قیمت خاک از ما میخریدند و تولیدات پتروشیمی را به صدها برابر قیمت به ما میفروختند. اگر ما نتوانیم از خودمان و از سرزمین و ثروتهایمان دفاع کنیم، پس مرگ برایمان بهتر است. ما با نبردی روبهرو هستیم که گریزی از آن نیست. پس باید به دنیا نشان دهیم که ما میتوانیم در دفاع از سرزمینمان و برای درهم کوبیدن متجاوزان، جان خود را فدا کنیم. اگر میخواهیم استعمار را کنار بزنیم و اگر میخواهیم امتی باشیم که سرنوشت خود را تعیین میکند، باید آماده شویم. اینگونه است که همزمان شدن سالروز شهادت امام با سالروز جنگ اکتبر به ما امید میبخشد.
منطقه بقاع غربی از هر نظر عقبمانده است، جز از نظر اراده ملی صادقانه که فعال است و ستمگری و انحراف را برنمیتابد و ما امروز از مناطقی از لبنان که در همهچیز، جز کرامت و انسانیت، عقبمانده است، آمدهایم تا لبنان مترقی را نجات دهیم. لبنان مترقی اگر بخواهد به زندگی احمقانه و ظالمانه خود ادامه دهد، فردا یا پسفردا خواهد مرد. ما به او میگوییم که ای لبنان جاوید، تو باید خود را از نظر اجتماعی بسازی و جامعهای سالم را پایهریزی کنی. در بیروت هر متر زمین 25 هزار لیره به فروش میرسد و در بقاع 25 قرش، یعنی در فاصله صد کیلومتر تفاوت قیمت صد هزار برابر است. این نهایت عقبماندگی است. این انفجار است. میزان عقبماندگی در جنوب ده برابر دیگر مناطق است و در عکار بیست برابر و در بقاع پانزده برابر. دیگر کشورها انحصارطلبی و بیاعتنایی به رنجدیدگان را تجربه کردند و سقوط کردند و نظامشان فروپاشید. ما نمیخواهیم چنین چیزی در لبنان رخ دهد. ما این را به لبنان گوشزد میکنیم و مسئولان را به درد میآوریم. اگر مسئولان دلخور شوند، بهتر از آن است که سرنوشتی سیاه داشته باشیم و نسلهای آینده ما را نفرین کنند و بگویند که شما رسالت خود را ادا نکردید.
گفتند که اقتصادْ آزاد است، ولی روشن شد که احتکار و انحصارطلبی آزاد است. همه اصنافی که از خارج کالا وارد میکنند، نمایندگانی دارند که وکیلاند هرطور بخواهند قیمت را تعیین کنند، حتی بدون آنکه خود شرکتهایی که دنیا را غارت میکنند، به این کار تمایلی داشته باشند. آن شرکتها نیز نتوانستهاند احتکارگران لبنانی را غارت کنند. قانون نیز از آنان حمایت میکند.
در بندر، مردم هر روز یک میلیون دلار باید بپردازند و این نتیجه سهلانگاری است و یا از روی عمد است تا به احتکارگران کمک کنند. 23 کانال فاضلاب به دریای بیروت میریزد. ما میخواهیم لبنان مرکز درخشش و عدالتگستری باشد. ما از میان محرومان و از مناطق محروم برخاستهایم تا محرومیت را از بین ببریم. طرحهای سدسازی در یک منطقه از لبنان در سه سال انجام شد، ولی طرح لیطانی بیست سال است که اجرا نشده است. طرح قاع-هرمل از سال 1934 میلادی تا کنون اجرا نشده است. طرح جادهسازی تنها مختص برخی مناطق است.
در این کشور ستم وجود دارد و ستم موجب انفجار است. چهار سال ما نصیحت و خیرخواهی کردیم، مطالعه و بررسی کردیم، اصرار کردیم، سخنرانی کردیم، مطالبه کردیم، ولی نشنیدند. اگر لبنان را میخواهیم، این کافی نیست که تنها زمان حال آن را حفظ کنیم.
حرکت ما برخاسته از ژرفای ایمان ما به خدا و انسان و نشئتگرفته از سوگند ماست. ما تا زمانی که
