موضوع: مقدمه کتاب ـ داستان علم و دین
مکان و تاریخ: صور
مناسبت: امام موسی صدر مقدمه زیر را برای کتاب العلوم الطبیعیة فی القرآن نوشته دکتر یوسف مروه نوشت که در تاریخ 19/12/1967 به چاپ رسیده است.
منبع: کتاب العلوم الطبیعیة فی القرآن، نوشته دکتر یوسف مروه
متن
حکایت علم و دین که از آغاز حیات انسانی شروع شده، حکایتی است شنیدنی.
1. خداوند انسان را آفرید و با او دین و دانش را چونان دو بال برای او خلق کرد. دین، چنانکه در قرآن آمده، عبارت است از: فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا.[226]
دین از دید انجیل «ناموس» تلقی میشود و بنابه تعبیر تورات با سرانگشت خداوند بر ذات انسان حک شده است. بنابر نظر دانشمندان بزرگ تاریخ ادیان در قرن اخیر، دین «سرشتی اصیل در انسان» محسوب میشود. دانشمندان معاصر، اکنون دین را حاصل عقدههای روانی نمیدانند و دیگر بر این عقیده نیستند که در پی ترس انسان یا ناتوانی و ضعف او یا تحت تأثیر دیگر عوامل پدید آمده است. پژوهشها و بررسیهای تاریخی و باستانی تأکید میکند که احساس دینی همه جوامع بشری را با همه تنوع آنها فراگرفته و تا کهنترین جوامع انسانی، از آغاز تکوین آنها، امتداد دارد.
کسانی که میگویند دین نتیجه علل مختلف است، هنوز نتوانستهاند به این پرسش بنیادین پاسخ دهند که چگونه انسان اولیه، که هنوز خود دین را نمیشناخته است، توانسته به آن پناه ببرد یا از آن یاری جوید و وقایع را با آن تفسیر کند. دین، از نظر منابع دینی، با ولادت انسان متولد شده و این نظریه را تاریخ و آثار برجایمانده و براهین علمی ثابت میکند.
و اما درباره علم، ما خود میتوانیم ولادت علم را همراه با ولادت طفل ملاحظه کنیم. کودک تمایل فراوانی به فراگیری دارد و این تمایل در چشمانش و در نگاه جستوجوگر او و سپس، در پرسشهای نامحدودش درباره جهان پیرامون محسوس است. بدینترتیب، به پایان فصل نخست از داستان علم و دین میرسیم و درمییابیم که این دو با هم به دنیا آمدهاند و بهگونهای ابتدایی با انسان زاده شدهاند. آری، این دو در آفرینش با انسان مرتبطاند.
2. خداوند علم و دین را هنگام آفرینش انسان با هم آفرید، زیرا میان علم و دین پیوندی سرنوشتساز است و این دو سرنوشت انسان و کمال او را رقم میزنند. علم، صرفنظر از تکلف فلسفی یا تحدید منطقی، همانند پرتوی است که پرده از واقعیتها برمیکشد و حقایق را بازمیشناساند. حقیقتْ همان فعل و امر الهی است. علم برای رؤیتِ آثارِ خالق راهی طبیعی بهشمار میرود و با افزون شدن دانش، شناخت انسان از خداوند هم فزونی میگیرد.
علم، به معنای عام، که دربرگیرنده فلسفه هم
[226]«فطرتی است که خدا همه را بدان فطرت بیافریده است.» (روم،30)
