وحدت در ایمان و تشریع (قانونگذاری) و هنر و تفسیر. اینک به شرح پارهای از مسائل، بهویژه آنچه در عبارات استاد ماسیه آمده است، میپردازیم، تا اصالت و جوهره اسلام را با وضوحی هرچه بیشتر درک کنیم.
الله
خدای متعال آن ذات مقدسِ واحد و احدی است که همانند نـدارد و اسمای حسنی و مثل اعلی و همه صفات کمال تنها از آنِ اوست. او، بالاتر و برتر از هر نقصی و نیازی، غنی بالذات است. نه میزاید و نه زاده شده است: لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَد.ْ[60] از انتساب خاص به هرچیز و پدیده و یا به هر فردی مبراست. همه جهان و همه پدیدههای عالم و تمامی افراد بشر که در پیشگاه ربوبیاش قرار دارند، یکساناند. آفریننده است و آفرینندگی او همیشگی است. بدون اراده و تصرف او وجود و پیدایش موجودات و بقای آنها امکانپذیر نیست. او عالِم به پنهان و آشکار جهان است و به اندازه ذرهای از دید وی پنهان نمیماند.
این کمال مطلق که در تفسیر کلمه الله متجـلی است و جوانب گوناگون و زمینههای عدیده تربیتی که در ذات مقدس آفریننده انعکاس دارد، پژوهشگر را از نگاه تجریدی و داشتن احساس درونی صرف و تشریفات مذهبی محض دور نگاه میدارد. تعمق در تجرد ذات حق، و دوری گزیدن از تشبیه و همانندی برای حضرتش، و برتری و تعالی آن ذات یگانه از هرگونه ارتباط ویژهای به فرد، شیء یا پدیدهای، خصیصه قداست ذاتی هرچیزی را نفی میکند و انسان را از هرگونه قید و بندِ عقلی یا علمی و اجتماعی و یا عملی و عاطفی آزاد میسازد و او را تنها بنده خدا قرار میدهد و در همه امور زندگی که هیچگونه مانعی در راه تعالی و پیشرفتش نیست، رها و آزاد میسازد. بدینترتیب، کمال الهی در جهان و بهویژه، در انسان منعکس میشود و جهان و انسان در بهترین شکل و کاملترین قوام و دقیقترین نظام و برنامه مشاهده میشود.
اشراف و احاطه دائمی، بنابر تعبیر قرآن کریم، میان تجرد مطلق الهی و اینکه خداوند از رگِ گردن به انسان نزدیکتر است، پیوند برقرار میسازد. همه زمین و آسمانها در قبضه قدرت اوست: مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ[61]، و نیز دیدگان او را نمییابند، لکن او چشمها را میبیند. خداوند از ادراک عقول بشری فراتر است و بر طبق بیان حدیث شریف: «آنچه را شما با وهمهای خود در دقیقترین معانی مییابید، آفریده اوهام شماست که به خود شما برمیگردد.»[62]
درهعینهحال، هرجـا که باشید، او با شماست. از ایـن حیث کـه او با همه اشیاست، نه به مقارنه، و غیر هرچیز است، نه به جدایی.
چنین احاطهای به انسان اطمینان و قدرت میبخشد و وحشت و نگرانی را از او زایل میکند و او را موجودی مسئول و متعهد میسازد. بدینگونه تأثیر چنین اندیشه ژرفی را که بهدور از تجرد است، در حیات انسانی مشاهده میکنیم: وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ.[63]
در آثار و روایات اسلام مضامین زیر جلب توجه میکند: «قلب مؤمن عرش رحمان است.»[64] «من
[60]ه«[کسى را] نزاده و زاده نشده است.» (اخلاص، 3)
[61]ه«درهم پیچیده در ید قدرت اوست.» (زمر،67)
[62]همجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، چاپ دوم: بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، ج 110، ص 34.
[63]ه«مشرق و مغرب از آنِ خداست. پس به هرجا که رو کنید، همانجا رو به خداست.» (بقره،115)
[64]همجلسی، محمدباقر، همان، ج 55، ص39.
