ولی کدام بخشش و کدام سازندگی؟
مایلم در اینجا مسئله را بیشتر باز کنم تا مقصود از سازندگی را در دین بیان کنم. وقتی که میگوییم سازندگی دینی، مقصود ما تنها ساخت مسجد و کلیسا نیست. در بخشش دینی هم مقصود ما تنها نماز و روزه نیست. بلکه منظور ما هر آن چیز است که برآمده از تمدنِ انسان و نقش انسان در زندگی باشد و هرچیز که از نتیجه فعالیت انسان در مدت زندگیاش باشد. این اعمال هرگاه به نیت صحیح صورت گیرد، آن را عبادت و سازندگی و عملِ مقبولِ درگاه خداوند مینامیم. بنابراین، زمین را درست و کامل میسازیم، ولی به فرمان آسمان: وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ.[273]
در تفکر دینی، اگر کار روزانه به نیت حسنه انجام گیرد، عبادت محسوب میشود. پس اگر ما میگوییم که دین نیروهای انسان را بسیج میکند تا انسان قادر به سازندگی باشد، منظور ما سازندگی متمدنانه و پیشرفته است، مثلِ هر سازندگی دیگر، و آنگاه هماهنگ کردنِ اعمال و حرکاتِ موجودات و افراد و گروهها.
بنابراین، انسان هرچه صعود و پیشرفت کند، با دیگران بیشتر هماهنگ میشود و هرچه تنزل یابد، از دیگران دورتر میشود. گرامیترین و بلندمرتبهترین اهداف آن است که انسانها را گرد هم میآورد. ازههمینهرو، قرآن کریم میفرماید: ( لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعًا مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ.) [274]
پس آن هدف که میتواند همه اهداف و منافع تمام مردم و گروهها را در بر گیرد، هدفی است که از دیگر اهداف برتر است.
بررسی گذرایی است تا وارد اصلِ موضوع شویم: ایمان به عدالتِ خداوند و اینکه او حق و منتهای کمال است. بازتابِ این ایمان بر شناختِ انسان از نفْسِ خود و شناختِ انسان از انسان و برداشت او از تاریخ و هستی و هر آنچه او را احاطه کرده است، نمایان میشود. ایمان به عدالتِ خداوند، به انسان شناختی زیبا و منسجم میبخشد از آنچه پیرامونِ او میگذرد. این گوشهای از دستاوردهای ایمان و نتیجه بروزِ آن است.
در اینجا نکتهای را تذکر بدهیم، چراکه درمورد آن بحثهای بسیاری صورت گرفته و چهبسا، تعبیراتِ اشتباهی از آن به دست داده باشند. این ایمان با تمام آثاری که دارد، صفت و حالتِ درونِ روح است. این ایمان، ذاتی باشد یا اکتسابی، در رفتار و کردارِ مؤمن، آگاهانه یا ناخودآگاه، نمایان میشود. ولی، از سوی دیگر، این رفتارها و کردارها در حفظ و نگهداری ایمانِ انسان نقش بسزایی دارد.
جسم و روح دو چیزِ جدا از هم نیستند، بلکه هریک از ایندو در دیگری اثر میگذارد تا آنجا که برخی از فلاسفه متأخر میگویند: روح جسمانیةالحدوث و تابع وجود جسم است و این به علت تعامل عمیقی است که میانِ جسم و روح مشاهده کردهاند. بنابراین، تا وقتی که این تعامل بین جسم و روح موجود باشد، امکان ندارد آندو را از یکدیگر جدا کنیم و اثرگذاری و اثرپذیری مثبت یا منفی افعالِ انسان را در حفظ ایمان نادیده بگیریم.
ایمان در اعمالِ آدمی ظاهر میشود، و در مقابل، اعمالِ انسان از ایمانِ او پاسداری میکند. اگر
[273]«در آنچه خدایت ارزانی داشته، سرای آخرت را بجوی.» (قصص،77)
[274]«اگر تو همه آنچه را در روی زمین است، انفاق میکردی، دلهای ایشان را به یکدیگر مهربان نمیساختی. ولی خدا دلهایشان را به یکدیگر مهربان ساخت.» (انفال،63)
