گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 4
صفحه: 130

در ابتدای دوره ریاست‌جمهوری فعلی، سازمان جهانی غذا و کشاورزی موظف شد تا پژوهشی اولیه برای اجرای طرح لیطانی انجام دهد. قرار شد این پژوهش طی 36 تا چهل ماه صورت بگیرد. ولی دیدیم این پژوهش‌ها که در مرحله پایانی بود، به‌ناگاه به‌طور کامل کنار گذاشته شد و برنامه‌ای جدید به همراه جدولی زمان‌بندی‌شده برای آن تدوین شد. همه می‌دانیم که تا کنون دو ماه از تدوین آن جدول زمان‌بندی‌شده گذشته است، بدون آنکه هیچ گام عملی برداشته شده باشد.

دیگر اینکه از زبان مهندس ادوارد صوما شنیدم که خطاب به طرف‌داران اجرای طرح لیطانی به شیوه‌ای که اخیراً تصویب شد، می‌گفت: آنان می‌گویند بر اساس این طرح، ده‌هزار هکتار از زمین‌های تشنه در اثنای اجرای طرح، آبیاری خواهد شد. اگر راست می‌گویند، آن منطقه‌ای را که قرار است آبیاری شود، به من نشان دهند(…)

توجّه و اهتمام به یک منطقه معین از جنوب و رها کردن سایر مناطق، سؤال‌‌برانگیز است. گذشته از آن، منطقه القطاع الأوسط در هیچ یک از طرح‌های مربوط به لیطانی سیراب نمی‌شود. برای آبیاری این منطقه، طرح دریا‌چه‌‌های مصنوعی با هزینه یازده ‌میلیون لیره تصویب شد. اما این طرح تنها به این سبب که در دولت پیشین به تصویب رسیده بود، متوقف شد.

گذشت زمان نشان می‌دهد که لبنان به مسئله بهره‌برداری از آب‌های خود و آب‌رسانی به مناطق بی‌اعتناست و اسرائیل همین مسئله را در سازمان ملل بهانه قرار می‌دهد و در رسانه‌های مختلف خود بر روی آن متمرکز می‌شود. از همین جا روشن می‌شود که وضعیت تا چه حد خطرناک است.

شنیدم یکی از مسئولان در مصاحبه‌ای تلویزیونی درمورد برخی سازمان‌ها و دفاتر فنی‌-‌پژوهشی که طرح لیطانی را بررسی می‌کنند، ابراز تردید می‌کرد. من از اظهارات او شگفت‌زده شدم. آیا منظور این مسئول سازمان بین‌المللی غذا و کشاورزی است که با همکاری هفده مهندس این طرح را مطالعه می‌کند و فعالیت آن به اندازه یک‌سوم از مبلغ اختصاص‌یافته به این طرح، یعنی یک میلیون دلار از اصل سه میلیون دلار است؟ چه عاملی مانع آشکار شدن این خطر و تأثیرگذاری این مراکز بر پیشرفت طرح می‌شود؟

بسیار اندوهبار است که مسئله لیطانی که مسئله درجه اول جنوب است، به راهی برای گزافه‌گویی‌‌های سیاسی و ابزاری موسمی برای فعالیت‌های انتخاباتی تبدیل شده است.

آن‌طور که از صحبت‌های شما پیداست، همه آنچه درباره اجرای طرح لیطانی گفته ‌می‌شود، جدی نیست!

بله همین‌طور است.

آیا این آخرین عاملی است که شما را به دست کشیدن از راهکارهای مثبت در تعامل با دولت وامی‌دارد؟

من کاملاً متقاعد شده‌ام که اِعمال فشار تنها راهی است که ما را به اهدافمان می‌رساند، ولی فشار مراحل متفاوتی دارد و نباید مرحله دوم را بر مرحله اول مقدّم داشت.

اعتصاب سال1970، نوعی اِعمال فشار بود و بنابر تحلیل شما، مرحله اول به شمار می‌آید و الآن باید مرحله دوم اجرا شود.