گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 313

می‌شنویم.» خلیفه‌ علت‌ را می‌پرسد و آن‌ مرد جواب‌ می‌دهد: «تو هنگامی‌ که‌ بُرد را تقسیم‌ می‌کردی،‌ به‌ من‌ بُردی‌ دادی‌ که‌ تا زانوهای‌ من‌ هم‌ نمی‌رسد، در حالی ‌که‌ برای‌ خود‌ بُردی‌ بلند برداشتی.» خلیفه‌ فرزندش‌ عبدالله را فرامی‌خواند که‌ مسئله‌ را توضیح‌ دهد. عبدالله نیز می‌گوید: «وقتی‌ من‌ بُرد را پوشیدم‌ برایم‌ بلند بود، ولی‌ بُرد پدرم‌ برای‌ او کوتاه‌ بود. به‌ همین‌ علت،‌ پدرم‌ هر دو بُرد را به‌ هم‌ دوخت‌ و آن‌ها را یکی‌ کرد.» با روشن‌ شدن‌ موضوع، مرد به‌ خلیفه‌ می‌گوید: «حالا امر کن‌ تا اطاعت‌ کنیم.»

طرز برخورد با غیرمسلمانان‌ نیز مجالی‌ دیگر می‌طلبد. خلاصه‌ کلام‌ آنکه‌ امام‌ علی‌ در عهدنامه‌اش‌ به‌ مالک‌ اشتر می‌فرماید: «فان‌ النّاس إما أخٌ‌ لَکَ فِی‌ الدِّینِ، اُو نَظِیرٌ لَکَ فِی‌ الخَلقِ‌.» (مردم یا برادر دینی تواند یا همنوعان تو.) انسان‌اند و انسان‌ محترم‌ است.

ما باید درباره اموری‌ مانند فتوحات و جنگ‌ها و حکمرانی‌ مسلمانان‌ و اموری‌ از این‌ دست که‌ آن‌ را گاه‌ استعمار اسلامی‌ و گاه‌ امپراتوری‌ اسلامی‌ می‌نامند، تحقیق کنیم‌ تا زوایای‌ آن‌ روشن‌ گردد. آیا واقعاً‌ چیزی‌ به‌ نام‌ امپراتوری‌ اسلامی‌ وجود داشته‌ است؟ جنگ‌های‌ مسلمانان‌ چگونه‌ بوده‌ است؟

جنگ‌ در تمدن‌ اسلامی‌ قواعد خاصی‌ داشته‌ است، از جمله‌ شروع‌ نکردن‌ جنگ، اتمام‌ حجت‌ پیش‌ از نبرد، درخواست‌ مکررِ‌ پذیرش‌ شروط، نکشتن‌ مجروحان، تعقیب‌ نکردن‌ فراریان‌ و اموری‌ از این‌ قبیل. در زمان‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌(ص)، مسلمانان‌ عراق‌ و بخشی‌ از سرزمین‌ شام‌ را به‌ ترتیب‌ از تصرف‌ پارسیان‌ و بیزانسیان‌ خارج‌ کردند. این‌ نبردها و پیروزی‌ها، در واقع، نبردهایی‌ رهایی‌بخش‌ بوده‌اند و نمی‌توان‌ آن‌ها را جنگ‌های‌ استعماری‌ نامید. سپس‌، باید دید شیوه‌ برخورد آنان‌ چگونه‌ بوده‌ است.

از عمروعاص، فاتح‌ مصر، نقل‌ می‌کنند که‌ در نامه‌اش‌ به‌ خلیفه‌ آن‌ زمان‌ نوشته‌ است: آنچه‌ این‌ سرزمین‌ها را سامان‌ می‌بخشد و موجبات‌ استقرار ساکنانش‌ را فراهم‌ می‌سازد، این‌ است‌ که‌ حرف‌ زیردستان‌ درباره‌ سرانشان‌ پذیرفته‌ نشود و خراج‌ هر خرمایی‌ در وقت‌ رسیدن‌ آن‌ گرفته‌ شود ـ نکته‌ مهم‌ اینجاست ـ و باید یک‌پنجم‌ این‌ اموال‌ را برای‌ پل‌سازی‌ و ساختن‌ قنوات‌ صرف‌ کرد. عمروعاص‌ مالیاتی بسیار ناچیز‌ بر اهل‌ مصر مقرر می‌کند که واقعاً‌ نمی‌توان‌ آن‌ را مالیات‌ نامید؛ چیزی‌ برابر پانزده‌ پشیز، و این‌ تنها یک‌بیستم‌ مالیات‌های‌ سنگینی‌ بود که‌ امپراتوری‌ روم‌ شرقی‌ می‌گرفت. سپس،‌ ادامه‌ می‌دهد که‌ باید یک‌پنجم‌ این‌ مبلغ، یعنی‌ از همان‌ پانزده‌ پشیز، برای‌ آبادانی‌ این‌ سرزمین‌ها صرف‌ شود. با این‌ سیاست، درآمد مصریان، ده‌ سال‌ پس‌ از استقرار حکومت‌ اسلامی، ده‌ برابر می‌شود. آیا این‌ کار استعماری‌ است؟

به‌ این‌ها باید آزادی‌های‌ دینی‌ و حمایت‌ از اسقف‌های‌ مسیحی‌ را اضافه‌ کرد. اسقف‌ها در تمدن‌ اسلامی‌ از آرامش‌ و رفاهی‌ برخوردار شدند که‌ هرگز پیش‌ از آن‌ به‌ آن‌ دست‌ نیافته‌ بودند. صنعت‌ و کشاورزی‌ نیز رشد قابل‌ ملاحظه‌ای‌ کرد و به‌سرعت‌ شکوفا شد. این‌ مثال‌ها مربوط‌ به‌ مبانی‌ حقوقی‌ و پیوندهای‌ قانونی‌ با داخل‌ و خارج‌ است. همان‌طور که‌ ملاحظه‌ شد، این‌ها تنها نمونه‌هایی‌ بود و بس.

سوم: علوم‌

‌با مراجعه‌ به‌ تاریخ‌ علم‌ به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسیم‌ که‌ بنای‌ علوم‌ طبیعی‌ بر تجربه‌ و آزمایش‌ نهاده‌ شده‌ است. مطابق‌ رأ‌ی‌ بعضی‌ از دانشمندان‌ و پژوهشگران، عرب‌ها در اوایل‌ قرن‌ نهم‌ میلادی، اهمیت‌ آزمایش‌