گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 366

سند شماره 26-05-70

موضوع: بیانیه ـ ایستادگی ‌شما در کنار فرزندان جنوب، وطنتان ‌را نجات می‌دهد ‌و وحدتتان ‌را ثبات ‌می‌بخشد

مکان و تاریخ: 26/5/1970

مناسبت: امام‌ موسی‌ صدر پس‌ از دعوت به اعتصاب‌ عمومی ‌در روز 26 مه‌ 1970، ‌این ‌بیانیه ‌را در صبح‌ روز اعتصاب صادر کرد.

‌منبع: آرشیو مجلس ‌اعلای ‌شیعیان

متن‌

فرزندان ‌دانشجو و برادران کارگرم، روشنفکران ‌و تحصیلکردگان،

ای ‌صاحبان ‌وجدان‌های‌ بیدار و مشاغل ‌آزاد،

ای فرزندان جنوبی که در خطر است و امتحان می‌شود،

ای‌ مسلمانانی ‌که ‌همگی ‌به‌ امور مردم‌ اهتمام می‌ورزید،

ای ‌مسیحیانی‌ که ‌صلیب ‌ستمدیدگان‌ را بر دوش‌ می‌کشید،

ای ‌احزاب ‌و صنوف‌ لبنان،

ای ‌لبنانیان‌ عزیز،

از یک ‌سال‌واندی ‌پیش، در صدها جلسه ‌و بحث ‌و بیانیه ‌و مصاحبه‌های ‌رسمی ‌و از طریق‌ سخنرانی‌ها و سخن‌های ‌بی‌شمار به ‌نام‌ مجلس ‌اعلای ‌شیعیان ‌برای ‌بازگرداندن ‌امنیتِ در معرض خطر ‌و حق به تاراج‌رفته جنوب، همانند دیگر دلسوزان‌ آگاه، ضرورت توجه به‌ وضع جنوب ‌و تلاش‌ جدی ‌برای ‌تأمین ‌سلامت ‌آن ‌را گوشزد کردم ‌و خواستار شدم ‌و راهکار عملی ‌آن ‌را در مقاوم‌سازی ‌و آموزش نظامی ‌و افزایش ‌ظرفیت‌های ‌دفاعی و تقویت ‌روحیه مردم جنوب ‌دانستم.

تمامی ‌این‌ جنب‌وجوش‌ها در زمانی ‌صورت‌ می‌گرفت ‌که ‌طمع‌ورزی‌های ‌دشمن ‌آشکار و روشن ‌و تهدیداتش ‌مستمر ‌و مکرر شده بود و فاجعه‌ای‌ که ‌از جنوب ‌آغاز شده ‌و تمام ‌وطن ‌را در هم‌ خواهد پیچید، پیش‌بینی‌شدنی بود ‌و نصیحت‌ خیرخواهان ‌رو به‌ فزونی ‌و مطالعات ‌و برنامه‌های ‌اجرایی ‌دقیق ‌و از جمله ‌تجربه‌های واقعی ‌در کشورهای ‌عربی و در معرض ‌تجاوز دشمن، در اختیار مسئولان ‌بوده ‌است.

سپس، ‌فاجعه‌ای ‌عظیم ‌در خلئی ‌شگرف ‌و در برابر دیدگان‌ همگان‌ به ‌راه ‌افتاد و کشت ‌و ویران ‌کرد و آواره‌ ساخت ‌و تمام وطن ‌را در برابر تهدید قرار داد.

پس ‌از این، مسئولان ‌در انتظار چه‌اند؟

آیا از مردم جنوب ‌می‌خواهند در برابر تمام ‌این ‌سستی‌ها و بی‌‌توجهی‌ها سکوت‌ کنند و مصیبت‌ها و مرگ ‌و ویرانی ‌را تاب ‌بیاورند، در حالی ‌که ‌درک‌ و لمس ‌می‌کنند که ‌از ابتدایی ‌و بدیهی‌ترین ‌حقوق‌ شهروندی محروم‌اند، آن ‌هم ‌پس ‌از ادای ‌همه ‌وظایفشان ‌در همه‌ مراحل و زمان‌ها ‌در برابر وطن ‌و هم‌وطنان؟

یا اینکه ‌خود مردم جنوب ‌منتظر کمک‌های ‌اضطراری ‌و بلاعوض ‌مانند چادر و دارو و کنسرو باشند که ‌احساس ‌آوارگی ‌و غربت ‌و از دست ‌دادن‌ کرامت ‌را به‌کامشان ‌می‌ریزد و در پی ‌سرپناه ‌و لباس ‌و دیگر وسایل ‌ضروری‌ زندگی‌اند؟

یا آنکه ‌به‌ خواهش ‌و صدور بیانیه ‌و راهپیمایی ‌روی آورند تا وعده‌های ‌توخالی، دلشان ‌را به‌ آتش ‌بکشد و بی‌توجهی‌ها روحشان ‌را در هم ‌بپیچد؟