الَّتِی أَرَیْنَاکَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیَانًا کَبِیرًا.[252] سپس سوره قدر نازل شد: إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ. اجازه دهید قدری تأمل کنیم و درباره دلداری دادن پروردگار با این آیات به رسول اکرم(ص) سخن بگویم. چگونه پیامبر با این آیات تسلی خاطر یافت؟ خداوند به پیامبر(ص) فرمود: ای رسول خدا، نگران مباش. درست است که امت تو مبتلا میشود و هزار ماه به دست حاکمان غیرصالحی که به نام دین حکومت میکنند، آزمایش میشود. (البته یا دقیقاً هزار ماه و یا به حسب بعضی از تفاسیر هزار ماه کنایه از کثرت یا مدت زمان طولانی است،) لیکن شب قدر از هزار ماه بهتر است، یعنی تأثیر این شب، شب نزول قرآن، در تاریخ از هزار ماهی که آن حاکمان جائر حکومت میکنند و بر سرنوشت مردم مسلط میشوند و احکام الهی را مراعات نمیکنند، بیشتر است. اینجا خداوند به پیامبر ما دلداری میدهد و میفرماید: غمگین مشو. درست است زمام امور این ملت به دست اشخاص غیر امین میافتد، اما تمام تلاشهای ایشان برای تحریف کلام الهی و تغییر امور و بدعتگذاری و تغییر خلافت الهی به پادشاهی و بازی با بیتالمال و ظلم کردن و تبدیل سپاه مؤمنان به مزدوران خود در خدمتِ همه این امور، امکان مقاومت در برابر شب قدر را ندارد. تأثیر شب قدر از هزار ماه بیشتر است. تو شریعتی پایدار هستی: ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ.) [253] اراده خدا این است که نور خویش را کامل گرداند. درست است که احکام بازیچه دست گروهی میشود، اما دین باقی میماند و این جریانها و امواج نمیتواند اثر شب قدر و اثر اسلام را از بین ببرد. ای رسول ما، مطمئن باش که دین تو باقی خواهد ماند و کسی که بقای آن را نمیخواهد یا برای تحریف در دین تو تلاش میکند، نابود خواهد شد.
این تفسیر نیز همان معنا را، که مفهوم شب قدر همان مفهوم شب نزول قرآن است، تداعی میکند. این معنی یکی از معانی قدر است که از قرآن میفهمیم. معنای دیگری نیز هست که معنی شب قدر در ذهن ما را توجیه میکند؛ اینکه شب قدر شب سرنوشت و مشخص شدن وضعیت عمر انسانها و روزی ایشان است. در این شب خوشبختی و بدبختی انسانها مشخص میشود. تفسیری هست که برای شما بیان میکنم. ولی نمیدانم آیا آنرا میپذیرید یا نه؟ اگر به نظر شما این تفسیر اشتباه است، میتوانید با من درباره آن گفتوگو کنید. من میخواهم این تفسیر را در این جلسه فرخنده که سرشار از خیر و ذوق و اخلاص و همّت است، بیان کنم. در منطق قرآن خوشبختی و بدبختی به دست انسان است و انسان مقهور و مجبور نیست. ابتدا همگی این مبنا را بپذیریم. به عقیده بنده منطق قرآن این نیست که انسان مجبور باشد. قرآن میگوید که تو ای انسان، خود سعادت و شقاوت خود را، یا به شکل فردی و یا به شکل گروهی، معین میکنی. از کجا این نکته را میفهمیم؟ اشارههای مختصری در این زمینه وجود دارد. البته، من نمیخواهم به صورت مشروح این موضوع را بیان کنم. به سوره شمس و قسمهای آن گوش فرا دهید: ( وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا وَالسَّمَاء
[252]«و آنچه در خواب به تو نشان دادیم و داستان درخت ملعون که در قرآن آمده است، چیزی جز آزمایش مردم نبود. ما مردم را میترسانیم، ولی تنها سرکشی ایشان افزود میشود.» (اسرا،60)
[253]«ما قرآن را خود نازل کردهایم و خود نگهبانش هستیم.» (حجر،9)
