موضوع: سخنرانی ـ امام علی معیار راستین
مکان و تاریخ: مرکز انجمن خیریه برجالبراجنه، 14/12/1968
مناسبت: سالروز شهادت امام علی(ع)
منبع: روزنامه الحیاة، 19/12/1968؛ نوار صوتی ـ آرشیو جنبش أمل
متن
آقایان علما، برادران گرامی، سلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
من تنها شخصی بودم که برای تأخیر جریمه شدم و نتوانستم به علت اتفاقات متعدد و قرارها و بدی هوا رأس ساعت خدمتتان برسم، با این حال آمدم و صحبت خواهم کرد. ولی از سخنان برادر گرامیام، علامه شیخ عبدالأمیر، بیبهره ماندم. همچنین، از شنیدن قصیدهای که برادر عزیز آقای محمد نجیب ـ حفظهالله ـ سرود، محروم شدم. بنده تنها میتوانم از بخشهای باقیمانده و کمنظیر استفاده کنم.
از اینکه در برپایی و ساختن این بنای باشکوه مشارکت و در تقویت این راه تلاش کردید، خرسند شدم و به آینده امیدوارتر. خداوند به همه شما توفیق دهد.
دقیقاً هفتاد روز قبل، یعنی روز سیزدهم رجب، ما در همین مکان ولی با اختلاف زمان، مراسم جشنی برگزار کردیم؛ به مناسبت میلاد امیرالمؤمنین(ع). امشب نیز مراسم سوگواری شهادت ایشان را برپا میداریم. حضور و مشارکت در این دو مناسبت مایه افتخار من و شما و این سالن و این انجمن است. ایندو مناسبت را نمیتوان از یکدیگر جدا داشت. سالروز میلاد امام همان سالروز شهادت ایشان و سالروز شهادتشان به مانند مناسبت ولادت ایشان است.
تولد و شهادت علی هر دو برای خدمت به خدا و مردم بود. علی در خانه خدا متولد شد و در خانه خدا نیز کشته شد. علی در صحنه هستی ظاهر شد تا محمد را در رسالتش یاری کند؛ رسالت الهی، رسالتی که مرگ و زندگی علی در راه آن بود. زندگی علی میان دو سجده است؛ سجدهای در کعبه و سجده دیگر در محراب مسجد کوفه. زندگی علی میان دو سجده گذشت. علی(ع) در سجده دائم بود. او حتی یک لحظه پیشانی خود را از سجده در برابر خدا بر نداشت و نگذاشت حتی یک لحظه هوا و هوس بر او غالب یا امیال نفسانی بر او چیره شود.
اگر راه میرفت، به امر پروردگار بود و اگر ضربهای میزد، به امر پروردگار بود. اگر میکشت به دستور خدا بود و اگر کمکی به رنجدیدگان میکرد و دست نوازش بر سر ایشان میکشید، همه به امر خدا بود. اگر خدا دست میداشت ـ که البته خداوند منزه از آن است ـ دست خدا دست علی بود. دست علی همواره با حق و حقیقت بود و حق نیز همراه دست علی بود. اگر خداوند قلب یا چشم یا زبان داشت ـ که صد البته خداوند از این امور منزه است ـ جوارح خداوند همان رفتار جوارح علی را داشت.
پدربزرگ من، مرحومسیّدصدرالدین ـ قدس الله نفسه ـ که در زمان جزار[312] از این کشور آواره شد،
[312]احمد پاشا، حاکم عثمانی، که از شدت قساوت به جزّار به معنی قصّاب مشهور شده بود.
