موضوع: سخنرانی - جنبش محرومان و ابعاد آن
مکان و تاریخ: بیروت - دانشکدۀ حقوق دانشگاه لبنان،3/1/1975
مناسبت: دعوت کمیتۀ اجرایی اتحادیۀ دانشجویان دانشگاه لبنان.
منبع: روزنامۀ النهار، 4/1/1975؛ روزنامۀ الجریدة، 4/1/1975؛ روزنامۀ لسان الحال، 5/1/1975
بسم الله الرحمن الرحیم
خواهران و برادران!
هر بار که در میان شما دانشجویان حضور مییابم تا سخن بگویم، احساس افتخار و سربلندی میکنم؛ بهویژه که سخنرانی در دانشکدۀ حقوق باشد؛ زیرا حق، محور هستی و قانون آفرینش است و زیرا حق، اصلیترین بُعد جنبش مطالبات ماست، چراکه محروم کسی است که از حق خود محروم شده باشد. وقتی ما از محروم سخن میگوییم، حق را در برابر خود مییابیم. دانشکدۀ حقوق از آن جهت که دانشکدۀ حق است، همواره و بهویژه از رهگذر این جنبش، در من این احساس را ایجاد میکند که من در این جنبش در مکان طبیعی خود و در بین اهالی جنبش و به عبارت دیگر، بین خانوادۀ خود هستم. هر بار که من خود را در برابر دانشجویان مییابم، احساس افتخار میکنم، ولی این بار، احساس من و باور من و جرئتی که مییابم و آرمان و آرزو و همسویی من با فرصتهایی که قبلاً برای صحبت کردن داشتم، متفاوت است.
تفاوت در اینجاست که ما امشب میزبان روح بزرگی هستیم که از آسمان خود، بر روح ما احاطه دارد. دانشجوی عزیز، محمود قعیق که همدرس شما بود، اکنون به همراه دوستان خود، سنگ بنای کرامت میهن و دفاع از انسان و سرزمین را گذاشتهاند. فرقی نمیکند خط مشی او یا جهتگیری او یا افکار او یا زمان به کارگیری ابزارها چه باشد. او در هر حال شهید است. جاودانه است. جزو کسانی است که به تعبیر قرآن: به آنان که هنوز به او نپیوستهاند، بشارت میدهد.[10]
ما در آستان روح بزرگ او با فروتنی و احترام میایستیم؛ این جوان که شخصاً او را نمیشناسم، ولی نامتناهی بودن روح او را دریافتهام. در این ساعت برای ما و شما و حتی برای دانشکده، مایۀ افتخار و سرفرازی است که ثناگوی روح پاک او باشیم و دربارۀ او سخن بگوییم و همین امر مرا بر آن میدارد که اکنون بهگونهای دیگر سخن بگویم، چراکه ما در فضایی هستیم که جانفشانی آن شرافتمندانهتر و سخن آن صادقانهتر است.
برادران!
موضوع بحث ما «جنبش و ابعاد آن» بود. این جنبش، جنبش مطالبۀ حقوق محرومان، و ابعاد آن، مسئلۀ پیچیدهای نیست تا نیاز به توضیح داشته باشد، بلکه ساده و روشن است. به عبارت دیگر، سهل است و در عین حال، به خاطر شدت ساده و روشن بودن، ممتنع است. از این رو، دانشجویان از من خواستند ابعاد آن را تبین کنم.
[10]. اشاره به بخشی از آیۀ 170 سورۀ آل عمران: «وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم.»
