اولاً، از دواج موقت به اتفاقنظر صحابه و ائمه(ع) در دوران رسول گرامی اسلام(ص) وجود داشت. ثانیاً، ازدواج موقت به آن شکل نیست که بعضی تفسیرها بیان میکنند. بلکه نوعی ازدواج است که همان قوانین ازدواج دائم در آن به چشم میخورد، مثل عقد و عد? زن و ملحق کردن طفل به زن و شوهر و ارث بردن آن دو از یکدیگر (در صورتی که آن را در متن عقد شرط کرده باشند.) البته، فرزند بدون قید و شرط ارث میبرد. ثالثاً، این نوع ازدواج در حال حاضر، حتی در کشورهایی که مذهب تشیع دارند، اجرا نمیشود. رابعاً، مقصود از ازدواج موقت نوعی توافق برای عمل جنسی نیست، بلکه متعه یعنی توافق برای ازدواج، البته، برای مدت محدود و معین. بر این اساس، ازدواج موقت ممکن است مشکل نامزدی را حل کند و شاید در آینده نزد مردم ازدواج برتر باشد. همچنین، متعه مشکلات ناشی از انتخاب نادرست و مشکل طلاق را حل میکند.
(امام موسی غرق در افکارش شد، آنگاه گفت:) این دین آسان است و این بیش از استحقاقِ ماست. ازدواج موقت میتواند معجز? این عصر باشد، ولی متأسفانه آن را منشأ اختلاف و انتقادهای گوناگون مییابیم.
در سال1962، در راه سفر به الجزایر، به شهر رم رسیدم و در مراسم تاجگذاریِ پاپ حاضر شدم و به همراه دیگر حاضران، در فضای محدود و کوچکی نشستم که مخصوص شخصیتهای مهم بود. این هم? ماجرا بود.
خیر. البته مایل به این دیدار هستم.
پاپ هیچ رابطهای با اینگونه مسائل ندارد. بلکه تأسیس این مجلس گامی هماهنگ با سنتهای لبنان بود که سایر مذاهب نیز به آن ملتزماند. در لبنان شانزده مجلس ملی وجود دارد. این مجلس بیانگر رغبت هم? شیعیان و تأیید مرجعیتِ اعلای شیعیان است.
مرجع همان مجتهد اعلم است. ما در لبنان به دنبال اجرای احکامیم، نه مطالعه و بررسی دربار? آن. مرجع اعلی از حوزههای دینی که محل بحث و گفتوگوهای دائم علمی است، بیرون میآید. در این حوزهها تواناییهای مجتهد زودتر و آسانتر شکوفا میشود. هرگاه استعدادها و تواناییهای او به اوج رسد، شیعیان از او تقلید میکنند. در این هنگام او مجتهد اعلم نامیده میشود.
در این مسئله انتخابی صورت نمیگیرد، بلکه اتفاق جالبی میافتد، چیزی شبیه اجماع بر یک حقیقت است که هیچکس در آن مناقشه نمیکند. عالِم هر منطقهای، با پیروی از اجتهادات او، به اعلمیت او گواهی میدهد و هرگاه روشن شود که بیشترِ مؤمنان در مسائل شرعی از او تبعیت میکنند، او مجتهد اوّل
