عمق و تفکر را توسعه دهد، زیرا بخشش گاه با مال است، گاه با عمل، و گاه با تفکر.
چه هنگام انسان میتواند همه دارایی خود را ببخشد؟ هنگامیکه به جاودانه بودن ایمان داشته باشد، و اِلا اگر همه دارایی خود را ببخشد، چیزی برای خود او باقی نمیماند. برای آنکه انسان هم بتواند ببخشد و هم مالکیت خود را حفظ کند، باید به جاودانگی ایمان داشته باشد. بنابراین، توسعه و تعمیق بذل و بخشش تا حد بذل جان از آثار ایمان به خدای مالکِ مرگ و زندگی است و در اینجاست که نیروی عظیم به وجود میآید. از همین رو، به چگونگی بسیج کردن نیروها در دین و راز موفقیت آن در آغاز راه میپردازیم؛ موفقیتی که بهرغمِ کمی عده دینداران و فزونی عده دینستیزان به دست میآید. در تاریخ میخوانیم که حضرت مسیح(ع) و حضرت محمد(ص) با گروهی اندک بر دشمنان بسیار خود پیروز شدند. رمز موفقیتشان چه بود و چگونه انسان مؤمن در نتیجه بسیج دینی به نیرویی عظیم دست مییابد؟ چگونه سطح روحیه افراد را بالا میبردند و آنان را برای نبرد و بخشش آماده میکردند؟مردن در این راه مرگ نیست، زیرا انسان اگر راهی را برای رسیدن به مقصد یا هدفی یا پیروزی در کاری بپیماید و قبل از رسیدن به پیروزی بمیرد، با مرگ او، یاد و خاطرهاش نیز میمیرد. مجاهدانی که قبل از رسیدن به پیروزی انقلاب یا جنگ بمیرند، فراموش میشوند و اسمی از آنان در تاریخ باقی نمیماند. تاریخ فقط از پیروزمندان یاد میکند. کسانی که قبل از رسیدن به هدف و در بین راه بمیرند و از پا درآیند، نه تاریخ و نه مردم از آنان یاد نمیکنند. بله، برای آنان مجسمه نمادین به نام سرباز گمنام میسازند، اما بیش از این تقدیر و تشکری در کار نیست.
دین تنها مکتبی است که انسان را، حتی اگر قبل از رسیدن به نتیجهای از دنیا برود، پیروز و کامیاب میشمارد. دین او را در ردیف ظفرمندان قرار میدهد و پاداش او محفوظ است. پس انسان در راه دین همیشه پیروز و سربلند دانسته میشود، چه به هدف خویش برسد و چه قبل از دستیابی به آن بمیرد: ( قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ.) [272] این شعار مجاهدان صدر اسلام بود که پیروزی از آن ماست، چه پیروز شویم، چه در راه رسیدن به هدفِ خود کشته شویم. پس از دیدگاه دین در راه دین هیچ شکست و سقوط و مرگی نیست.
و اما لغزشها: بسیار اتفاق میافتد که انسان در راه رسیدن به هدف یا در راه ایفای وظیفه دچار لغزشهایی میشود که بخشودنی نیست. دین تنها مکتب فکری است که برای همت و توان به کار رفته حتی در لغزشها ارزش و اهمیت قایل است. در نظام دینی توان مصروف کارهایی که به چشم نمیآید نیز مأجور است و به حساب میآید. دین رنگ عبادت به فعالیتهای انسان میزند، چراکه از نظر دین اعمال خارجی انسان رنگ عبادت دارد و هرگاه کارها رنگ عبادت به خود بگیرد، در نظر انجامدهنده آسانتر و مأنوستر و گواراتر است. پس آمادگی و خیزش درونی زمانی به بالاترین درجه خود میرسد که انسان در حرکت وجودیاش با جهان هستی و با محیط پیرامونش هماهنگ و یگانه باشد؛ محیط پاکی که از عبادت تمام موجودات و سجود و کرنش همه هستی پدید میآید. لذا تنها وسیله کامل برای فرا خواندن همه نیروهای بشر، از جمله طراحی و تنظیم زندگی برای بخشش و سازندگی دین است.
[272]«بگو: آیا جز یکی از آن دو نیکی، انتظار چیز دیگری را برای ما دارید؟» (توبه،52)
