گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 325

سند شماره 23-03-70

موضوع: سخنرانی - مصر تیردان خدا برای تیر و سلاح و رزمنده

مکان و تاریخ: فرودگاه بیروت، 22/2/70 و مجلس اعلای شیعیان

مناسبت: بازگشت ‌امام‌ صدر به ‌بیروت ‌پس ‌از دیدار از کویت ‌و مشارکت‌ در پنجمین ‌کنفرانس‌ مجمع ‌پژوهش‌های ‌اسلامی‌ در قاهره‌

منبع: روزنامه ‌الجریدة، 23/3/1970؛ روزنامه ‌الحیاة،‌ 23/3/1970

گزیده‌ای از متن‌

بخش نخست

سخنان ‌امام در فرودگاه

سفر من ‌دو بخش‌ داشت: در بخش ‌نخست ‌از کشور برادر کویت‌ دیدار کردم ‌و در بخش‌ دوم ‌به ‌دعوت‌ دانشگاه‌ الأزهر و مجمع ‌پژوهش‌های‌ اسلامی ‌به مصر رفتم. حقیقت‌ این ‌است ‌که ‌در هر دو بخش‌ از مسافرت‌ قصدم ‌این ‌بود که ‌حمایت ‌بیشتری‌ را برای ‌لبنان ‌جلب ‌کنم ‌و وضعیت‌ لبنان ‌را توضیح ‌دهم‌ و تلاش‌ها و فداکاری‌های ‌برادرانمان ‌را در کشورهای ‌مختلف ‌عربی‌ در عرصه ‌رویارویی ‌بزرگ بازگو کنم. اکنون ‌احساس ‌عمیق ‌خویش ‌را از استقبالی ‌که ‌در هر دو بخش ‌از سفر خود مشاهده‌ کردم، ابراز می‌دارم. من ‌در همه‌ بخش‌های‌ مردمی ‌و رسمی، چنین رفتاری ‌را ‌به ‌خویش‌ و کشور لبنان‌ احساس‌کردم؛ به‌ویژه، ‌در مصر که کسی ‌حجم ‌گرفتاری‌های ‌این ‌کشور را در رویارویی ‌با دشمن نمی‌داند. در همه‌جای‌ این‌ کشور از فرودگاه‌ها و خیابان‌ها گرفته ‌تا راه‌ها و مزارع، آثار جنگ‌ به ‌وضوح مشاهده ‌می‌شود. شب‌ها مقررات‌ تاریکی ‌اجرا می‌شود و روزها برنامه‌های ‌دقیقی‌ به ‌اجرا درمی‌آید و همه ‌مردم ‌در سطوح‌ مختلف‌ آمادگی ‌ورود به ‌نبرد بزرگ‌ را دارند و بیشترین ‌رنج‌ ممکن ‌را در این‌ مسیر تحمل‌ می‌کنند.

در این‌کشور متوجه ‌شدم ‌که ‌چرا رسول‌ اکرم‌ مصر را تیردان ‌خدا نامیده ‌است. گویی ‌این ‌کشور جعبه‌ای ‌از تیر و سلاح‌ و نیروی ‌انسانی ‌و محبت‌ و خدمت‌ به ‌مسائل‌ جهان عرب ‌و تأیید اسلام ‌و پشتیبانی ‌از حق ‌است. در حقیقت، ‌زمانی ‌که ‌در این ‌وضعیت‌ با آنان‌ دیدار کردم، دریافتم ‌که ‌مشکلات‌ رهبری، مانع ‌از توجه و فکر کردن ‌دقیق ‌رئیس‌جمهور مصر، جمال ‌عبدالناصر، به ‌مسائل ‌لبنان ‌نشده ‌است. مشکلات‌ جنگ ‌نیز مانع ‌عواطف ‌ملت ‌مصر درباره ‌لبنان ‌نشده ‌است. همین ‌احساس‌ را در کویت ‌و هنگام ‌دیدار با امیر کویت و زمان ‌روبه‌رو شدن ‌با ملت ‌کویت ‌در سخنرانی‌هایم‌ داشتم. ‌در برنامه‌های ‌تلویزیونی ‌و دیدارهای ‌عمومی ‌هم چنین ‌احساسی ‌داشتم. در این ‌سفر امید و اعتمادم ‌بسیار فزونی ‌گرفت. در این‌ سفر دریافتم‌ که ‌در این رنج ‌ما تنها نیستیم و درد ‌و رنجی‌ که ‌دیگران ‌می‌کشند، آنان‌ را از فکر کردن ‌به ‌ما باز نداشته ‌است. این‌ امر وظایفی ‌را بر دوش‌ ما می‌نهد. شک ‌نیست ‌که ‌ما به ‌لطف ‌الهی ‌در مسیر عمل ‌به ‌این ‌وظایفیم. اما اعتماد من‌ و امیدم‌ به ‌این ‌کشور بسیار بیش از آن است که ‌انجام ‌می‌دهیم. ما می‌توانیم ‌در حوزه ‌تبلیغاتی ‌و رسانه‌ای‌ و دیپلماتیک‌ در جهان، از طریق ‌مهاجران و به‌واسطه‌ ارتباطات دوستانه، خدمات ‌فراوانی ‌به ‌ملت‌ خود و امت‌ عرب‌ عرضه‌ کنیم. امیدوارم‌ که ‌پس ‌از این‌ سفر و پس ‌از بازگشت‌ و در ‌دیدارهایی ‌که ‌با دوستانم خواهم ‌داشت، به ‌این ‌وظیفه‌ عمل کنم.