گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 343

‌می‌کند، حرکت می‌کند. تو باید بتوانی ‌مشکل ‌را در درون‌ انسان‌ها حل‌ کنی.

جوانان، صرف ‌اینکه ‌بایستید و شعار حذف فرقه‌گرایی ‌را بدهید و خواهان ‌تغییر قانون ‌اساسی ‌و تبدیل ‌نظام‌ سیاسی ‌لبنان ‌به ‌نظامی غیرفرقه‌ای ‌شوید، مشکل حل ‌نمی‌شود. شما باید بتوانید ریشه‌ها را درمان ‌کنید. شما باید جست‌وجو کنید که ‌چرا لبنانی‌ها به ‌دسته‌بندی فرقه‌ای ‌روی ‌آورده‌اند. چه ‌چیزی ‌سبب ‌شده‌ است که من ـ ‌خدا شاهد است ‌بیشتر از همه از فرقه‌گرایی‌ به دورم ـ دست ‌به ‌تأسیس ‌مجلس ‌اعلای ‌شیعیان ‌بزنم؟ چرا لبنانی اعتبار و حمایت ‌و پشتوانه‌ خود را در فرقه ‌خود می‌بیند؟ درباره ‌سبب ‌این‌ وضع ‌بیندیشید و آن ‌را درمان‌ کنید.

برای ‌شما مثالی ‌می‌زنم‌ که قضیه ‌روشن‌تر شود، زیرا من عادتاً‌ سخنران ‌نیستم ‌بلکه فقط ‌واعظم. می‌خواهم‌ آنچه ‌را در ذهن ‌من ‌می‌گذرد، به ‌عقل و دل‌ شما وارد کنم. پیش‌ترها نظام‌ قبیله‌ای‌ در جهان ‌حاکم‌ بود. هرکس‌ در سایه ‌قبیله‌اش ‌زندگی ‌می‌کرد و از حمایت ‌قبیله‌اش‌ برخوردار بود. این ‌رویکرد برای‌ افراد گران‌ تمام ‌می‌شد، زیرا شیخ ‌قبیله ‌بر آنان حاکم‌ بود و از آنان باج ‌می‌گرفت. افراد هم‌ مجبور بودند و چاره‌ای ‌نداشتند، زیرا جز در سایه ‌قبیله ‌از هیچ‌ حمایت ‌جانی‌ و روانی ‌برخوردار نبودند. برخی از ‌آثار این ‌وضع ‌هنوز نیز متأسفانه‌ در لبنان‌ وجود دارد.

چه ‌چیزی ‌توانست ‌قبیله ‌و احساس‌ تعلق ‌به ‌قبیله را در جهان‌ از بین ‌ببرد؟ حمایت ‌دولت. زمانی‌که ‌دولت‌ ‌از افراد ‌حمایت کرد، فرد احساس ‌کرد که ‌نیازی ‌به ‌وابستگی ‌و التزام ‌و کسب‌ حمایت ‌از قبیله‌اش ‌ندارد تا از او دفاع‌ کند. مشاهده‌ کرد که ‌قانون ‌از او حمایت ‌می‌کند. دریافت که ‌قانون ‌انتقام ‌او را از دشمنش‌ می‌گیرد و حقوقش‌ را حفظ ‌می‌کند. در این وضعیت ‌انسان جانشینی ‌برای ‌حمایت ‌قبیله‌اش ‌یافت‌ و قبیله‌ را ترک‌ کرد. ‌در بسیاری‌ از کشورهای ‌جهان، چنان‌که ‌می‌دانید، حتی ‌نام‌ خانوادگی ‌و تعلق ‌به ‌خانواده ‌از بین رفته ‌است. یعنی‌ هر انسان‌ و هر خانواده برای‌ خود نام ‌خانوادگی ‌یا لقبی ‌متفاوت ‌از پسرعموهایش‌ برمی‌گزیند. به ‌تعبیر دیگر، حتی ‌به ‌لحاظ ‌اسمی ‌هم تعلق ‌به ‌خانواده‌ کاهش ‌یافته‌ است.

اگر می‌توانستیم‌ بدیلی ‌را برای‌ حمایت‌ فرقه در لبنان‌ بیابیم، مشکل ‌حل ‌می‌شد. من ‌این ‌سخن ‌را در حالی ‌می‌گویم‌ که ‌اهتمامی‌ جدی ‌به ‌احترام‌ فرقه‌ها و مذاهب ‌دارم ‌و پیش‌تر هم‌ گفتم ‌که فرقه‌ها مایه ‌خیر و برکت ‌لبنان‌اند. اما اکنون ‌سخن ‌ما درباره فرقه‌گرایی‌ است.

چرا به ‌دسته‌بندی فرقه‌ای ‌روی ‌می‌آوریم تا از حقوقمان ‌دفاع ‌کنیم؟

پنجم

جوانان ‌عزیز، برای‌ فرقه‌گرایی بدیلی ‌پیدا کنید. من ‌آرزوی ‌روزی ‌را می‌کنم ‌که ‌ببینم ‌جوان ‌یا جوانانی ‌برای ‌دفاع ‌از حقوق فِرَق ‌دیگر وارد عرصه‌ شده‌اند، تا شهروند عادی ‌به ‌وجود وجدان‌ در میان ‌هم‌وطنانش‌ مطمئن ‌شود. زمانی‌ که ‌شهروندی‌ وارد اداره‌ای‌ می‌شود و به ‌مسئولی ‌مراجعه ‌می‌کند و می‌بیند که ‌آن ‌مسئول ‌از طریق ‌نام ‌و شناسنامه ‌و حرکات و لهجه ‌او طبقه‌بندی‌اش ‌می‌کند، چاره‌ای ‌ندارد جز اینکه ‌به فرقه ‌یا خانواده‌ و یا جماعتش ‌متوسل ‌شود. اما اگر ببیند که ‌آن ‌مسئول پیروان فرقه‌های دیگر ‌را ‌ترجیح ‌می‌دهد و از مظلوم، هرکه ‌باشد، حمایت‌ می‌کند و حقوق‌ برباد رفته ‌را، هرجا که ‌باشد، احیا می‌کند، طبیعتاً‌، احساس ‌نیاز به ‌کسب ‌حمایت ‌از فرقه و خانواده‌ و جماعتش ‌نمی‌کند.