باستانشناسی در شهر بعلبک و صور، طی مدت ده سال و ساخت هتل گردشگری در بعلبک به همراه طرحهای گردشگری در همه مناطق باستانی؛
17. اقدام به مطالعات همهجانبه برای شناسایی معادن در مناطق گوناگون لبنان و بهویژه نفت که وجود آن در لبنان بر اساس مطالعات تأیید شده است؛
18. اصلاح قانون توزیع بودجه شهرداریها بهگونهای که زمینه برای عدالت و شکوفایی در همه شهرهای لبنان فراهم شود؛
19. تصویب قانون بخشودگی عمومی در خصوص تخلفات ساختمانسازی تا ساکنان حومه بیروت و دیگران بتوانند از آب و برق بهرهمند شوند؛
20. اصلاح وضع حومههای بیروت بهویژه کرنتینا، النهر، حیالسلم، برجحمود، تلالزعتر و برجالبراجنه.
برادران همکار،
ما جنبش را به این شکل آغاز کردیم، زیرا ما به خداوند ایمان داریم و میدانیم که هرکس به امور محرومان اهتمام نورزد، بنابر نص قرآن، کافر و بلکه تکذیبکننده دین است.
از آنجا که ما به لبنان بهمثابه میهنی سرافراز ایمان داریم و بر ما واجب است که از آن پاسداری و از بروز بحران در آن جلوگیری کنیم؛ و چون میدانیم دستهبندی شهروندان و ستم به آنان بسیاری از کشورها را در زمان ما به نابودی کشانده است و از این رو، نمیخواهیم ببینیم میهن ما از درون دچار انفجار و فروپاشی شود؛
و از آنجا که به کرامت انسان ایمان داریم و بزرگترین سرمایه لبنان را انسان آن میدانیم؛
و از آنجا که تجربهای طولانی و تلخ را پشت سر گذاشتهایم که ناامیدی و تمسخر و بیاعتنایی مسئولان و فتنهانگیزی و اختلافافکنی، برخی از پیامدهای آن بوده است؛
و از آنجا که ما میخواهیم لبنان میهنی برای همه فرزندانش باشد و همه فرزندانش نیز در خدمت آن باشند و این هدف با اوضاعی که از زمان استقلال تا کنون بر کشور حکمفرما بوده است، تحقق نمییابد؛
و از آنجا که چهار بار سوگند یاد کردهایم که تا زمانی که در لبنان یک انسان محروم و یا یک منطقه محروم، چه شیعه و چه غیرشیعه، باقی مانده باشد، آرام نگیریم؛
هشت ماه است که جنبش خود را با روش اعمال فشار آغاز کردهایم و با حکمت و نرمی و قاطعیت و هوشمندی، تظاهرات پرشوری را در مناسبتهای گوناگون با حضور هزاران نفر از مردم خشمگین برگزار کردهایم و حتی یک لحظه از تقاضای گفتوگو کوتاه نیامدهایم و دست همکاری خود را عقب نکشیدهایم و در طول این مرحله، چشم خود را به روی واقعیتها نبستهایم.
ما اوضاع و احوال لبنان و منطقه را در نظر گرفتیم و در هنگام هر محنتی به دعوتها پاسخ گفتیم و چیزی که از حدّ توان خارج باشد یا محال باشد، مطالبه نکردیم و دستاوردی برای خود که به ضرر دیگران باشد، نخواستیم.
ما بر این باوریم که میهن هم حق دارد و هم وظیفه و این دو را نمیتوان از یکدیگر جدا کرد. قائل شدن به حق بدون وظیفه، قانون جنگل است. البته، نه در عصر ما، و وظیفه بدون حق نیز استعمار محض است و این هر دو مردودند.
مطالبی که گفتم باورهای من و همکاران من در مجلس اعلای شیعیان است. همانهایی که به آنان افتخار دادید و من و آنان را انتخاب کردید.
همکاران نامبرده در برابر اغواگریها و معضلات
