گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 318

صفا و بی‌پیرایگی و مشمول‌ اخوت‌ و برادری‌ بودن و لغو و گناه نبودن. درهعینهحال‌، رضوان‌ و رضایت‌ پروردگار بهتر از نعمت‌های‌ بهشتی‌ و برترین‌ آن‌ها شمرده‌ شده‌ است و روح افراد بزرگ را ارضا می‌کند. آنان می‌گویند: «بارخدایا، من‌ تو را به‌ جهت‌ ترسی‌ که‌ از جهنمت‌ و یا طمعی‌ که‌ به‌ بهشتت‌ دارم‌ پرستش‌ نمی‌کنم، بلکه‌ تو را می‌پرستم‌ زیرا که‌ ذات‌ مقدست‌ را سزاوار عبادت‌ می‌دانم.»[74]

اما اصل‌ معامله‌به‌مثل‌ و اینکه‌ بایـد تعـدی و تجـاوز را هماننـد آنچه از متجاوز سر زده، بدون‌ کوچک‌ترین‌ زیاده‌روی‌ پاسخ‌ گفت، جزئی‌ از نظام‌ عمومی‌ و گسترده‌ای‌ است‌ که‌ برای‌ صیانت‌ و سلامت‌ اجتماع‌ انسانی‌ و برای‌ محافظت از‌ انسان‌ وضع‌ شده است. ما به‌زودی‌ در بخش‌ آخر سخنرانی‌ خود درباره این‌ موضوع‌ سخن خواهیم‌ گفت.

در اینجا مایلم‌ نکته‌ای‌ را یادآور شوم که‌ اسلام‌ در چنین مواردی‌ عفو و گذشت‌ را بهتر دانسته‌ و آن‌ را نزدیک‌تر به‌ مقام‌ تقوا‌ شمرده‌ است. البته‌ به‌ این‌ شرط‌ که‌ عفو باعث‌ تشویق‌ طغیانگر نشود، بلکه‌ او را وادار سازد که‌ به‌ نظام‌ عدل‌ تن‌ دهد. در غیر این‌ صورت، تجاوزِ‌ ستمگر و ظلمْ‌ مضاعف‌ خواهد شد و انسانی که عفو و گذشت کرده خود ظالم محسوب می‌شود.

‌امور جامعه و تحول‌

آیین‌ اسلام در تعالیم‌ خود تنها به‌ مسائل‌ عقیدتی‌ و اخلاقی‌ اکتفا نکرده، بلکه علاوه‌ بر پرداختن به احوال شخصی، نظام‌ فراگیری‌ ارائه‌ داده‌ است‌ که شامل تنظیم‌ ارتباط‌ انسان‌ با دیگران‌ و با دولت‌‌ و نیز دربرگیرنده مقررات‌ اداری‌ و قوانین‌ بین‌المللی‌ است. این‌چنین‌ دخالت‌های‌ تفصیلی‌ و گسترده‌ در همه‌ امور زندگی‌ مجالی‌ برای‌ پرسش‌ از موجبات‌ آن‌ فراهم‌ می‌سازد. سپس،‌ این‌ سؤ‌ال‌ مطرح‌ می‌شود که‌ آیا می‌توان‌ نظامی‌ دینی‌ با ویژگی‌های‌ قداست‌ و ثبات‌ برای‌ اداره‌ جامعه‌ متحول‌ و امورِ‌ در حال‌ تغییرِ‌ آن‌ وضع‌ کرد؟ این مسئله به نظر من مهم‌ترین نکته در این سخنرانی است و در کتاب‌های پژوهشی اسلام درباره آن بسیار بحث شده است. برای‌ روشن‌ شدن‌ این‌ مسئله مهم‌ از بحث، اولاً‌ این‌ پرسش‌ را مطرح‌ می‌کنیم‌ که‌ آیا کسانی‌ که‌ از ادیان‌ تنها به‌ بُعد عقیدتی‌ و اخلاقی‌ آن‌ بسنده‌ کرده و یا از ادیان‌ تنها چنین‌ بُعدی‌ را متوقع‌ هستند، بر این‌ باورند که‌ صیانت‌ از ایمان‌ و محافظت‌ از اخلاق‌ نیکو برای‌ کسی‌ که‌ در محیط فعالیت‌های روزمره‌اش هیچ‌گونه‌ پایبندی به چارچوبی‌ متناسب‌ با ایمان‌ و اخلاق‌ مزبور ندارد، امکان‌پذیر است؟ آیا برای‌ انسانی‌ که‌ موجودی واحد به‌شمار می‌آید نه‌ موجود متکثر، ممکن‌ است‌ که‌ روح‌ خود را از تأ‌ثیرِ جسم‌ خویش‌ جدا کند یا مانع تعامل جسم‌ و روح‌ خود شود و آیا ممکن است ایمان‌ و اخلاقی‌ را که‌ از اعمال نفْس‌اند، از تأ‌ثیر جسم‌ به‌دور نگه‌ دارد؟

پاسخ‌ کاملاً‌ روشن‌ است، زیرا تأ‌ثیر متقابل‌ میان‌ تمامی‌ ابعاد وجود انسانی‌ امری‌ است‌ بدیهی‌ و لذا برای‌ صیانت‌ ایمان‌ و اخلاق‌ به‌ناچار انسان‌ باید به‌ اعمال‌ و رفتار ویژه‌ای‌ مقید و به اصول و چارچوبی برای صیانت معنوی خود پایبند باشد. قرآن‌ کریم، مانند سایر کتاب‌های‌ مقدس‌ آسمانی، بر این‌ تأ‌ثیر متقابل‌ تأ‌کید می‌کند و به‌طور صریح‌ اعلام‌ می‌دارد که‌ تکرار و ادامه‌ برخی‌ از اعمال‌ زشتْ ایمان‌ را از قلب‌ انسان‌ بیرون‌ می‌کند: ( ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا


[74]هإبن أبی جمهور، محمدبن زین‌الدین، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، تصحیح مجتبی عراقی، چاپ اول: قم، دار سید الشهداء للنشر، 1405ق، ج1، ص404.