موضوع: سخنرانی- یادبود شاعر و ادیب، آنتوان قازان
مناسبت: مراسم یادبود و بزرگداشت شاعر و ادیب و وکیل، آنتوان قازان.
منبع: آرشیو مجلس اعلای شیعیان.
متن
حضّار وفادار،
1. دوستانِ عزیزِ از دست رفته آنتوان قازان ابتکار به خرج دادند و مراسم یادبود او را به روزی موکول کردند که بتوانند آن را به مراسم بزرگداشت تبدیل کنند. آنان در سه کتاب، پارهای از آثار او و شمّهای از کوشش ذهنی او را که با شمیم دل حساسش آمیخته است به ما پیشکش کردند. آنان با این کار، او را در این مکان حاضر کردند. او اکنون با ماست و ما نیز با ضربان قلب او، با بارقههای ذهن او، با طنین صدای او، با خطوط چهره او و با ساحتهای حیات پربار او همراه هستیم.
آنان با طبیعت دنیای مرگآلودِ ما از درِ چالش درآمدند و مسیری خلاف جهت حرکت روزها و شبها ترسیم کردند؛ همان حرکتی که انسان را هر لحظه یک گام به مرگ نزدیکتر میکند. این سرنوشتی است که ما در برابر آن تسلیم هستیم و از این سرنوشت که سراسر ضعف در برابر طبیعت است ما را گریزی نیست.
شما ای دوستان آنتوان قازان، با این اقدام شایسته خود، در برابر این طبیعت خوارکننده مرگبار ایستادید، زیرا طبیعت، بنا به دأب خود، میخواست با مرگ، به حیات دوست بزرگ شما پایان دهد، ولی شما آن را به جاودانگی تبدیل کردید.
طبیعت میخواست زمانِ گریزان را به گوری ایستا تبدیل کند، ولی با اراده شما برخورد کرد که آن را به سمت خلودِ بخشنده راه برد. میخواست حضور آنتوان قازان را از شما بگیرد و فاجعه غیاب او را ارزانی شما کند، ولی شما آن را برنتافتید و حضور او را به شهود و به ابدیت مبدّل کردید.
2. شما ای دوستان آنتوان قازان با او هماهنگ بودید زیرا او از جان مایه میگذاشت و اخلاص او برای حق و زیبایی و زندگی مشهود بود. چه بسیار عطا کرد و نوشت و اندیشید و چه بسیار در آفرینش و ابداع سهم داشت بیآنکه چیزی به نام او ثبت شود یا کسی آگاه باشد. او در عطای خویش ذوب میشد و جاودانه میگشت همچون شمیم گل که از خودِ گل و از هرجا که بدان ساید و از هر دست که آن را بگیرد، منتشر میشود. انتساب زیبایی به او مطلق بود؛ اضافی و نسبی نبود و هیچچیز را، هرچند با ارزش، نمیتوان به جای آن نشاند.
او به ارزشها ایمان داشت و اساس ارزشها، اخلاق و از خود گذشتن است، وگرنه ارزشهایی که به نفس انسان منسوب است اگرچه هدف اغلب مردم است، نوعی شرکِ خفی به شمار میآید و نمیتواند درد انسان را در هیچ دورهای، خاصّه دوره ما، درمان کند. ارزشهای محدود، همچون تمایلات و منافع، عامل پراکندگی است نه وحدت. از این رو، جهان بیقرار و تمدن آن که جلوه تلاشهای همگان است،
