گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 117

به سوی آسمان دارد؛ بُعد زمانی او از ازل تا ابد امتداد دارد؛ توانایی‌ها و قابلیت‌های او حد و مرزی ندارد. اگر انسان غیرمؤمن و انسان مؤمن در تکریم کردن انسان با یکدیگر هم‌گرایی داشته باشند، جای بحث و نزاعی نیست و بلافاصله بین آنان نقطۀ اشتراک پدید می‌آید.

مهم این است که بر این نکته توافق کنیم که ارجمندترین موجود در جهان، انسان است و ارجمندترین موجود در وطن نیز انسان است. وطن ‌پرستیده نمی‌شود، بلکه به آن خدمت می‌شود. انسان به خاطر وطنش جان می‌دهد ولی آن را نمی‌پرستد. وطن برای انسان است، برای کرامت انسان است، برای حفظ جایگاه انسان است، برای فراهم آوردن فضایی برای ظهور قابلیت‌ها و بخشش‌های انسان است. جان دادن در راه میهن واجب است، ولی این به معنای پرستیدن میهن نیست. میهن در خدمت انسان است. انسان است که میهن را شکل می‌دهد و این میهن است که باید در خدمت انسان باشد.

بنابراین، چنین انسانی ارجمندترین موجود در هستی و هدف از شکل‌گیری میهن است. این انسان ابعادی نامتناهی دارد، توانایی‌هایش فراوان است و نبوغ او بی حد و مرز است. این انسان در هر کشوری سرمایۀ اصلی به شمار می‌آید، به‌ویژه در لبنان ما که چیزی جز انسان ندارد. در دیگر کشورها، نفت و کشاورزی و حاصل‌خیزی و ثروت و قدرت و چیزهای دیگری وجود دارد و آن کشورها می‌توانند با این سرمایه‌های خود در سعادت جامعۀ بشری مشارکت داشته باشند، ولی ما در لبنان، این کشور کوچک و در عین حال بزرگ، به مردم چه تقدیم کنیم؟

همان چیزی را تقدیم می‌کنیم که در گذشته تقدیم می‌کردیم. حتی تاریخ اسطوره‌ای ما نیز با مبالغه و تعالی نامتناهی درمورد انسان آغاز می‌شود. برای نمونه، قدموس، فرزند پادشاه حیرام، از صور یا صیدا- مهم نیست، به هر حال از جنوب- برای آزاد کردن خواهرش اورویا که ربوده شده بود، به راه می‌افتد. این اسطوره می‌گوید قارۀ اروپا در آن سوی دریای مدیترانه، به نام دختری از کشور ما نام‌گذاری شده است. در این اسطوره بیندیشید. سراسر آن توصیف توانایی‌های انسان و نبوغ انسان و عظمت دختر ربوده‌شده و عظمت پسری است که می‌کوشد خواهرش را نجات دهد و بازگرداند. حتی در اسطوره‌های ما نیز بر عظمت انسان تأکید شده است. تجارت ما، الفبای ما، تاریخ ما، مسیح ما، جبل عامل ما، دانشمندان ما، ادیبان ما، و دانشکدۀ حقوق ما، همه، قرن‌ها پیش خدماتی انسانی ارائه کرده‌اند و اکنون نیز اندوخته و سرمایۀ ما انسان است.

در هر کشوری، انسان یکی از سرمایه‌ها و بلکه شرافتنمندانه‌ترین سرمایه است، ولی برای کشور ما، انسان تنها سرمایه است. بنابراین، در لبنان باید -‌خواهش می‌کنم توجه کنید- باید فضای مطلوب برای رشد توانایی‌های انسان فراهم شود. از این رو، آزادی در لبنان [به منزلۀ] جان ما، زندگی ما، و سرمایۀ ماست. چرا؟ زیرا اگر آزادی سلب شود، تصویری که به شهروندان ارائه می‌شود، تصویر حاکمی خودکامه است. در یکی از سخنرانی‌های گذشته نمونه‌ای ذکر کردم: در گذشته زنان چینی را از کودکی، کفش‌های کوچک آهنین می‌پوشاندند تا پاهایشان در این کفش‌ها نتواند رشد کند و در اندازه‌ای مشخص باقی بماند. هدف آن‌ها از این کار، زیبایی پای زن بود. آن‌ها کوچک بودن پای زن را زیبایی می‌دانستند، ولی هدف دوم آن‌ها این بود که زن با جسم بزرگ و پای کوچک، نمی‌تواند زیاد