بسیاری از صاحبنظران معتقدند که منصب کنونی سید موسی صدر در وضعیت نظام فرقهای موجود برای شیعیان مهمتر از ریاستجمهوری است. واقعیت این است که اکنون آقای صدر در محافل سیاسی کشور از نفوذی عمیق برخوردار است که تأثیر آن چهبسا عمیقتر از تأثیر خود رئیسجمهور است.
بسیاری با شگفتی از قدرتی غیرطبیعی سخن میگویند که در مدتی بسیار کوتاه، پس از آنکه یکی از نمایندگان (جعفر شرفالدین) او را به لبنان دعوت کرد، چنین جایگاه بلندی برایش فراهم کرده است. بسیاری هم به حق معتقدند که آقای صدر از مواهب متعددی برخوردار است که به وی امکان داده تا خود را به مسیحیان بقبولاند.
او هماکنون رئیس مجلس اعلای شیعیان، تنها تشکیلات نماینده شیعیان در لبنان، است که عبارت است از هیئتی متشکل از دوازده تن از چهرههای منتخب علاوه بر نمایندگان شیعه پارلمان.
هیچکس جز آقای صدر برای ریاست مجلس نامزد نشد، هرچند وی پیش از تأسیس مجلس بارها تأکید کرده بود که در هیچ اوضاع و احوالی ریاست این مجلس را بر عهده نخواهد گرفت. پیش از اجرای انتخابات و پیش از بسته شدن باب نامزدی، صبری حماده تصریح کرد که آقای صدر با اجماع آرا رئیس مجلس است.
تنها چند روز پیش روزنامه النهار بیروت در ستون «اسرار خدایان» نوشت: «منابع نزدیک به کاخ ریاستجمهوری پیشبینی میکنند که سید موسی صدر نقش برجستهای در آرامسازی غضب شیعیان در اوضاع کنونی بازی کند.»
به این ترتیب، به نظر میرسد که شایستهترین گزینه، در شخصیت این مرد قدرتمند و ظرفیتهای دیپلماتیک ایشان در جهان عرب نمود مییابد. اما این پرسش باقی میماند که آیا آقای صدر ایفای این نقش را خواهد پذیرفت؟
بسیاری پاسخ مثبت میدهند، زیرا سید موسی صدر اطمینان کامل دارد که میتواند از این آتش سالم بیرون آید و در زمینه حل قضایای عربی در لبنان دستاوردهای فراوانی داشته باشد. اما هیچکس نمیداند محاسبات آقای صدر چگونه و بر چه مبنایی است؟ و هیچکس نمیداند که آیا وی عملاً از کسانی که کمک فراوانی به او کردهاند، باهوشتر است یا خیر؟
