گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 311

نزد دل‌های‌ شکسته‌ هستم.»[65] «هرکس‌ که‌ از بیماری‌ عیادت‌ کند، مثل‌ این‌ است‌ که‌ مرا در عرشم‌ عیادت‌ کرده‌ است.» «نیکوکار آن‌گاه‌ که‌ نیکی‌ می‌ورزد با خدا مصافحه‌ می‌کند.»

چنین است کـه محقق، در مکتب‌ اسلام، تصور جدیدی‌ بــرای الله می‌یابد که‌ با همه‌ تصورها و صورت‌های‌ دیگر در سایر مکاتب‌ متفاوت‌ است. اگر ما بتوانیم‌ ایمان‌ مسیحیت‌ را به‌ خدا در این‌ جمله‌ خلاصه‌ کنیم‌ که‌ خدا محبت‌ است، می‌توانیم‌ ایمان‌ اسلامی‌ را به‌ خدا در این‌ جمله‌ خلاصه‌ کنیم‌ که‌ خدا حق‌ است، به‌تمامی‌ آنچه‌ از مفهوم‌ کلمه‌ حق‌ اراده‌ می‌شود. مترجمان‌ متأ‌خرِ قرآن‌ کریم‌ کلمه‌ الله را در ترجمه‌ خود حفظ‌ کرده‌ و تعبیر مشابهی‌ برای‌ آن‌ نیاورده‌اند و این‌ کار بسیار خوبی‌ است.

ملائکه‌

مسئله‌ فرشتگان‌ از کهن‌ترین‌ نظریه‌هایی‌ است‌ که‌ ادیان‌ مطرح‌ کرده‌اند. لکن‌ در اسلام‌ و در همه‌ ادیان‌ این‌ موضوع‌ با اندیشه‌هایی‌ که‌ در آرای‌ فلاسفه‌ به‌ نام‌ «ارباب‌ انواع»‌ و «مُثُل‌ افلاطونی»‌ و «انوار اسپهبدیه»‌ آمده‌ است،‌ به‌کلی‌ فرق‌ دارد. موضوع‌ ملائکه‌ در اسلام‌ در کتاب‌های‌ محققان‌ شرق‌ و غرب‌ به‌طور مشروح بررسی‌‌ شده است و در این‌ تحقیقات، بیانات‌ علمای‌ علم‌ کلام‌ و محققانِ اساطیر و افسانه‌ها و باورها درباره‌ فرشتگان‌ مقرب، از جمله‌ جبرائیل‌ و میکائیل‌ و اسرافیل‌ و عزرائیل و نیز آرای برخی مستشرقان بزرگ، از طریق بحث‌های تطبیقی‌شان، به‌ آنان کمک‌ کرده‌ است. این مستشرقان می‌گویند که اندیشه‌ وجود ملائکه‌ باوری وارداتی‌ در اسلام‌ است. دلیل آنان برای‌ این‌ سخن‌ ریشه‌ این‌ اسامی و موارد دیگری است. ما برای‌ بحث‌ درباره‌ نظر اسلام‌ در خصوص‌ ملائکه‌ به‌ شنوندگان‌ یادآوری می‌کنیم، همان‌گونه که در آغاز سخن‌ گفتیم،‌ اسلام‌ همه‌ ادیان‌ الهی‌ و محتوای آن‌ها را تأ‌یید می‌کند.

در اینجا باید بگویم‌ که مسئولیت‌ آنچه‌ علمای‌ کلام‌ و سـیره‌ و فقه‌ گفته‌اند، بر عهده‌ خودشان‌ است. منابع‌ اسلامی‌ از این‌ تفصیل‌ها خالی‌ است. منابع‌ اصیل‌ اسلامی‌ تنها به‌ ایمان‌ به‌ ملائکه‌ و جنبه‌ تربیتی‌ آن‌ پرداخته‌اند، اما درباره‌ حقیقت‌ ملائکه‌ و جزئیات‌ آن‌ و مجرد یا مادی‌ بودن‌ آن‌ها چیزی‌ نگفته‌اند. از همین‌ رو، اعتقاد به‌ این‌ تفاصیل‌ از ضروریات‌ ایمانِ‌ اسلامی‌ نیست. مؤ‌من‌ فقط‌ باید به ‌وجود ملائکه‌ معتقد باشد، آن‌چنان‌که‌ باید به‌ خدا و کتاب‌های‌ آسمانی‌ و پیامبران‌ خدا معتقد باشد، و اینکه خداوند از میان‌ ملائکه‌ رسولانی‌ برگزیده‌ است. آن‌ها شب‌ و روز خدا را می‌ستایند و از فرمان‌ خدا سرپیچی‌ نمی‌کنند و اوامر الهی‌ را انجام‌ می‌دهند. مسلمان‌ به‌ همه‌ این‌ها ایمان‌ دارد، زیرا نصِ‌ قرآن‌ است. غیر از آنچه‌ در انجیل‌ متی اصحاح‌ اول‌ و اعمال‌ رسولان درباره‌ ملائکه‌ آمده‌ است، منبع‌ یا دین‌ دیگری‌ را غیر اسلام نمی‌شناسم‌ که‌ به‌ بُعد عملی اعتقاد به ملائکه‌ پرداخته‌ باشد.

پاره‌ای‌ از آیات‌ قرآن‌ از ملائکه‌ به‌ فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا[66] تعبیر می‌کنند و بسیاری‌ از حوادث‌ بزرگ‌ در دنیا و آخرت‌ را به‌ ملائکه‌ نسبت‌ می‌دهند: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی


[65]هدیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب الی الصواب، چاپ اول: قم، الشریف الرضی، 1412ق، ج1، ص 299.

[66]ه«آن‌ها که تدبیر کارها می‌کنند.» (نازعات،5)