گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 336

خلقت ‌است‌ و به‌طور خاص‌ نیز مقصود ادیان است. ما باید از وجود فرقه‌ها ‌در جامعه ‌بهره ‌بگیریم ‌و فرقه‌ها را ابزاری ‌بی‌بدیل‌ برای ‌خیر و نیکی ‌قرار دهیم. درهعینهحال، فرقه‌ها ‌می‌توانند منبع ‌و مبنای ‌شر هم ‌باشند، چنان‌که ‌در بسیاری ‌از کشورها اتفاق‌ افتاده‌ و می‌افتد. وجود فِرَق مختلف ‌در لبنان ‌چه ‌رهاورد خیری‌ ممکن است داشته ‌باشد؟

اول

وجود فِرَق مختلف مانند هر تفاوت‌ دیگری در جامعه‌ ممکن است منبع‌ خیر باشد.

اساساً، ‌چه‌ چیزی ‌سبب‌ شکل‌گیری‌ ‌جامعه ‌می‌شود؟ جامعه ‌از چه چیزهایی ‌تشکیل ‌می‌شود؟

در حقیقت، ‌آن‌ چیزی‌ که ‌جوامع ‌را تشکیل ‌می‌دهد، تفاوت ‌میان ‌افراد است، زیرا جامعه ‌مجموعه‌ای ‌از انسان‌هاست که ‌با یکدیگر تعامل ‌دارند و با یکدیگر دادوستد می‌کنند. این ‌تعامل و ارتباط ‌متقابل ‌میان ‌بنی‌آدم ‌جامعه‌ را تشکیل‌ می‌دهد، وگرنه ‌اگر فرض ‌کنیم ‌که ‌صد یا هزار و یا میلیون‌ها انسان ‌هرکدام‌ در جای‌ خود باشند و با یکدیگر دادوستد نداشته‌ باشند، از مجموع ‌آنان جامعه‌ای ‌فراهم نمی‌شود. جامعه‌ حتی‌ با افرادی ‌اندک ‌تکوین ‌می‌یابد، به ‌شرط‌ آنکه ‌میان‌ آنان تعامل ‌برقرار باشد. بنابراین، ‌اگر فرض ‌کنیم‌ که ‌میان‌ پنج ‌نفر تعامل‌ برقرار باشد، همان‌ پنج ‌نفر ‌جامعه‌‌ای کوچک ‌را تشکیل ‌می‌دهند. ‌شروط ‌شکل‌گیری‌ جوامع ‌عبارت ‌است‌ از:

1. وجود افراد اندک ‌یا بسیار؛

2. تعامل ‌میان ‌آن ‌افراد.

برای ‌آنکه ‌میان ‌افراد ‌جامعه‌ تعامل‌ برقرار شود، باید در توانایی‌ها و استعدادها تفاوت ‌وجود داشته ‌باشد، زیرا اگر همه اعضای ‌جامعه‌ ‌به ‌لحاظ ‌توانایی ‌و استعداد و توانگری ‌و فقر در یک ‌رتبه ‌و به ‌یک ‌شکل ‌باشند، جامعه‌ای ‌شکل ‌نخواهد گرفت، زیرا در این اوضاع تعامل ‌و دادوستدی‌ تحقق‌ نخواهد یافت.

اگر فرض ‌شود که ‌همه ‌انسان‌ها و یا انسان‌های ‌یک‌ شهر به ‌صورت ‌لیوان‌هایی باشند که ‌همگی‌ در یک‌ کارخانه‌ تولید شده‌اند، آیا در آنجا جامعه‌ای ‌شکل ‌خواهد گرفت؟ هرگز، زیرا من ‌همان‌ را دارم ‌که ‌شما دارید و دیگر چه‌ چیزی ‌می‌توانم ‌به ‌شما بدهم، ‌درهحالیهکه چیزی ‌را که ‌شما ندارید، من ‌هم ‌ندارم‌ و از آن ‌طرف‌ چه ‌چیزی می‌توانم از شما دریافت‌ کنم؟

در این ‌فرض ‌دادوستدی ‌وجود ندارد و تعاملی ‌برقرار نمی‌شود، پس‌ جامعه‌ای ‌هم ‌نیست. جامعه‌ زمانی ‌شکل ‌می‌گیرد که ‌من ‌چیزی ‌دارم‌ که ‌شما ندارید و شما چیزی‌ دارید که ‌من ‌ندارم. این ‌ویژگی‌ اساسی‌ تکوین ‌هر جامعه‌ای ‌است ‌و حتی‌ جوامع ‌کوچک ‌مانند خانواده، تشکیل‌یافته ‌از مجموعه‌ای ‌از توانایی‌ها و قابلیت‌ها و اشکال ‌و ظرفیت‌هاست. بنابراین، ‌وجود تنوع‌ میان‌ افراد، سبب ‌اصلی ‌شکل‌گیری ‌تعامل ‌میان ‌افراد و درنتیجه، شکل‌گیری‌ جامعه است.

شک ‌نیست‌ که ‌اسباب ‌دیگری ‌هم ‌بر این‌ عامل ‌افزوده ‌می‌شود، مانند آرزوهای ‌بزرگ در دل کسی که از ‌امکانات‌ محدود خود خرسند نیست‌ و نیز دشمنان ‌قدرتمندی‌ که ‌بدون‌ داشتن ‌امکانات ‌گسترده ‌نمی‌توان ‌از پس ‌آنان ‌برآمد. این‌ها نیز از شمار عوامل ‌متعدد شکل‌گیری ‌تعاون ‌جمعی‌ میان ‌انسان‌هاست. ‌می‌توان ‌گفت‌ که ‌اساساً‌ تنوع ‌منجر به ‌تفرقه ‌انسان‌ها نمی‌شود، بلکه ‌برعکس، ‌موجب ‌نزدیکی ‌آنان به ‌یکدیگر می‌شود. تنوع‌ عاملی ‌است ‌که ‌نیاز انسان‌ها را به ‌یکدیگر ایجاب ‌می‌کند و ارتباط ‌محکمی ‌میان ‌آنان ‌پدید می‌آورد تا جامعه‌ شکل‌ گیرد.

از این رو، افراد به ‌لحاظ ‌قابلیت‌ها و استعدادها