باید بگویم ساده بودن جنبش برخاسته از روشن بودن محتوای آن است. محتوای جنبش، تلاش برای آن است که در لبنان هیچ فرد یا منطقۀ محرومی باقی نماند. به همین سادگی و روشنی! با قطع نظر از همۀ ابهامات و پیچیدگیهای این مطالبه و لوازم آن و تأثیری که بر نظام و بر نحوۀ اعمال آن و نیز بر تصویر آینده و ابزارهای لازم برای رسیدن ما به آن دارد، با وجود همۀ اینها، جنبش بهروشنی عبارت است از مبارزه با محرومیت و تلاش برای برقراری حق. امّا اینکه جنبش پدیدهای سهل و ساده و در عین حال ممتنع و پیچیده است، ناشی از اوضاع معیشتی ویژه در شرق و جهان عرب، بهخصوص در میهن ما لبنان است. چرا ساده و روشن بودن محتوای جنبش و برقراری حق، امری دشوار و پیچیده شده است؟
بر این عقیدهام که علتش این است که ما در سرتاسر شرق، صاحب میراثی آکنده از افتخار هستیم. ما میراثدار تاریخی آکنده از قهرمانی و دهش و کارآمدی هستیم. عظمت گذشته، ما را از کار و تلاش بازداشت، بهگونهای که به گذشته بسنده کردیم و به آن نازیدیم. جواهری، در شعر معروف خود با عنوان «کنانة الله» که بعد از جنگ «ملی شدن کانال» سروده است، میگوید: عدهای شیفتۀ زیبایی غلاف شمشیر شدند و از خود شمشیر غافل ماندند. زیبایی غلاف ممکن است انسان را سرگرم کند. زیبایی زن یا کتاب یا شخص، گاه توجه انسان را به خود جلب میکند.
گذشته پرافتخار ما، ما را سرگرم کرد و ما در زندگی به این گذشتۀ خود نازیدیم و این نازیدن را، کار شمردیم. در لبنان نیز هوش شگفتانگیز و تحلیلهای دور و دراز و توجیه و تحلیلی که برای هر پدیده میآوریم، سبب شد غالباً با کلام و شعار زندگی کنیم نه با عمل. وضعیت پیچیدۀ میهن و نیروها و مذاهب و فرهنگها و اوضاع محلی و بینالمللی فعالیت را دشوار کرده و سبب شده است که هرچه بیشتر به تحلیل و سخن و سخنرانی و بیان دیدگاه و عقیده و تحلیل حوادث بپردازیم. به نظر من این حقیقت تلخی است که ما با آن سر و کار داریم: بسیار حرف میزنیم؛ بسیار تحلیل میکنیم، بسیار فکر میکنیم ولی عملمان اندک است؛ تا جایی که بیم آن میرود کلام و حرف زدن را جانشین عمل کردن کنیم.
برخی حرف میزنند، اعتراض میکنند، فریاد میزنند و سپس فکر میکنند که اینگونه به وظیفۀ ملی خود عمل کردهاند. مردم خیلی اوقات میپندارند که اینگونه وظیفۀ خود را انجام دادهاند. خطرِ بسیار سخن گفتن به جای کار و عمل، ما را به یاد این آیۀ شریفه میاندازد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ.»[11]
از نظر قرآن، راه اصلاح گذشته و آینده و راه اصلاح زندگی کنونی همگی در یک نکته خلاصه میشود: اینکه حرف را با عمل همراه کنیم و بیش از آنچه عمل میکنیم، حرف نزنیم. به همین سادگی میتوانیم به افکار و حتی افکار فلسفی و حتی مواضع سیاسی عمل کنیم. اجازه دهید کمی شفافتر و صریحتر و البته بهطور مخلصانه و برادرانه صحبت کنم و آماده بحث و گفتوگو با دوستان نیز هستم.
ما در لبنان با اختلافاتی روبهرو هستیم. عدهای طرفدار قومیت عربی هستند و عدهای نیز سرسختانه
[11]. «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا بترسید و سخن درست بگویید. خدا کارهای شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بیامرزد.» (احزاب، 70-71)
