گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 316

تمام‌ سطح‌ تمدن‌ را منعکس‌ می‌کند. اگر این‌ را قبول‌ داریم، باید به‌ آنچه‌ از آثار هنر اسلامی‌ در اختیار ماست‌، مراجعه‌ کنیم‌ و مسجد و کاخ‌ها را ببینیم؛ از مسجد جامع‌ عمر در قدس‌ تا مسجد جامع‌ کبیر در شام‌ یا مسجد جامع‌ قرطبه‌ در اندلس‌ و نظایر آن‌ و قصر غرناطه. تصور نکنید ساخت‌ این‌گونه‌ اماکن‌ امروزه‌ به‌سهولت‌ انجام‌ می‌گیرد، هرگز. مهندسان‌ بزرگ‌ عصر ما اذعان می‌کنند که‌ تمدن‌ امروز توانایی‌ ساخت‌ عمارتی‌ همچون‌ مسجد قرطبه‌ یا قصر غرناطه‌ یا مسجد عمر را ندارد. این‌ نظر من‌ نیست، من‌ فقط‌ سخن‌ یک‌ کارشناس‌ را در این‌ زمینه‌ نقل‌ می‌کنم.

زیبایی‌ و شکوه در همه‌ شئون‌ زندگی، از جمله‌ ساختن‌ شیشه و سفال و ظروف و سنگ‌ مرمر و شهرسازی‌ مشهود بود. درمورد شهرسازی‌ کافی‌ است‌ آنچه‌ در کتاب‌های‌ جهانگردان‌ اروپایی‌ در وصف‌ شهرهای‌ شام و قدس و اشبیلیه‌ و طلیطله، در روزهای‌ شکوفایی‌ تمدن‌ ما آمده، مطالعه‌ کنیم.

در اینجا توجه‌ شما را به‌ نکته‌ای‌ کوچک‌ جلب‌ می‌کنم. یکی‌ از این‌ جهانگردان‌ می‌گوید: در اواخر قرن‌ سوم‌ وارد شام‌ شدم. در آنجا شبکه‌ای‌ برای آب‌رسانی‌ (نظیر آب‌ رسانی‌ امروز) یافتم. آب‌ رودخانه‌ بردی‌ در اطراف‌ شام‌ به‌ چهار شعبه‌ تقسیم‌ و از مجاری‌ زیرزمینی داخل‌ خانه‌های‌ شهر می‌شد و از آنجا به‌ آبراه‌های‌ مخصوص‌ پاک‌سازی‌ و جمع‌آوری‌ زباله‌ می‌ریخت‌ و به‌ خارج‌ از شام‌ انتقال‌ می‌یافت. تمام‌ خانه‌های‌ شهر شام‌ در 1150 سال‌ قبل‌ چنین‌ بودند. این‌ است‌ نظم، این‌ است‌ ملت، این‌ است‌ تمدن. نهرو، نویسنده‌ کتاب‌ نگاهی‌ به‌ تاریخ‌ جهان، می‌نویسد که‌ در اندلس، مردم‌ حمام‌ رفتن‌ و نظافت‌ را جزئی‌ از زندگی‌ روزمره‌ خود می‌شمردند. زمانی‌ که‌ اسپانیایی‌ها می‌خواستند مسلمانان‌ را تحت‌ فشار قرار دهند، از ورود آنان به‌ حمام‌ جلوگیری‌ می‌کردند. عرب‌ها ترجیح‌ می‌دادند که در زیر آسمان‌ بی‌سقف‌ بمیرند، اما نظافتشان‌ را ترک‌ نکنند. او می‌افزاید که‌ در آن‌ هنگام‌ که‌ نظافت‌ جزءِ‌ لاینفک‌ زندگی‌ عرب‌ بود، در تمامی‌ اروپا، حتی‌ در قصرها، یک‌ حمام‌ وجود نداشت. در قصری‌ مثل‌ ورسای‌ هم‌ حمامی‌ پیدا نمی‌شد. بروید ملاحظه‌ بفرمایید.

پنجم: تعلیم‌ و تربیت‌ مدنی‌

دو سال پیش همین‌جا در این‌‌باره‌ به‌ تفصیل‌ سخن‌ گفته‌ام‌.

ششم: تلاش‌ برای‌ صلح‌ و دوستی‌

اما درمورد صلح‌، کافی‌ است‌ بدانیم‌ که‌ سلام‌ از نام‌های‌ خداوند است، چنان‌که‌ در دعاها می‌خوانیم: «اللهم‌ أنت‌ السلام‌ و منک السلام‌ و إلیک یرجع‌ السلام.»‌ درود و تحیت‌ مسلمانان‌ هم‌ «سلام» است. دعوت‌ قرآن‌ هم‌ آنجا که‌ می‌فرماید: ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّةً،[225] تلاشی‌ است‌ برای‌ برقراری‌ صلح‌ در جامعه. فلسفه‌ این‌ تلاش‌ برانگیختن‌ انسان‌ به‌ تبعیت‌ از ناموس‌ هستی‌ است.

هستی‌ با همه‌ اجزایش‌ و با همه‌ تنوع‌ و گوناگونی‌ در اشکالش‌ و با جمیع‌ وظایف‌ مختلفش، سراسر یک‌پارچگی‌ و هماهنگی‌ است؛ همه‌ در جهتی‌ واحد، در جهت‌ سجود و خشوع‌ برای‌ خداوندند. پس‌ جامعه‌ می‌تواند در صلح‌ و آرامش‌ زندگی‌ کند، خصوصاً‌ وقتی‌ که‌ هدف، همان‌گونه‌ که‌ اشاره‌ کردیم، تنها هدف‌ مادی‌ نباشد. در مسیر این‌ هدف، این‌ امکان‌ برای‌ انسان‌ وجود دارد که همان‌طور که‌ می‌خواهد،


[225]«همگان به اطاعت در آیید.» (بقره،208)