است، از خود دور کنیم، زیرا دفاع بر هر انسان توانمند یا ناتوان، به نسبتهایی متفاوت، واجب است.» امام صدر گفت: «دین حقیقتاً انسان را به رها شدن از هرگونه عقبماندگی، خواه نادانی یا تنگدستی یا ناتوانی یا سازشکاری یا سنگدلی، دعوت میکند. تصویری که دین از تغییر ارائه میکند، ژرفتر از تصویرهایی است که مکاتب آزادیبخش اجتماعی ارائه میکنند.» امام صدر به چند نکته بهطور گذرا اشاره کرد، «چون موضوع نشست موضوعی نو است که به بحث و بررسی زیاد نیاز دارد و پرداختن تفصیلی به آن دشوار است، زیرا دارای ابعاد فلسفی و اجتماعی و سیاسی است و به مطالعات تاریخی نیز نیاز دارد.»
14/2/1975
ج. مؤسسۀ سیلخوز بروم اکسپورت شوروی پیشنهاد سرمایهگذاری در طرح آبرسانی به جنوب و اجرای آن را به لبنان ارائه کرد. هیئتمدیرۀ سازمان لیطانی، این درخواست را پیش از ارجاع به مراجع ذیصلاح بررسی خواهد کرد. براساس مطالعات اولیه، هزینههای این طرح حداقل 350 میلیون لیره خواهد بود.
17/2/1975
امام صدر هفتۀ گذشته نامهای خصوصی به جیمز ابورزق، سناتور آمریکایی، فرستاد و در آن به تجاوزهای اسرائیل اشاره کرد و از ابورزق که متولد روستای مرزی کفیر لبنان است، خواست که این مسئله را در کنگره و نزد افکار عمومی آمریکا مطرح کند. امام همراه با این نامه، عکس یکی از بستگان ابورزق را که دستش در تجاوزهای اسرائیل قطع شده بود، ارسال کرده است.
20/2/1975
الف. امام صدر با محمد البعرینی (ابو وجیه) در منزلش در شهر حمص دیدار کرد. عدۀ زیادی از آل بعرینی و آل جعفر نیز در منزل او منتظر امام صدر بودند و هنگام ورود او چند گوسفند را بر در خانه قربانی کردند. پس از این دیدار، امام صدر اعلام کرد که این دیدار «برای برقراری آشتی و همبستگی میان خاندانهای البعرینی و العلی در فنیدق و توقف خونریزی در عکار» انجام شده است. ایشان با تشکر از آقای محمد البعرینی به سبب همکاری و هماهنگی، تأکید کرد که تا زمانی که دو طرف، همکاری کنند، وی هرگز در راه برقراری صلح کوتاهی نمیکند و عقب نمینشیند.
20/2/1975
ب. امام صدر در کلیسای جامع مار لویس پدران کبوشیین دربارۀ «نیروهایی که سرکوب میکنند و نیروهایی که تفرقهافکنی میکنند» سخنرانی کرد. امام در این سخنرانی که نخستین سخنرانی به مناسبت آیین بزرگ روزه بود، گفت: «ادیان، منسجم و یکپارچه بودند، چون هدفی واحد داشتند، یعنی دعوت به خدا و خدمت به انسان که دو چهره از حقیقتی واحدند. ولی وقتی ادیان در خدمت خویش درآمدند با یکدیگر اختلاف پیدا کردند بهگونهای که گویا هدف خود را فراموش کردند و بدینترتیب،
