گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 30

بزرگوار را مسیر زندگی خود قرار دهند.»

امام صدر در ستایش نبطیه آن‌ را قلب جنوب و قلب سرزمین نور و درخشندگی و شهر دانشگاه علوم دینی‌ و دروس علمی جدید و شهر حجت‌الإسلام سیدحسن و علامه شیخ سلمان الضاهر و علامه شیخ احمد رضا و شیخ فقید محمدتقی الصادق خواند. وی گفت: «ما نیازمندیم همه امکانات ملتمان‌ را بسیج‌ کنیم‌ تا شکست‌ نخورد، زیرا ملتی‌ که همه امکانات خود را بسیج‌ می‌کند، هیچ‌گاه نمی‌میرد.» وی خاطرنشان کرد که در نبردی مانند نبرد الجزایر، یک میلیون شهید فداکاری کردند و آیا ممکن‌ است بیش از این فدا شوند؟ ولی با این حال ملت الجزایر پایدار ماند.

2/7/1969

[العصر]

الف: امام‌ سیدموسی صدر در سخنانی تلویزیونی گفت: «خطر بزرگ‌تر برای لبنان، خطر داخلی‌است؛ خطر چنددستگی و وارفتگی و خطر فساد و خطر تجمل‌ و رفاه‌زدگی است.» وی مسئولیت علمای دینی و مصلحان و مؤ‌سسات رسانه‌ای و مطبوعات و دولت را نیز یادآور شد و گفت: «به نظر می‌رسد که ملت لبنان چونان کشتی‌ای در دل دریاست و نمی‌داند چگونه و به کجا می‌رود و اگر اصالت این ملت و اصالت فرهنگ و نفوذ سنت‌هایش نبود، باید بر آینده‌مان بسیار بیمناک و هراسان‌ می‌شدیم.»

استاد جبران حایک در سخنانی‌ خطاب به ‌امام صدر چنین‌ گفت: «از سیدموسی صدر می‌خواهیم که به ما اجازه بدهد با اخلاص تمام‌ او را مخاطب قرار دهیم و بگوییم‌ تشکل‌ ممتازی‌ که گام‌هایش را به پیش برده و به مرتب‌شدن اوضاع شیعه با تأسیس مجلس اعلای شیعیان انجامیده است، ما را دلیر می‌کند تا رو به حضرت ایشان کنیم و به ایشان پیشنهاد دهیم که زمام ابتکار عمل برای‌ اجلاس‌عمومی رؤ‌سای‌ فِرَق شانزده‌گانه را بر عهده‌ گیرند. اجلاسی که هدفش تأسیس کیانی یک‌پارچه باشد که عموم مردم را ارشاد و نصیحت کند و آنان‌ را برای‌ غلبه بر دشواری‌های زندگی اقتصادی و اجتماعی و روحی راهنمایی کند.»

2/7/1969

[العصر]

ب: خانه أیتام عرب (دارالیتیم العربی) در صیدا با حضور امام‌ سیدموسی صدر، جشن و نمایشگاه‌ سالانه‌اش را برگزار کرد. امام‌ صدر در این مراسم درباره یتیم و ضرورت حمایت از نهادهای اجتماعی که از یتیمان‌ سرپرستی می‌کنند، سخن گفت.

9/7/1969

[المحرر]

امام سیدموسی صدر، دو پاسخ تلگراف از رئیس‌جمهور مصر، جمال عبدالناصر، و رئیس مجلس یمن، قاضی الأریانی، دریافت کرد.

10/7/1969

[الحیاة]

امام سیدموسی صدر دیروز شیخ محمد منصور الرمیح، سفیر عربستان سعودی، را پذیرفت و از وی نامه‌ای در پاسخ به تلگرافی دریافت کرد که درباره‌ محنت مرجعیت شیعه در عراق به ملک فیصل ارسال کرده بود.