حال که ما گرفتار این مسائلیم، آیا از دین در لبنان یا در کشورهای دیگر کاری ساخته است؟
این سؤالها را بهطور کوتاه و مختصر مطرح میکنم، زیرا شنونده زودتر از گوینده از آنها خسته میشود و برای پاسخگویی به همه سؤالها تمام تلاشم را خواهم کرد. اما ناچارم درباره دو بُعدِ موضوعِ سخنرانی صحبت کنم.
عنوان سخنرانی من «دین در جهان امروز» دو معنا دارد:
اول، واقعیت دین در عصر کنونی؛
دوم، نقش دین در عصر کنونی.
این دو معنا حقیقت موضوعاند. حتی از لحاظ فلسفی، فعل و قوه یا صورت و هیولا از دیرباز در فلسفه قدیم قوام هر موجودی بوده است. پس در هر چیزی یک صورت بالفعل و یک صورت بالقوه برای انتقال به وضعیت آینده وجود دارد. مثلاً هسته یا دانه، هم صورت بالفعل دارد و هم امکان تبدیل شدن به درخت یا گیاه. موضوع سخنرانی ما نیز از این دو جزء تشکیل میشود:
1. وضعیت و حالت کنونی ما، که فلسفه قدیم آن را صورت مینامد، چیست؟
2. در آینده چه میتوانیم باشیم؟ که این را فلسفه قدیم هیولا یا قوه مینامد.
شاید تعبیر جدید این تقسیمبندی، تز و آنتیتز، سادهتر از معنایی باشد که از اصطلاحات پیشین برمیآید.
اما با اجازه حاضران باید بگویم که واقعیت دین در عصر ما واقعیت اسفباری است. این اعترافی دردناک است، اما حقیقت دارد و اگر واقعیت را قبول نکنیم، نمیتوانیم آینده را بسازیم.
واقعیت دین در زمان ما در عرصه ایمان، به تعبیر منطقی تصور است نه تصدیق. تابلویی است زیبا اما بیروح که در دل دیندار پرتو نوری نمیتاباند. ایمان در بهترین حالت به آرامبخشی در هنگام مواجهه با رنجها و سختیها مبدل شده است، نه محرک و مشوقی برای فائق آمدن بر آنها. غالباً ایمان نقش حایل و مانع را بین افراد بشر دارد.
در عرصه شریعت، دین به میراثی قانونی تبدیل شده که در عرف متدینان، زینتی ظاهری است. کسی که این قوانین را مراعات نمیکند، اشکالی بر او نیست و مراعات کردن آنها فقط زینتی ظاهری است. شریعت در زمان ما به توجیه و تاوان و جبرانی برای بسیاری از گناهان بزرگ و سنگین تبدیل شده است. گناه میکنند، سپس برای جبران و طلب بخشش، مراسم و آیین خاصی بهجا میآورند. این هم قید و بندی است غیرضروری و انسانِ مدرن میل به رهایی از آن دارد.
اما در عرصه اخلاق، فقط بهمثابه کمال روحی است که به فرد اختصاص دارد و جامعه را در بر نمیگیرد. به عبارت دیگر، امروزه اخلاق وسیله شده است؛ وسیلهای برای موفقیت فرد در سیاست یا تجارت و یا تولید. حتماً کتابهای معروف دیل کارنگی را خواندهاید: آیین دوستیابی، چگونه تاجر شویم، و امثال آن. اخلاق در عرف امروز وسیلهای برای جلب مشتری و موفقیت در سیاست و تجارت است. اخلاق امری معنوی به حساب نمیآید، بلکه جزئی از عوامل موفقیت مادی و وسیلهای جدید از اسباب مادی شمرده میشود.
اما در عرصه فرهنگ، دین مجموعه برداشتهایی است که دیرهنگام ارائه شده و بر اساس تحولات و پیشرفتهای موجود متحول میشود. اما این تحول دستاورد خود او نیست
