مدرسههایی هست که استادان با کفایتی دارند که کار تدریس را بهخوبی انجام میدهند و با زبانهای خارجی آشنا هستند و در سایر زمینهها نیز افراد با صلاحیتی به شمار میآیند، ولی در بقاع غربی یا جرود جبیل یا عکار یا حومۀ بیروت یا جنوب یا شمال، اگر هم مدرسهای وجود داشته باشد (که معمولاً در حال حاضر مدرسههایی وجود دارد) تعداد آموزگاران کم است و تواناییها و شایستگیهای کمتری دارند و کمتر با زبانهای خارجی آشنا هستند و ساختمان مدرسه نیز نامناسب است و از نظر گرما و سرما و امنیت وضع خوبی ندارند. بنابراین، آیا فرصت مطلوب برای رشد نبوغآمیز کسانی که در بقاع غربی یا دیگر مناطق زندگی میکنند، فراهم شده است؟ با این وضع انسانی را از دست دادهای که اگر فرصتی مناسب مییافت، میتوانست بالنده شود.
حسن کامل الصّباح، دانشجوی برق بود که فرصتی مناسب در برابر خود یافت و به یکی از نابغههای عصر خود تبدیل شد. بنابراین، فراهم بودن فرصت برای همگان، شرط اساسی برای تحقق مفهوم آزادی است و آزادی، شرط اساسی برای بهره بردن از تنها سرمایهمان، یعنی انسانمان است. پس بدون فرصتهای کامل و برابر، سرمایه و اندوختهای وجود نخواهد داشت. اگر در جنوب یا هرمل مدرسهای همانند آنچه در بیروت هست، یا در جنوب بیمارستانی همانند آنچه در جبل هست، یا در مناطق گوناگون مدرسههای فنیوحرفهای مانند آنچه در اینجا هست فراهم نکنیم، میهن ما هیچ موجودیت و هیچ تمایزی نخواهد داشت. مطالبۀ عدالت به هیچوجه جزو تشریفات زندگی نیست...
برادران ارجمند! اکثر شما دانشجویان
