گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 4
صفحه: 239

سند شماره 16-04-74

موضوع: سخنرانی‌- می‌خواهیم تاریخ را ورق بزنیم

مکان و تاریخ: حسینیه برج‌البراجنه، 15/4/1974.

مناسبت: گرامیداشت نخستین سالگرد شهادت دو برادر، موسی ناصر و یوسف ناصر، که در دهم آوریل سال 1973 میلادی در عملیات کماندوهای اسرائیلی در بیروت به شهادت رسیدند. سه تن از سران مقاومت فلسطین، کمال عدوان، کمال ناصر و ابویوسف النجار، نیز در این عملیات به شهادت رسیدند.

منبع: روزنامه الحیاة، 16/4/1974؛ روزنامه المحرر، 16/4/1974.

متن‌

با وجود آنکه این مراسم برای گرامیداشت دو شهید قهرمان برپاشده و مناسبت آن مناسبت اندوه و مرگ است، زمان و مکان و اوضاع و احوالی که ما را در برگرفته است، هیچ‌یک مرگ را نمی‌پذیرد و حزن و اندوه را برنمی‌تابد. شما در چهره حاضران و حتی در چهره برادران داغ‌دار این دو شهید، اثری از اندوه نمی‌بینید، بلکه در چشمانشان شعله اراده زبانه می‌کشد. شما امروز در این مراسم اندوه‌بار، اثری از اندوه و مرگ نمی‌بینید. امام حسین سرور شهیدان و نیز قرآن کریم به ما آموخته‌اند که چگونه مرگ را نپذیریم و به ما آموخته‌اند که آن کس که شهید می‌شود، نمرده است: «بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ.»(27)

برگزاری مراسم گرامیداشت در این مکان بدان معناست که ما نمی‌خواهیم بمیریم، بلکه می‌خواهیم زنده بمانیم و زندگی بی‌ارزش و کوتاه و فناپذیر خود را با زندگی جاودانه در نزد پروردگارمان و با حیاتی برتر و شریف‌تر عوض کنیم. این چیزی است که آرزو داریم و به آن دل بسته‌ایم و در مسیر آن حرکت می‌کنیم. مکانی که در آن هستیم، مرگ و اندوه را برنمی‌تابد. زمان این مناسبت نیز روزی است که حضرت مسیح(ع) مرگ را نپذیرفت، روزی است که مسیح بر توطئه‌های یهود و بر کشته شدن و به صلیب کشیده شدن به دست یهود چیره شد. یهود خواست که او را بکشد، ولی او نپذیرفت. معنای عید بزرگ پاک که از نظر مسیحیان روز زندگی است، همین است: روز چیره شدن بر مرگ؛ روز چیره شدن بر ضعف بشری؛ روز انتقال (و بلکه بالا رفتن: بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَیْهِ(28) به جاودانگی و ابدیت و سربلندی. پس مکان و زمان و چهره شما همگی مرگ را نمی‌پذیرد. صداهایی هم که از اینجا و آنجا می‌شنویم، در نهایتْ مرگ و خواری را رد می‌کند. در چنین روزی بود که سخن امیر مؤمنان، علی بن ابی طالب(ع)، بار دیگر و به‌گونه‌ای ملموس به اثبات رسید: «شب و روز، در نهان و آشکارا شما را به نبرد با این قوم فرا خواندم و گفتم که پیش از آنکه سپاه بر شما حمله کند، بر آنان بتازید. به خدا سوگند به هیچ قومی در خانه‌هایشان هجوم نیاوردند مگر آنکه آن قوم زبون خصم شدند. شما نیز آن‌قدر از کارزار سربرتافتید و کار را به گردن یکدیگر انداختید و یکدیگر را نصرت ندادید که هرچه داشتید به باد یغما رفت و


27.«بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است شادمان‌اند. و برای آن‌ها که در پی‌شان هستند و هنوز به آن‌ها نپیوسته‌اند، خوشدل‌اند.» (آل‌ عمران، 169-170)

28.«بلکه خداوند او را به نزد خود فرا برد.» (نساء، 158)