میآورد که ثبات و امنیت منطقه را تضمین میکند.
ایران وضعیت خاصی ندارد که آن را از دیگر دولتهای اسلامی جدا کند. همانطور که در بیشتر دولتهای اسلامی تصریح شده که دینِ رسمی اسلام است، در ایران هم تصریح شده که دین اسلام طبق تعالیم و اجتهادات فقهای مذهب تشیع، مرجع اصلی در قانونگذاری است، میتوانم بگویم که هماکنون قانونگذاری در جهان اسلام با روح شریعت اسلامی فاصل? بسیاری دارد، هم در منابع و اصولِ کلی و هم حتی در بسیاری از جزئیات. ولی با هم? اینها باید ذکر کرد که فقهای ایران هنگام تدوین قانون اساسی و وضع قوانین مدنی در استخراج احکام شرعی و تکامل بخشیدن به آنها و قانونمند کردن آنها ابتکار بسیاری از خود نشان دادهاند و این تلاش قابل تقدیر است.
باید فرق بین اجتهاد و تشریع روشن شود. اجتهاد یعنی اینکه تمام توان خود را برای استنباط حکم شرع از منابع آن به کار گیریم؛ به این معنا که مجتهد به منابع و متون دینی مراجعه میکند تا نظر صحیح را دربار? مسائل جدید که باید حکم آنها را بداند، دریابد. لذا او از متون دینی آغاز میکند تا به مسئل? واقعی برسد و در این کار فهم و استنباط خود را که از تخصص و تجربه و استعدادهای درونی او سرچشمه میگیرد، به حکم دین پیوند میدهد. اجتهاد پویایی و پیشرفت و نگاه به زمین است در چارچوبِ غیبیِ مطلقِ آسمانیِ حکم. مطلق و غیبی بودنِ حکم مانعِ پویاییِ حکم و مطابقت آن با نیازهای روز انسان نمیشود. همانطور که تطابق با زمان و توجه به نیازها تقدس و غیبی بودن احکام را از آنها سلب نمیکند. پس اجتهاد از دو عنصر تشکیل میشود: عنصر الهی که همان متونِ وحیانی است و عنصر درونی که همان فهم مجتهد است. ولی تشریع بررسی هر پدیده و زوایای مختلف و اوضاع پیرامون آن است که به دنبال آن حکمی با اتکا به مصلحتی عام و یا خاص وضع میشود. تشریع ترکیبی است میان یک جزء ذاتی و یک جز واقعی که همان نگرش به زمین است، ولی اجتهاد توجه به آسمان دارد. در عین حال، هر دو در جزء ذاتی، که بر فهم مجتهد یا قانونگذار از نیازها و حقایق روز مبتنی است، مشترکاند و این امرِ مشترک علم و آگاهی را در هر دو لازم میکند.
مثلاً بیمه را در نظر بگیرید. اگر اطلاعات دقیق از آن در دست نباشد، نمیتوان نظر صحیحی دربار? آن داد، زیرا بیمه در ابتدا برای فقیه مانند قماربازی جلوه میکند، در حالی که اگر فقیه آن را بررسی کند، درمییابد که بیمه از افتخارات تمدن جدید است، زیرا متدینان و غیرمتدینان پول میپردازند و شرکتهای بیمه با جدولها و آمار و ارقام بسیار دقیق احتمال وقوع حوادث را محاسبه میکنند. در نتیجه، بیمه با قماربازی و فریب فاصل? بسیار خواهد داشت، بلکه باید گفت شرکتهای بیمه سهم بیمه را طوری تعیین میکنند که هرگونه خسارت و زیان را جبران میکند. در این حالت، هم فرد و هم شرکت هر دو سود میبرند و این نمونهای از همیاری اجتماعی است. همین مطلب را درمورد زکات نیز میتوان گفت، زیرا ارتقای سطح زندگی و افزایش میزان درآمد سران?
