اتحاد ممکن است… قرآن، سنت، اجماع، قیاس… هم? اینها مورد اتفاق است. فقط یک مورد میماند و آن مبنا قرار دادن قول صحابه نزد اهلسنت و مبنا قرار دادن قولِ ائمه(ع) نزد شیعیان است… ما معتقدیم منحصر کردن منبع حکم به صحابه به معنای محدود کردن شناخت و معرفت ما به دوران صدر اسلام است، در حالی که ائمه(ع) در دور? تحولات که در قرن اوّل و دوم و آغاز قرن سوم رخ داد، زندگی میکردند، یعنی زمانی که مسلمانان جهان را فتح کردند و در منطقهای وسیع دولت تشکیل دادند، که تجربهها و مشکلات بسیاری داشت و از تمدنهای موجود بهرهمند بود. هم? اینها موضوعات جدیدی ایجاد کرد که اجتهادهای تازهای میطلبید. به همین علت، فقه شیعه و منابع شیعی غنیتر بود، زیرا فقه شیعه به اجتهاد ادامه داد. علما و فقهای اهلسنت نیز تا پس از آن تاریخ به فتوا دادن ادامه دادند. اما اکنون که اهلسنت بعضی از ائمه مانند امام علی(ع) و امام حسن(ع) و حسین(ع) را در جایگاه امام و صحابه، و بعضی دیگر را مانند امام باقر(ع) در جایگاه تابعین مبنا قرار میدهند و شیعه نیز به سبب وجود نص بر پیروی از برخی صحابه، ایشان را مبنا قرار میدهند؛ اکنون که به نص استناد میشود و میتوان در چارچوب نص اجتهاد کرد و باب اجتهاد به جای فتاوی باز است؛ در این وضعیت، اختلاف بین مذاهب کاهش یافته و اتحاد و یکپارچگی امکانپذیر شده است.
(امام یک دان? انگور میل کرد و دوباره به صندلی تکیه داد… به یاد کلام امام علی افتادم: «لو ثُنّیَت لِیَ الوُسادة…» (اگر کرسی حکومت برایم مهیا شود…) سپس گفت:) واقعیت و پس از آن وظیفه اقتضا میکند که متحد باشیم. علمای سنی و شیعه میتوانند دربار? ساختار حکومت و، سپس، احکام گفتوگو کنند.
در سال1962 حضرت آیتالله سیّدمحسن حکیم، رحمةالله، قصد سفر به حج داشتند. ایشان از من خواستند تا با مسئولان عربستان تماس بگیرم و از آنها سؤال کنم که آیا ممکن است اجاز? ساختن قبور متبرک? بقیع را بدهند. زیرا در قبرستان بقیع، امام حسن(ع) و حضرت زینالعابدین(ع) و امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و حضرت زهرا(س) مدفوناند. تماسهایی با شیخ محمد سرور الصبان گرفتم. ایشان پیشنهاد کرد در نشست اتحادیه شرکت کنیم تا درمورد این مسئله با علمای وهابیت بحث شود. ما هم شرکت کردیم و توانستیم بازسازی آثار اسلامی را تصویب کنیم، که از جمل? این آثار خان? پیامبر، خان? عبدالمطلب، غار حرا و غار ثور است. هم? این آثار موجود است، اما تا حد بسیاری به آنها بیتوجهی شده است.
منع از زیارت قبور برای یک زمان خاص و آن هم به سبب تثبیت تفکر توحیدی و جلوگیری از احساسات قبیلهای بود. پیامبر فرمودند: «شما را از زیارت قبور منع کرده بودم، اما اکنون به زیارت آنها بروید چون باعث عبرت میشود.» وانگهی، اماکن متبرکی وجود دارد که حکمشان با قبر تفاوت دارد و به منزل? مجسم? سرباز گمنام است که انسانِ مسلمان را به یاد شهادتطلبیها و دلاوریها و فداکاریها میاندازد.
