گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 4
صفحه: 287

هستیم. بدین‌ترتیب، درخواست ما بی‌جواب مانده است. بنابر اطلاعاتی که در تماس‌های گوناگون به دست آورده‌ایم، روشن شد که نسبت محرومیت ما در پست‌های عمومی درجه دوم و سوم بسیار بالاست. در پست‌های درجه دوم میزان محرومیت به 63 درصد رسیده است، یعنی تنها 37 درصد از حق ما داده شده است. اما در پست‌های درجه سوم نسبت محرومیت ما 88 درصد است، یعنی تنها 12درصد از حق خود را گرفته‌ایم. این وضع در شرکت‌‌های عمومی تابع دولت و شرکت‌های زیر نظر دولت تلخ‌تر و فاجعه‌بارتر است.

اما در پست‌های درجه اول، اخیراً و پس از فشارهای ما، انتصاب‌هایی صورت گرفت و پست‌های بیشتری در این بخش به شیعیان داده شد. اما این مقدار نیز در مقایسه با حق ما کافی نیست. شیعیان از پست‌های اصلی و بزرگ نیز محروم مانده‌اند. این آمار و اطلاعات فقط درمورد ادارات عمومی مدنی است و شامل مؤسسه‌های عمومی، شرکت‌های مستقل تابع دولت، ارتش، پلیس امنیت و استانداری‌ها که محرومیت ما در آن‌ها شدید است، نمی‌شود.

اما درمورد دانشمندان و کارشناسان شیعه که تعدادشان بسیار است، ما شاهد مصیبتی عمومی هستیم، چراکه شایستگان جایی برای زندگی در لبنان ندارند مگر آنکه در خدمت فئودالیسم درآیند. در برابر چشمان ما جوانان برگزیده‌ای هستند که زندگی خانواده و آرزوهای چندین‌ساله آنان صرف تحصیلات عالیه شده است، ولی یکی پس از دیگری از این کشور می‌روند، زیرا می‌بینند دانشگاه لبنان هشت دانشکده دارد، ولی ریاست دانشگاه نمی‌تواند تحمل کند که رئیس یکی از این دانشکده‌ها شیعه باشد. گناه دکتر محمد فرحات با وجود پیشینه و فعالیت‌های ارزشمندی که دارد، همان گناه بزرگ است که مانع واگذاری ریاست دانشکده حقوق به ایشان شده است. این گناه گریبانگیر آنان است. آنان از این کشور می‌روند، زیرا امیدی به این کشور ندارند. غریب بودن در وطن خویش بسی تلخ‌تر و دشوارتر است.

بدین‌ترتیب، می‌بینیم تاریخ شیعیان که با افتخارات آغاز شد، به عذاب و محرومیت و آوارگی و غربت‌زدگی منتهی شد، به‌ویژه در بقاع و جنوب.

بازگشت به آغاز

ربع قرن از زمان استقلال می‌گذرد. این دوره در چارچوب نظام فرقه‌ای دموکراتیک سپری شد. برخی از صاحب‌نظران شیعه در وضعیت اجتماعی و سیاسی و فرهنگی بازنگری کردند و به این نتیجه رسیدند که فاصله میان فرزندان میهن افزایش یافته و عدالت اجتماعی هنوز رؤیایی است که در خیال باقی مانده است.

گفتند که سبب آن حضور نداشتن شیعیان در صحنه رویدادها و بهره نداشتن از سفره ثروت ملی و پست‌ها و بودجه است.

گفتند که نمایندگان با وجود آنکه به شکل فرقه‌‌ای انتخاب می‌شوند، نماینده مناطق خود به شمار می‌روند و مناطق لبنان نیز مختلط است و نمایندگان پس از انتخاب شدن در نظام پارلمانی نماینده کل کشورند.

گفتند که دیگر فِرق، هریک، مجلس اعلای مرکزی دارند که نماینده آن‌هاست. شیعه نیازمند مجلس اعلاست تا این دسته‌بندی فرقه‌ای را درمان کند.

گفتند کسانی که منادی تأسیس چنین مجلسی بودند، راست می‌گفتند.