چیست؟ معنای بزرگداشت شب قدر این است که ما خاطره این شب را زنده نگه داریم. همانطور که هر ملتی روز استقلال خویش و روز قانون اساسی خود و روز انقلاب و مبدأ تحولات و اصلاحات کشورش را گرامی میدارد تا تجدیدخاطرهای باشد و مفاهیمی از گذشته تاریخی خود دریابد که برای اوضاع جاری آن نیز مفید باشد، ما هم شب قدر را برای زنده نگه داشتن شب نزول قرآن گرامی میداریم و اذعان میکنیم که هیچگونه باطلی در این کتاب راه ندارد و به اینکه خداوند میفرماید: ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ.) [246] در این شب ما مفهوم شب قدر و نزول قرآن را درمییابیم و ارتباط قوی با قرآن را حس میکنیم و از این احساس برای زندگی و سیره و آخرت خود و برای معاش و معاد خود بهره میبریم.
این یکی از معانی است که شب قدر صرفاً بزرگداشت خاطرهای باشد. البته، بزرگداشت شب قدر معنای دیگری نیز دارد که امیدوارم بهخوبی به توضیح آن گوش فرا دهید و به آن توجه کنید. ادامه و استمرار در بزرگداشت شب قدر معنایی غیر از امر بزرگداشت در بردارد. ما در قرآن میخوانیم: ( کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ.) [247] سپس در آیه بعد میفرماید: أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ.[248] آیه بعدی میفرماید: ( شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ.) [249] این قسمت شاهد سخن ماست: آیا ارتباطی میان روزه و ماه رمضان وجود دارد؟ آیا ارتباطی میان روزه و نزول قرآن در ماه رمضان وجود دارد؟ اگر این سخنانْ سخنان پروردگار نبود، اینگونه به تفصیل و با دقت درباره آن گفتوگو نمیکردیم. اما این گفتار خداوند است و هرچه بیشتر درباره آن دقت کنیم، مفاهیم جدیدی درمییابیم. آیا تأکید قرآن بر نزول قرآن در ماه رمضان که روزه در آن واجب است، تصادفی است؟ یا اینکه ارتباطی حقیقی بین این دو امر وجود دارد؟ بین روزهای که سبب تقواست، و سپس زمان آن را مشخص میکند: ( شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ.) ماه رمضان، ماه نزول قرآن، زمان روشنگری و هدایت است و همچنین، وقت روزه است. به نظر بنده بین این دو مفهوم ارتباط وجود دارد. روزه فواید بسیاری دارد، همانگونه که سبب قدرت و ایستادگی انسان و ترک هوا و هوس و امثال اینها میشود. فایده مهم دیگری نیز دارد و آن ارتقای انسان و رشد عقل او و تربیت و تهذیب انسان و نزدیکی او به خداوند و ملکوت و معنویت است. هر اندازه که انسان علاقه خویش را به امور روزمره زمینی کم یا محدود کند، به همان اندازه به پروردگار خود نزدیک میشود. بنابراین، ما با روزه گرفتن میخواهیم وابستگی خویش را به نیازها و تمایلهای زمینی کمتر کنیم و هر قدر که وابستگی خود را کم و یا محدود کنیم و ملاکمان را رضای خدا قرار دهیم، به همان اندازه اعتلا پیدا میکنیم و به خدا تقرب میجوییم. قرآن کریم تأکید دارد که ارتباطی مستحکم در زمینه هدایت و روشنگری، میان روزه و قرآن و نزول آن وجود دارد. میان ادراک معانی قرآن و آمادگی نفس برای درک مفاهیم آن از یک طرف، و روزه از طرف دیگر، ارتباطی محکم و قطعی وجود دارد.
[246]«ما قرآن را خود نازل کردیم و خود نگهبانش هستیم.» (حجر،9)
[247]«روزه داشتن بر شما مقرر شد، همچنانکه بر کسانی که پیش از شما بودهاند، مقرر شد.» (بقره،183)
[248]«روزهایی معدود.» (بقره،184)
[249]«ماه رمضان، که در آن برای راهنمایی مردم و بیان راه روشنِ هدایت و جدا ساختن حق از باطل، قرآن نازل شده است.» (بقره،185)
