گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 316

و علاقه‌‌مندان بـه‌‌ امور دینی‌ قرار گرفته‌ است. من‌ بسیاری‌ از بحث‌های‌ این بُعد اسلام را خوانده‌ و یا شنیده‌ام. آنان در این امور تأمل می‌کنند: دخالت‌ اسلام‌ در امر زندگی‌ عادی‌ و مادی‌ و مقابله‌به‌مثل‌ در قبال‌ تعدی‌ و تجاوز دشمن، رد کید به‌ کید؛ و اهمیتی‌ که‌ به‌ مسئله‌ ازدواج‌ داده‌ و تأ‌کیدی‌ که‌ به‌ آن‌ دارد و حتی‌ تشبیه‌ بهشت‌ به‌ باغی‌ که‌ در آن‌ حور و کاخ‌ها و نهرهایی‌ از عسل‌ و شیر و غیر این‌ها وجود دارد؛ و نیز مطالعه‌ زندگی‌ قهرمانان‌ اسلام‌ و زعمای‌ مسلمین‌ که بر‌ این‌ مواضع‌ و ملاحظات‌ مادی‌ تأکید می‌کند. پاره‌ای‌ از این‌ پژوهشگران‌ تجلی بُعد بسیار عظیم معنویت را در تمامی‌ معتقدات‌ و باورهای‌ اسلامی‌ و در آفریدگار جهان‌ و صفات‌ و اسمای ذات‌ مقدس‌ الهی‌ و در ایمان‌ به‌ غیب‌ که رکن‌ اساسی‌ اسلام‌ از دیدگاه‌ قرآن‌ کریم‌ است، نادیده گرفته‌اند. بهه‌هرهحال، ضروری‌ است‌ که‌ ما این‌ موضوع‌ را با مقدمه‌ای‌ روشنگر بررسی‌ کنیم.

سنت‌ رایج‌ مقتضی‌ است‌ که‌ اشیـا و همچنین،‌ اعمال‌ انسانی‌ را به‌ دو بخش‌ مادی‌ و معنوی‌ تقسیم‌ کنیم‌ و بر طبق‌ چنین‌ تقسیمی،‌ به‌طور کلی،‌ امور جهان‌ دو سنخ‌ خواهند بود: یکی‌ امور مادی‌ و اشتغال‌ به‌ این‌ امور، از قبیل‌ خوردن و آشامیدن و ازدواج و تجارت‌ و امثال‌ آن‌ها؛ و دیگری امور معنوی‌ که‌ در مقابل‌ امور مزبور قرار دارند، از قبیل‌ نماز و عبادت و قربانی‌کردن و فداکاری‌ و تفکر و غیر این‌ها. قسم‌ نخست‌ از امور زایل‌شدنی‌ و مناسبِ جسم‌ انسان‌ و امیال‌ آنی‌ وی‌ است‌ و قسم‌ دوم‌ پاسخگوی‌ امیال‌ روح‌ و قوام انسانی‌ است که امیالی غیرمادی محسوب می‌شود.

لکن‌ حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ این‌ تقسیم‌ نه دقیق است و نه‌ با نظریات‌ فلسفی‌ و یا با تعالیم‌ دینی مطابقت دارد‌ و نه‌ می‌تواند روح‌ مؤ‌من‌ را اقناع‌ کند.

بنابر تحلیل‌ فلسفی، ماده‌ عبارت‌ است‌ از هر موجودی‌ که‌ نیازمند مکان و ابعاد است‌ یا هر موجودی‌ که‌ در ذاتْ متحرک و در حقیقت متحول است؛ اما مجرد عبارت‌ است‌ از آن‌ موجودی‌ که‌ بُعدی‌ ندارد و در ‌ذاتِ‌ خود نیازمند زمان‌ و مکان‌ و حرکت‌ نیست. بنابر این تحلیل‌، جمیع‌ حرکات‌ صادره‌ از انسان، حتی‌ عبادت و ایثار و احسان‌ و تفکر مادی‌اند، زیرا مثلاً‌ تفکر با حرکت سلول‌های‌ مغز انسان، که‌ مادی‌ است، صورت می‌پذیرد. بنابراین، فیلسوف‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌تواند انفصال‌ جسم‌ از روح‌ را تصور کند و صدور افعال‌ انسانی‌ را تنها از جسم‌ یا روح، بدون‌ در نظر گرفتن‌ دیگری، برای‌ خود ترسیم‌ کند و برخی‌ از این‌ افعال‌ را مادی‌ و بعضی‌ دیگر را معنوی بنامد. بلکه‌ تعامل و تأ‌ثر متقابل‌ میان‌ جسم‌ و روح‌ در نزد بسیاری‌ از فلاسفه‌ تا آن‌ درجه‌ است‌ که‌ از آن‌دو یک‌ ترکیب‌ متحد به‌وجود آورده‌ است‌ و این‌ سخن‌ ملاصدرا که‌ روح‌ در حدوث‌ جسمانی‌ (جسمانیة‌ الحدوث) و در بقا روحانی‌ (روحانیة‌ البقاء) است، واقعاً بی‌نظیر است.

معیار صحیح‌ شناخت‌ مادی‌ بـودن‌ یا روحانی‌ بـودنِ اعمـالِ انسان به‌ انگیزه‌ و هدفِ‌ عمل‌ برمی‌گردد. چه‌‌بسا نمازها و صدقات‌ و اندیشه‌هایی‌ که‌ از انگیزه‌های‌ مادی‌ نشئت‌ گرفته‌ و چه‌ بسیار اعمال‌ مادی و اجتماعی‌ یا اداری‌ که‌ برای‌ اهداف‌ بلند انسانی‌ صادر می‌شود و آن‌ها را در شمار عبادات‌ مقدس‌ قرار می‌دهد. وانگهی‌، آن‌گاه‌ که‌ ما همه‌ موجودات‌ جهان‌ را مخلوقات‌ خداوند می‌دانیم‌ و جمیع‌ جوانب‌ و نواحی‌ وجود انسان‌ را پدیده‌ای‌ حقیقی‌ می‌بینیم‌ که‌ اراده‌ پروردگار را متبلور می‌سازد، در این‌ صورت، بسیار مشکل‌ بتوانیم‌ میان‌ یک‌ وجود و وجود دیگری‌ فرق‌ بگذاریم‌ و عمل‌ انسان‌ و بُعدی‌ از ابعاد وجود او