گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 312

الْآخِرَةِ.[67]

خلاصه‌ این‌ اندیشه‌ این‌ است‌ که‌ ملائکه‌ نیروهای‌ پیـدا و پنهان‌ هستی‌ را به‌ امر خدا تدبیر می‌کنند. آن‌ها مطیع‌ پروردگارند و از امر او سرپیچی‌ نمی‌کنند. هرکس‌ در راه‌ حق‌ قدم‌ بردارد، فرشتگان‌ به‌ او یاری‌ می‌رسانند و به‌ او می‌گویند: نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ. به همین‌ سبب، سالکِ‌ راهِ‌ حق‌ تنها نیست، بلکه‌ نیروهای‌ هستی که‌ تحت‌ امر ملائکه‌اند، او را حمایت و تقویت‌ می‌کنند و نمی‌گذارند احساس‌ تنهایی‌ کند. سالکِ‌ راهِ‌ حق‌ احساس‌ تنهایی‌ و نگرانی‌ نمی‌کند. او احساس می‌کند که جهان همراه اوست و مطمئن‌ است‌ که‌ پیروز خواهد شد: فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ.[68]

این‌ احساس‌ برای‌ حاملان‌ رسالت‌ و صاحبان‌ اصولْ ضـروری است؛ آنان‌ که‌ برای‌ ایجاد و بازسازی‌ انسانیت‌ و جامعه‌ انسانی‌ می‌کوشند.

شیطان‌

سخن درباره‌ شیطان، سلطان‌ شُرور، با بحث‌ درباره‌ ملائکه‌ مرتبط‌ است، زیرا برحسب‌ وصف‌ قرآن‌ کریم، شیطان‌ پیش‌ از خلقتِ‌ آدم‌‌ آفریده‌ شده و با ملائکه بوده‌ است. وی‌ قبل‌ از آنکه‌ آدم‌ قدم‌ به‌ عرصه‌ وجود بگذارد، مطیع‌ فرمان‌ خدا بود. پروردگار را سجده‌ می‌کرد و ذات‌ مقدس‌ الهی‌ را تسبیح‌ می‌گفت. اما پس‌ از آنکه‌ مأ‌مور شد در برابر آدم سجده‌ کند، با بزرگ‌بینی‌ و فخر، خداوند را نافرمانی‌ کرد و تا روز قیامت‌ به‌ او مهلت‌ داده‌ شد. او اغواگری و گمراه‌ کردن و منحرف‌ کردن‌ بشر را، با همدستی‌ لشکریان‌ خود، قوای‌ شر، رهبری‌ می‌کند.

چنین‌ تفسیـر و تحلیـلی‌ از شیطـان‌ بـه‌طور ریشه‌ای‌ بـا مفهوم‌ اهریمن‌ نزد ایرانیان‌ کهن‌ متفاوت‌ است، زیرا آنان اهریمن‌ را خالق‌ بدی‌ها می‌دانند که‌ همواره‌ با اهورامزدا، آفریدگار نیکی‌ها، در حال نزاع و نبرد است. آری، شیطانِ‌ مخلوق‌ با اهریمن ـ که‌ خالق‌ است ـ از نظر مبدأ‌ و اثر، به‌کلی‌ تفاوت‌ دارد، زیرا مسئله‌ شرارت‌ ذاتی، که‌ از معتقدات‌ انسان‌های‌ مؤ‌من‌ به‌ دو خدای‌ خیر و شر است، در طول‌ تاریخ از مشکلات‌ بزرگ‌ بوده‌ است. چنین‌ انسانی‌ می‌بیند همه‌ هستی، اجتماع‌ و انسان، درهعینهحال، هم‌ خدای‌ خیر و هم‌ خدای‌ شر، هر دو را پیروی‌ می‌کنند. و چنین‌ انسانی‌ که‌ در وجود خود و اجتماع‌ و مبدأ‌ و سرنوشت‌ دوگانگی‌ می‌بیند و در ذات‌ و سلوک‌ و زمان‌ و مکان‌ خود در جنگی دائمی‌ به‌‌سر می‌برد، انسانی‌ شکست‌خورده‌ و ناتوان‌ است.

مفهوم‌ شیطان، از دیـدگاه‌ اسلام، با این‌ نظر که‌ وی‌ مالک‌ جهنم است‌ و رئیس‌ این‌ جهان‌ و خدای‌ دنیاست، که‌ در تحلیل‌های‌ دیگری‌ آمده‌ است، اختلافات‌ اساسی‌ دارد. نیز مفهوم‌ شیطان‌ از نظر ما با دیدگاه‌ برخی‌ دیگر که‌ او را موحّد‌ بزرگ، بل‌ بزرگِ‌ قدیسان‌ و قائد موحدان‌ جهان‌ می‌شمارند، چون‌ از سجده‌ بر غیر‌خدا امتناع‌ ورزید، تفاوتی‌ بنیادین‌ دارد.

اما اصالت‌ اندیشه‌ دینی‌ دربـاره‌ شیطان‌ در بُعد تربیتی، در قـرآن کریم به اوج می‌رسد. در این‌ تحلیل نام‌ اصلی‌ شیطانْ‌ ابلیس‌ است که‌ از مقربان‌ دربار الهی‌ به‌شمار می‌آمد و بعد از مقام‌ قرب‌ خداوندی، به‌ علت‌ نافرمانی‌ و معصیتی‌ که‌ بر اساس‌ غرور و استکبار از وی‌ سر زد، مطرود شد و از آن‌ پس،‌


[67]ه«بر آنان که گفتند: پروردگار ما الله است و پایداری ورزیدند، فرشتگان فرود می‌آیند که مترسید و غمگین مباشید، شما را به بهشتی که به شما وعده داده شده بشارت است. ما در دنیا دوستدار شما بودیم و نیز در آخرت دوستدار شماییم.» (فصّلت،هه-هه)

[68]ه«خدا یاور اوست، و نیز جبرئیل و مؤمنان شایسته و فرشتگان از آن پس یاور او خواهند بود.» (تحریم،4)