گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 3
صفحه: 100

25/1/1972

[سند شمار? 25-1-72]

امام موسی صدر در سفری به اصفهان در سال 1350 شمسی در شب عید قربان به سخنرانی در جمع فضلا و روحانیان و وعاظ این شهر در حسینی? عمارزاد? اصفهان دعوت شد.

امام موسی صدر در این سخنرانی به ارای? گزارشی از وضعیت شیعیان لبنان و فعالیت خود برای سامان‌دهی امور آنان پرداخت.

8/2/1972

[النهار]

امام موسی صدر در تماس تلفنی با شیخ محمود فرحات، مدیرکل مجلس اعلای شیعیان، تأکید کرد پس از اطمینانی که از سلامتی مادرشان و بهبود ایشان از بیماری یافته‌اند، در اواسط ماه جاری به لبنان بازخواهد گشت.

25/2/1972

[کتابخان? شخصی امام موسی صدر]

استاد عبدالحافظ عبد ربه، از علمای الازهر، کتاب خود با عنوان الثورة الاجتماعیة فی الاسلام را منتشر کرد و نسخه‌ای از آن را به امام موسی صدر هدیه داد. در حاشی? این کتاب، با خط و امضای نویسنده نوشته شده است: «این کتابم را هدیه می‌کنم به وارث امامت و امید خلافت و رهبری…به قلب بزرگی که دغدغ? حیات اسلام را دارد… به امام ربانی و دعوت‌کننده به سوی دارالسلام… به پیشوای مجاهدان و جمع‌کنند? انسانیت بر محور حق و دین… به حضرت امام موسی صدر.»

5/3/1972

[الحیاة]

امام صدر که به تهران سفر کرده بود، به بیروت بازگشت و هنری طربیه، وزیر اطلاع‌رسانی، به نمایندگی از رئیس‌جمهور سلیمان فرنجیه و صبری حماده، رئیس پارلمان و شماری از نمایندگان و اعضای مجلس اعلای شیعیان و علما و نمایندگانی از جمعیت ها و گروه های مناطق مختلف و رحمان الدین آشتیانی، سفیر ایران در لبنان، در فرودگاه از ایشان استقبال کردند.

امام صدر در سخنانی گفت: «خدا را سپاسگزارم که به این کشور عزیزی بازگشتم که عقل و دل و هم? حواس من حتی یک لحظه از آن جدا نشده بود. کسالت جسمی مانع از آن شد که زودتر بازگردم و متأسفانه در زمان سختی و مصیبت از این کشور دور بودم. امیدوارم این مشکل با توجه و پیگیری و همت و دقت و بیداری مسئولان، به‌ویژه رئیس‌جمهور سلیمان فرنجیه، برطرف شده باشد. در واقع آرزو داشتم همراه برادرانم در خط مقدم جنگ باشم و با آنکه مدتی در بیمارستان بودم، با هم? توان کوشیدم تا با رایزنی با ایران و کشورهای همسای? آن، افکارعمومی آسیا را به این مسئله جلب کنم و تا حد بسیاری موفق شدم مسئولان را به اظهارات و موضع گیری هایی در تأیید و حمایت از لبنان وادار کنم. کشور لبنان باید کشوری امن و پیروز باشد و همواره در راه حق و عدالت مبارزه کند. از خداوند می خواهم به من توفیق دهد سهم خود را در این جنگ ادا کنم، هرچند این سهم ریخته‌ شدن خون کم ارزش من باشد. هیچ تردیدی ندارم که برادران عزیزم بیشترین سهم را در دفاع از خاک و عزت میهن خود و نیز در دفاع از حق و عدالت و کرامت اعراب داشته اند. از خداوند می خواهم که