موضوع: سخنرانی ـ ایمان و جوان معاصر
مکان و تاریخ: موقوفه مار الیاس مریجه، 20/12/69
مناسبت: به دعوت باشگاه اجتماعی الغدیر
منبع: نوار صوتی از آرشیو دکتر فؤاد خلیفه
متن
بسم الله الرحمن الرحیم
سروران ارجمند،
حقیقتاً نمیتوانم احساس خود را در میان این عواطف ارزشمند وصف کنم. توان آن را ندارم که این احساس را تبیین کنم. حتی بالاتر و دشوارتر از آن، فکر نمیکنم این سخنرانی ناچیز من بتواند پاسخگوی شور و اشتیاق و امیدی باشد که در چشمها میخوانم و از زبان جناب مجری شنیدم.
از عید فطر حدود 15 روز گذشته است، اما وضعیت ما با رسالت عید فطر ناسازگار است. در هر حال، نقطه آغاز ما عید غدیر است و میان ما و عید غدیر حکایتهای فراوانی هست. امیدوارم این سخنرانی از معنویات این مجموعه ارزشمند و این دلهای با ایمان و از الهامات این «سخن پاک که ریشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است» بهرهای داشته باشد. امیدوارم بتوانم از همه اینها بهره بگیرم و آنچه شایسته این شور و اشتیاق است، ارائه دهم و از این عواطف عملاً قدردانی کنم.
برای صحبت کردن در این باره ضروری است که واژههای عنوان آن را تعریف کنیم. منظور ما از ایمان چیست؟ مقصود از جوان معاصر کیست؟ ویژگیهای جوانی، و نه دورههای دیگر، چیست؟
ایمان واژه معروفی است که همواره آن را به کار میبریم و میشنویم، ولی همچون بسیاری از واژههای رایج، ابعاد آن برای بسیاری از ما روشن نیست.
ایمانی که منظور ما و موضوع این سخنرانی است، ایمان به خداوند است. در اصطلاح ما و یا حداقل در این سخنرانی، ایمان به خدا با آگاه بودن از وجود خدا فرق دارد. گاه انسان میداند که خدا وجود دارد، ولی به او ایمان ندارد. چهبسا بنابر ادله قطعی و نشانههای گوناگون و برهانهای الهیاتی و کلامی متقاعد شود که خدا موجود است، ولی این به معنای ایمان نیست. ایمان به عنصر دیگری نیاز دارد؛ عنصری که سبب شده است این کلمه از کلمه «أَمِنَ» مشتق شده باشد. ایمان همان آگاهی است که با باور و اطمینان درونی همراه باشد. وقتی ما پس از تلاش و جستوجو و شک و فعالیت خدا را شناختیم و به وجود او ایمان آوردیم و دلمان آرام گرفت و عقیدهای استوار پیدا کردیم و نگرانی و دودلیمان فروکش کرد، این همان چیزی است که ما به آن ایمان میگوییم.
پس موضوع سخنرانی ما ایمان به خداوند است، نه آگاهی از وجود او.
اما درمورد جوان معاصر. جوان معاصر همانند دیگر جوانان و دیگر نسلهای آینده صاحب
