بیآنکه کسی به رقابت با او برخیزد، حرکت کند و بخواند و بنویسد.
اما وجه هفتم از تفسیر تمدن، توجه به گروه است. همانگونه که گفتهام و اینک هم میگویم و شما هم میدانید، اسلام برای تشکلهای گروهی و دیدارها، از قبیل نماز جماعت و نماز جمعه و صله رحم و همسایگی و بهجا آوردن حج ارزش بسیاری قایل است و در این دستورها تلاش میکند که مردم را به زندگی اجتماعی عادت دهد.
اما درباره تأثیرگذاری عرب بر تمدن دیگر ملل، سخن آقای لوبون را عیناً برای شما نقل میکنم:
ما در تاریخ، تمدنی نمییابیم که بر ملتهای دیگر تأثیرگذارتر و بانفوذتر از تمدن عربی باشد، چراکه تمامی ملتهایی که با اعراب مرتبط بودهاند، هرچند مدت این ارتباط بسیار اندک هم بوده باشد، از تمدن آنان متأثر گشتهاند. حتی کسانی هم که بر عربها پیروز شدهاند، پذیرای تمدن عربی بودهاند، مثل قوم ترک که بر اعراب سیطره یافته بودند… زبان و تمدن پارسیان نیز به واسطه تماس با عربها دگرگون شد و اثر این تغییر تا امروز نیز باقی مانده است، همانگونه که اثر آن در اقوام ترک هم ملاحظه میشود.
لوبون درمورد اروپا میگوید: «اگر تمدن عربی در سال 566 یا567 به اروپا راه نمییافت، اروپا همچنان به زندگی وحشیانه خود ادامه میداد. اروپاییان تمدن را و اخلاق را و علم را از عربها برگرفتند.» آنگاه میافزاید: «به نظر من، آنچه باعث انتقال تمدن عربی به اروپا شد، جنگهای صلیبی نبود، بلکه این تمدن از طریق اسپانیا و جزیره سیسیل و ایتالیا به آنجا راه یافت.» و در ادامه چنین میگوید: «مهمتر آنکه تمدن قدیمی اروپا، یعنی تمدن یونان، هم مستقیماً وارد اروپای امروزی نشد، بلکه عربها بودند که آن را به آنجا منتقل کردند. کتب یونانی ابتدا به عربها منتقل شد و آنگاه بار دیگر به اروپا برگشت.» اما تأثیرپذیری علما و فلاسفه اروپایی از عربها بیش از آن است که در شمار آید. این تأثیرپذیری در عرصههای گستردهای به اثبات رسیده که خارج از حوصله این گفتار است.
آنچه گفته شد گزیدهای اندک و چنانکه گفتم، تلاشی ناچیز بود. در پایان، از همه تقاضا دارم فقط به آنچه شنیدند اکتفا نکنند، چراکه در این مورد کتابهایی وجود دارد که در دسترس همگان است و این آسانترین راه ممکن است. من صمیمانه از همه جوانان درخواست میکنم که کتابهای تاریخ تمدن عرب، نوشته استاد جرجی زیدان، و آثار امیرعلی و آقای لوبون و بسیاری از دانشمندان دیگر را مطالعه کنند، زیرا مطالب مذکور را در آن خواهند یافت. برادران عزیز، این کتب را مطالعه کنید تا بتوانید توشه لازم را برای مقابله با خودباختگی و تسلیم بیچونوچرا فراهم آورید.
ما امروز احساس بیهویتی میکنیم. احساس میکنیم گذشتهای در تاریخ نداریم و گویا اروپا همهچیز است و اروپاست که منشأ علم و فرهنگ و دین و پیشرفت بوده و هر کاری که انجام میدهد، صحیح است. امروز در عصر استعمار فکری و روحی و روانی زندگی میکنیم. اگر ما در برابر این استعمار
