متفاوت است. من معتقدم تفاوت برخی از احکام در اسلام بیانگر همین تفاوت در توانایی ها و به منظور آسان کردن مسئولیت و وظیف? هریک از آنها برای ادای رسالت خویش در زندگی قرار داده شده است.
با دقت در آی? شریفه ای که دربار? چندهمسری بحث می کند، درمی یابیم که دو شرط متفاوت برای جواز این تعدد قرار داده است: «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى.»[90] یعنی جواز تعدد همسر مطلق نیست بلکه مربوط به حالت اجتماعی خاصی است که ایتام در جامعه زیاد شده باشند که در نتیجه اسلام برای حفظ حقوق و کرامت آنان چندهمسری را اجازه داده است. طبیعی است که این حالت، منحصر در مورد مطرحشده در آیه نیست، بلکه حاکم شرعی می تواند این حالت های اجتماعی خاص را مشخص کند و در غیر آنها چندهمسری را ممنوع کند. همچنان که طبیعت قاعد? شرط [در ضمن عقد] به زن اختیار می دهد برای تعدد همسران قید و شرط هایی متناسب با اوضاع خود قرار دهد. شرط دومی که آی? شریفه بیان می کند عدالت است: «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً.»[91] عدالت مفهومی است که براساس تغییر حقوق و نیازها و سطح آگاهی زن تغییر می کند. به راحتی می توان گفت: عدالت مفهوم عامی است که حاکم می تواند آن را تعریف و مشخص کند و حکم جواز تعدد را در پرتو مراحل اجتماعی و اوضاع گوناگون تغییر دهد.
مفهوم ناموس در جوامع ما با مفهوم آن در منطق دین متفاوت است. پیوندی که برخاسته از قرارداد ازدواج باشد، به ازبینرفتن ناموس نمی انجامد بلکه آن را تقویت می کند، در حالی که همین پیمان موجب ازبینرفتن دوشیزگی می شود. بنابراین، می توان برای روابط میان مرد و زن، شکل پیشرفته ای از ازدواج را در نظر گرفت که از هرج و مرج جلوگیری کند و موجب آسانشدن زندگی مشترک شود.
خیر، زیرا اینکه چه کسی این مسائل را آموزش دهد مشکل ساز است. این مسئله بسیار حساس و دقیق است و به فضایی مناسب نیاز دارد که در بیشتر مدارس وجود ندارد. بهتر آن است که آموزش مسائل جنسی به طور غیرمستقیم و در چارچوب خانواده انجام گیرد.
ازدسترفتن تسلط و کنترل خانواده بر فرزندان فاجع? بزرگ انسانی است که بر اثر گسستگی نسل ها از یکدیگر پدید آمده است. به نظر من علت این امر رسانه های گروهی و پیشرفت صنعت و فناوری نیست، بلکه علت اصلی این فاجعه، تغییر مفهوم عطا و بخشش در خانواده و پدر - به مثاب? جلو? خداوند در زمین?- و محدود و مقیّد شدن آن است. مادری که کودک خود را نزد خدمتکار یا مربی می گذارد و
[90].?«اگر شما را بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید.» (نسا، 3)
[91].?«و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید، تنها یک زن بگیرید.» (نسا، 3)
