علمی ایشان دارم، خواهش می کنم در پاسخ مباحث مطرح شده، چارچوب وحدت بر مبنای مصالح مرسله را برای ما مشخص کنند. همانطور که می دانید، ما در فقه جعفری به مصالح مرسله استناد نمی کنیم، ولی من مطمئنم که در آن مذاهب فقهی نیز که بر مصالح مرسله تکیه می کنند، مجتهد یا فقیه آزاد نیست تا هرگونه که دوست داشته باشد و بخواهد رفتار کند و حکم دهد، وگرنه به همان مشکلی بازمی گردیم که به سبب آن درهای اجتهاد بسته شده است.
درهای اجتهاد به این سبب بسته شد که فقیهی با توجه به مصالح مرسله موضوعی را حرام می دانست و فقیه دیگری با توجه به همان مصالح مرسله آن موضوع را واجب اعلام می کرد و، بدینترتیب، اسلام در معرض خطر قرار می گرفت و برای جلوگیری از چنین حالتی درهای اجتهاد بسته شد. البته، همانگونه که استاد ابوزهره دیروز گفتند، نیت همه خیر بود.
مشخصکردن مصالح مرسله و تعریف آنها امری ضروری و بلکه فراتر از ضروری است تا به روی شریعت اسلامی دریچه ای گشوده نشود و بادهای هوی و هوس و قوانین وارداتی بهطور مطلق به آن وارد نشود.
ثانیاً، استاد مصطفی الزرقاء گفتند: بسیاری از کشورهای اسلامی در برخی از زمینه ها بر مبنای شریعت اسلامی عمل می کنند، مثلاً برخی از کشورها در زمین? قوانین احوال شخصیه. این سخنان ارزشمند بود، ولی مایلم در سخنان ایشان که بی نیاز از تأمل و تفکر است، به این نکته اشاره کنم که اجرای یک حکم یا مجموعه ای از احکام در چارچوب نظامی غیر اسلامی را نمی توان اجرای احکام اسلام و پایبندی به شریعت به شمار آورد، وگرنه ناپلئون نیز همانگونه که گفتیم بسیاری از قوانین مدنی مصر را که بر مبنای شریعت اسلامی وضع شده بود، اخذ کرد و قوانین مشهور ناپلئونی تا حد بسیاری شبیه قوانین مدنی مصر است که بعدها نیز بلژیک به آن استناد کرد و بسیاری از کشورهای اروپایی نیز از آن پیروی کردند. استناد کردن به یک یا چند حکم اسلامی در چارچوب یک نظام حقوقی کافر، اسلام نیست. اسلام این است که این قانون را در موضع خود قرار دهیم، یعنی با استناد به منابع تشریعی وضع و اجرا کنیم، نه اینکه اجرای حکم به سبب بخشنامه و آیین نامه باشد، مگر اینکه آن بخش نامه ها برای آزمایش و تجربه باشد، نه برای اجرای آنها. در غیر این صورت، اینکه در کشوری به برخی از قوانین یا احکام اسلامی عمل شده است، مای? خوش بینی نیست. بنابراین، تأکید می کنم که من با استاد غزالی موافقم نه با دوست ارجمند، استاد راشد عبدالله فرحان، وزیر اوقاف کویت (حفظه الله). اینکه حاکمان برای اجرای قوانین پیشنهادیِ فقها آمادگی دارند، پذیرفتنی نیست. من می پرسم آیا این حاکمان از قوانین روشن و آشکاری که در اسلام مورد اجماع همگان است، بی اطلاعاند؟ آیا نمی دانند که شراب حرام است؟ پس چرا آن را مباح می دانند و برای آن مالیات قرار می دهند و آن را از خارج وارد می کنند و برای آن قانون وضع می کنند؟ من به هیچ وجه مسئولیت علمای دین را انکار نمی کنم، نه در برابر حاکمان، نه در برابر مردم و نه در برابر امت. امت اسلام از خطر قوانین غربی و شرقی موجود و شکست سختی که به علت اجرای این قوانین به آنها وارد شده است، آگاه شده اند و، از سوی دیگر، با دستاوردها و نتایج قوانین اسلامی و، بهویژه، قابلیت پیشرفت و برآورده ساختن نیازهای زمانه نیز آشنایی پیدا کرده اند. از این رو، امت دیگر
