گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 317

را متفاوت‌ از سایر اعمال‌ و جوانب‌ هستی‌اش‌ بدانیم. به‌راستی، این‌ تفریق‌ و تمییز بسیار دشوار است. مگر اینکه خورشید از مرکز طبیعی و مسیر تکوینی خود منحرف شود و مگر اینکه با حرکت خود از کارکردِ حیاتی خود که خدا برای او اراده کرده منحرف شود.

اینک‌ بُعد معنوی اسلام‌ را بررسی‌ می‌کنیم.‌ اسلام‌ جمیع‌ موجودات‌ جهان را، در تمام جوانب مادی‌ و معنوی، مقدس‌ می‌داند و همه‌ را سجده‌کننده‌ خدا و تسبیح‌کننده‌ ذات‌ مقدس‌ الهی‌ می‌شمارد. حتی‌ شر و ضرر موجودات‌ شرور و مضر نسبی‌ است‌ و اگر از آن‌ها بجا و به‌اندازه‌ استفاده‌ شود، دیگر شر و ضرری‌ در کار نخواهد بود.

آیین‌ مقدس‌ اسلام‌ به‌ جمیع‌ جوانب‌ وجود انسان‌ و همه‌ تمایلات و رغبات‌ وی‌ بها می‌دهد و می‌کوشد که روابط انسان‌ را با دیگران تنظیم‌ کند و فعالیت‌ها و کوشش‌های‌ او را در صحنه‌ حیات‌ برنامه‌ریزی‌ و تمایلات‌ و شهوات‌ وی‌ را تعدیل‌ کند تا انسان‌ امکان‌ یابد نقش‌ جهانی‌ خویش،‌ یعنی‌ نقش‌ خلیفة‌اللهی‌ خود را در زمین‌ به‌ کار بندد و با استفاده‌ از همه‌ ابعاد وجودی‌ خویش‌ بهترین‌ و پاک‌ترین‌ زندگی‌ را داشته‌ باشد و بیشترین‌ بهره‌ را از هستی‌ ببرد. در چنین‌ خطی‌ یعنی‌ خطِ‌ ادای‌ واجبات‌ به‌ همراه‌ حیات‌ پاکیزه‌ کامل، هر عملی‌ که‌ از انسان‌ صادر شود و هر حرکتی‌ که‌ از ناحیه‌ او سر زند، مقدس‌ است‌ و عبادت‌ به‌شمار خواهد آمد. همچنین،‌ ما مشاهده‌ می‌کنیم‌ که‌ اسلام‌ به‌ همه‌ اعمال‌ و کردار انسانی‌ که‌ از انگیزه‌ای‌ سلیم‌ صادر شوند، صفت‌ و ویژگی‌ معنوی‌ بخشیده‌ و به‌ همه‌ موجودات‌ جهان‌ هستی‌ صبغه‌ قداست‌ زده‌ است. پس‌ نگوییم‌ معنویات‌ در اسلام‌ ضعیف‌ است‌ و اهتمام‌ اسلام‌ به‌ مادیات‌ است، بلکه‌ درست‌تر این‌ است‌ که‌ بگوییم‌ بُعد معنوی‌ در اسلام‌ تا آن‌ حد قوی و جامع است‌ که‌ هرچیزی‌ را به‌ معنویات‌ متحول‌ می‌سازد. شاید علت‌ اینکه‌ در تعابیر قرآنی در اغلب‌ موارد نفْس به‌ جای‌ روح به‌ کار رفته،‌ همین‌ تقارن‌ میان‌ روح‌ و جسم‌ باشد، چون‌ آن‌ روحی‌ که‌ به‌ تصرف‌ در امور جسم‌ اهتمام‌ دارد، نفْس‌ نامیده‌ می‌شود. اما روح‌ اسم‌ خاص‌ است‌ برای‌ تجرد مطلق‌ که‌ به‌ هنگام‌ نزول‌ وحی‌ و غیر آن تجلی‌ می‌کند؛ همان‌ تجردی‌ که‌ در برخی‌ از آیات‌ قرآنی‌ مساوی‌ با ملائکةالله است.

از ظریف‌ترین و جالب‌ترین‌ مسائلی‌ که‌ در احکام‌ و تعالیم‌ اسلامی‌ مشاهده‌ می‌شود، این‌ است‌ که‌ احکام اسلام‌ از طرفی تأکید می‌کند که‌ زینت‌ها و طیبات‌ برای‌ بهره‌مندی‌ انسان‌ آفریده شده است و از طرف دیگر، هرکس این زینت‌ها را حرام بداند، او را ملامت می‌کند‌. اما با همه‌ این‌ احوال، گهگاه‌ همین‌ زینت‌ها و طیبات را‌ فتنه می‌خواند‌ و این‌ تأ‌کیدی‌ است‌ بر این‌ واقعیت‌ که‌ هرچه‌ نعمت‌های‌ این‌ دنیا و اموال‌ و دارایی‌ها فزونی یابد و هرچه‌ مقام‌ و جاه‌ گسترده‌تر گردد، واجب‌ و ضروری‌ است‌ که‌ به‌ همان‌ نسبت‌ ایمان‌ و تقوا‌ رو به‌ فزونی‌ و گستردگی‌ گذارد، چون، در غیر این‌ صورت، انسان‌ در خطر‌ انحراف‌ از راه‌ مستقیم‌ قرار می‌گیرد و سرگرم این مال‌ و جاه‌، تا آنجا که‌ علی‌(ع‌) می‌فرماید: «زهد این نیست که تو مالک چیزی نباشی، بلکه زهد این است که چیزی مالک تو نباشد.»

‌و در پرتو واقعیت‌ انسـان و واقعیت‌ آفرینش و تفسیـر معـاد و اینکه‌ جزا و پاداش‌ همان‌ تجسم‌ اعمال‌ است، ما می‌توانیم‌ واقعیت‌ بهشت‌ و نعمت‌هایی‌ را که‌ خداوند برای‌ بندگان‌ مخلص‌ خود و پرهیزگاران‌ مهیا ساخته‌ بفهمیم.

قرآن‌ کریم‌ می‌کوشد تا بـه‌ نعمت‌ها‌ ویژگی‌های‌ معنوی‌ ببخشد؛ ویژگی‌هایی چون‌ خلود و طهارت و