گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 302

مناطق شرق و حتی غرب را نیز تهدید می‌کند. ولی، متأسفانه، حماقتِ جهانیِ ناشی از غروری که در برخی دولت‌های استعمارگر وجود دارد، عملاً مانع از آن است که ابعاد این حقیقت درک شود. شاید گمان می‌‌برند هر لحظه که بخواهند می‌توانند اسرائیل را سر جای خود بنشانند، ولی همه این‌ها خیال باطل است.

ما نیز در گذشته چنین خیال می‌کردیم و این خطای تاریخی در این منطقه اتفاق افتاد و اکنون خطر به مناطق نزدیک و از جمله جنوب لبنان رسیده است. منطقه‌ای که دوست دارم درباره آن برای برادرانم در این کشور صحبت کنم و تلاش می‌کنم که در این سخنان واقعیت را در برابر چشمانشان به تصویر بکشم.

اسرائیل به چند علت چشم طمع به جنوب لبنان دارد:

1. منطقه جنوب لبنان به سبب کوه‌های بلند و دشت‌ها و درّه‌هایی که دارد، منطقه‌ای بزرگ و راهبردی از نظر هجومی و دفاعی به شمار می‌آید و در واقع، برای جهان عرب هیچ منطقه راهبردی‌ای در این سطح باقی نمانده است.

2. آب موجود در جنوب لبنان ثروت بزرگی است و اسرائیل به این ثروت چشم طمع دوخته، همان‌گونه که به همه ثروت‌های جهان چشم طمع دارد. بنابر برخی آمارها، میانگین سالانه آب در جنوب، در برخی سال‌ها از هشتصد میلیون متر مکعب فراتر می‌رود و به حد یک میلیارد متر مکعب می‌رسد. میانگین آب سالانه رودخانه لیطانی و شاخه‌های آن بین پانصد تا ششصد میلیون متر مکعب است. طبیعتاً، اسرائیل به این آب‌ها به‌طور آشکار چشم طمع دارد.

3. حاصلخیزی این منطقه و برخی ویژگی‌های دیگر نیز سبب فزونی طمعِ اسرائیل به این منطقه شده است.

بدون شک، این طمع‌ورزی‌ها در جنوب متوقف نمی‌شود و گسترش می‌یابد، زیرا هر اندازه قدرت این دشمن افزایش یابد، طمع‌های او نیز بیشتر می‌شود. در برابر این طمع‌ها که برخاسته از نژادپرستیِ دینی و کینه‌های عمیق و دراز تاریخی است، ما فقط تماشاچی هستیم. درست است که بسیاری از فرزندان عرب و بسیاری از دوستداران آنان در دنیا به این مسئله پرداخته‌اند، ولی من فکر می‌کنم که این کار باید جدی‌تر و دقیق‌تر و پرتحرک‌تر از وضع کنونی دنبال شود. اگر یکی از ما احساس کند که خطر مستقیماً او یا خانه یا فرزندان یا آینده او را تهدید می‌کند، بالطبع، با تمام وجود حرکت می‌کند. اما حرکت ما کمتر از حد توانمندی‌های ماست و حتی به نظر من کمتر از یک‌چهارم توانمندی‌‌های ماست.

ملت و دولت کویت به‌طور خاص تلاش می‌کند که خدمات فراوان و بزرگی به میدان نبرد تقدیم کند، خواه از نظر مشارکت سخاوتمندانه در دفاعِ سازمان‌یافته عربی از راه شرکت در مسلح‌سازی و تأمین سرمایه بسیاری از ارتش‌های عربی و خواه از راه مشارکت در سازمان‌های مقاومت فلسطینی که امیدواریم إن‌شاء‌الله گسترش یابد و شکوفا شود و ساماندهی گردد و ارتقا یابد. در واقع، تنها راه‌حل مشکل فلسطین همین سازمان‌هاست. ظاهراً مسئله مقاومت فلسطین به حال خود باقی است، زیرا بحث درباره راه‌حل سیاسی و نظامی مختص به سرزمین‌های عربی غیر از فلسطین است و از نظر دنیا مسئله فلسطین تمام شده است.

در هر حال، کویت مشارکت فعالی در این زمینه