امام صدر در نخستین جلسه این دوره در چهارم ماه جاری شرکت کرده بود و اقامتش را در قاهره تمدید کرد تا عملاً در بحثهای آن شرکت کند.
امام موسی صدر در حاشیه همایش مجمع پژوهشهای اسلامی در قاهره، در گفتوگویی اختصاصی با مجله مصری المصور شرکت کرد. وی در بخشی از این گفتوگو تصریح کرد که «فرقهگرایی در لبنان سیاسی است و نه دینی» و اینکه حاکمان ایران به منافع سیاسیای دل دادهاند که هیچ ارتباطی با اهداف ملت مسلمان ایران ندارد. امام صدر درباره جنوب لبنان گفتکه جنوب لبنان تنها منطقه استراتژیکی است که در دست اعراب باقی مانده است و مصیبتش مصیبت همه اعراب است.
رئیسجمهور، جمال عبدالناصر، در منزل خود در منشیةالکبری امام صدر را به حضور پذیرفت و به مدت بیش از یک ساعت با وی گفتوگو کرد. دو طرف درباره اوضاع لبنان و بهویژه، وضعیت جنوب آن سخن گفتند. عبدالناصر بر توجه خویش به لبنان و آمادگی مصر برای ادای وظایفش در برابر این بخش از لبنان تأکید کرد. دو طرف بر ضرورت وحدت امت عرب و همبستگی عربی برمبنای وحدت مذاهب دینی تأکید کردند، خصوصاً با توجه به اینکه استعمارگران و یارانشان میکوشند که بذر تفرقه را در میان ملتهای عرب و مسلمان بپراکنند.
عبدالناصر تأکید کرد که تمام نهادهای دینی مصر را در خدمت همه مسلمانان قرار میدهد. وی بهطور ویژه جویای سلامتی آیتالله سیدمحسن حکیم شد و به گزارش امام صدر از وضعیت اسلام در افریقا و تأثیر زبان عربی بر اوضاع و مسائل اعراب در افریقا گوش سپرد و وزارت اوقاف و اداره امور الأزهر را مکلف کرد که درباره این موضوع و سایر اطلاعاتی که امام صدر در طی دیدار خویش از کشورهای آفریقایی گردآورده است، مطالعه و بررسی کند و بهره لازم را ببرد.
امام موسی صدر روز چهاردهم مارس نماز جمعه را در مسجد جامع الأزهر و با حضور شماری از شخصیتها بهجای آورد. ابتدا امامِ مسجد الأزهر در سخنانی از امتیازات و تواناییهای فکری و دینی امام صدر، که او را در جایگاه میهمان بزرگ مصر نشانده است، سخن گفت. سپس، امام صدر بر فراز منبر رفت و از هجرت پیامبر اکرم و مفاهیم و ابعاد و بازتابهای آن بر هجرت امام حسین و شهادت آن حضرت سخن گفت. امام صدر ملت مصر را به سبب فداکاریهای بزرگشان در راه اعتلای اعراب و مسلمانان ستود و گفت: «خدا شما را برگزیده است تا طلایهدار ایثار و عمل و فداکاری و انقلاب باشید.» به محض پایانیافتن سخنان امام، نمازگزاران به سویش هجوم آوردند تا دست و عبایش را ببوسند و با وی مصافحه کنند و از وی تبرک بجویند. این وضع، محافظان و پلیس را مجبور کرد که دخالت کنند و نظم را برقرار سازند. این صحنه چندان در شنوندگان و حاضران تأثیر نهاد که بسیاری را به گریه انداخت.
