موضوع: سخنرانی ـ دین در جهان امروز
مکان و تاریخ: سالن دانشکده حقوق و علوم اقتصادی دانشگاه پدران یسوعی
مناسبت: سلسله نشستهای فرهنگی در دانشگاه
منبع: روزنامه الحیاة، 1968/3/2؛ نوار صوتی ـ آرشیو جنبش أمل
این سخنرانی در کتاب ادیان در خدمت انسان تحت همین عنوان درج شده است.
متن
سروران، حضار گرامی، آیا دین در این عصر نقش قابل ذکری دارد؟ آیا در این مراسم در سالن دانشکده حقوق، که به دعوت جوانان شرکتکننده در جلسات فرهنگی برپا شده است، در این فضا که متعلق به حال و آینده است و مصرانه از سخنران میخواهد که در سخنان خود بیطرف باشد، آیا در این اوضاع و احوال میتوان از دین و دنیای امروز سخن گفت؟
موقعیت بسیار دشوار است و شاید هم عجیب. اکنون تمدن پیشرفت چشمگیری کرده و عصر اتم و فضا به ما رو آورده است. به عبارت بهتر، ما وارد عصر اتم و فضا و تکنولوژی پیشرفته شدهایم؛ تکنولوژیای که با شتاب در حال پیشرفت است و انسان را به تفکر و برنامهریزی فرا میخواند. اکنون دامنه علم گسترش یافته و همهچیز را فرا گرفته است. نه کوچکی اتم مانع از تعیین ابعاد و اندازهگیری وزن آن شده و نه عظمت سحابیهای فضا علم را از دربرگیرندگی آن باز داشته است. امروزه تجربههای بشر در زمینه حقوق و قوانین و تنظیم مناسبات رقابت میان انسانها و ارزیابی نظامهای اجتماعی گوناگون به اوج خود رسیده است. اکنون، درک انسان از کمالات اخلاقی و ارزشهای متعالی کامل شده و حتی بُعد ماوراءالطبیعه بر ذهن جستوجوگر او پوشیده نمانده و ازههمینهرو، توانسته است بر اساس آثار طبیعت و گردآوری تجارب و بهکارگیری علوم، مبانی و اصولی برای شناخت عالم ماورا قرار دهد. بعد از اینهمه تحول و پیشرفت، ورود علم و تجربههای بشر در تمام عرصههای دینی، مانند مسائل حلال و حرام و قوانین و اخلاق و حتی مبحث ماوراءالطبیعه، بعد از اینهمه، چه نقشی برای دین در زمان ما باقی میماند؟
این اوضاع جهان و لبنان و تمام مشرقزمین است. حال که ما همگام با تمدن جهان زندگی میکنیم، بهمثابه جزئی از کل یا فرعی از اصل، حکم جهان را داریم و ناخواسته وارد رنج و سختیای شدهایم که در آن فقط زور و اسحله حکم میراند. در کشاکش این سختیها فقط سیاست و تبلیغات و تکنولوژی و رقابت در زمینه افزایش تولید، حرف برای گفتن دارد.
ما اینجا، در شرق، دچار بحرانی هستیم که منشأ اصلی آن ماده و مسائل مربوط به ماده است. پس دین در این صحنه و بهویژه، در عصر کنونی چه چیز میتواند به ما عرضه کند؟
ما، علاوه بر این رنج و محنت، دچار تفرقه هم هستیم. حتی درمورد راههای اتحاد نیز تفرقه داریم. ما دچار فسادیم. از غلبه خودخواهیها گرفته تا تزاحم منافع شخصی تا تناقضها و نبودن حس مشترک تا بیتوجهی و پشت گوش انداختن مسئولیتها.
