سجده و ستایش و حمد میکنند.
این همان تفسیر کلی از جهان هستی است که یکی از ارکان تمدن دینی ما را تشکیل میدهد. پس، تفکر و باور به خداوند در اندیشه و تمدن ما باوری انتزاعی و دور از تأثیر مستقیم بر زندگی روزمره ما نیست. این اعتقاد در تمام امور شخصی و پیرامونی ما و نیز در تمام هستی پهناور نفوذ دارد. شاید مقایسه تمدن دینی با تمدن غیردینی، بر نقاط مجمل و مفصل بحث ما پرتو بیفکند. برای این منظور، نگاهی گذرا به تمدنی دیگر میاندازیم؛ تمدنی که با تمدن ما و مضامین و محتوای آن تفاوت دارد. اگر بعضی از اصول و پایههای تمدن مغایر را بررسی کنیم، مفهوم تمدنِ خود را به وضوح درمییابیم، زیرا در مقابلِ تمدنِ شرقی ـ دینی ما، تمدن مادیگرای نو و کهنه قرار دارد.
تمدن معاصر، یعنی همین تمدنی که جهان را تسخیر کرده، بیهیچ استثنا و با همه انواع شرقی و غربیاش، تمدن مادیگراست. شاید بگویید: برخی معتقدند که غرب به خدا باور دارد، پس چرا شما تمدن آنان را مادی مینامید؟
بهطور خلاصه و صریح میگویم که متأسفانه در جهان تمدنی وجود دارد که بر انکار خدا استوار است. اساس تمدنِ آنان ماتریالیسم دیالکتیک است. آنان در ارزیابی تمدنشان، تکیه بر خلع خدا میکنند و این امری واضح و قطعی است. البته، تمدن غربی خدا را نفی نمیکند، لکن براساس نادیده گرفتن خدا بنیاد شده است. فرق است میان انکار کردن و نادیده گرفتن. تمدنِ جدیدِ غرب بر اساس بیتأثیر دانستن ماورای طبیعت در زندگی بشر پیریزی شده است. این مطلب در سخنان اواخر قرون وسطا و تعریف تمدن جدید به وضوح دیده میشود.
پایهگذاران این تمدن، اگرچه به انکار خدا تصریح نکردهاند، اما او را در ادعا و در عمل نادیده گرفتهاند و خود را سکولاریست و مکتبشان را سکولاریسم نامیدهاند. آنان مؤثر بودن خدا را نفی میکنند و اگر در آرای متناقض پایهگذاران این تمدن دقت کنید، این اندیشه را به روشنی درمییابید. بنابراین، ما ادعا میکنیم که تمدن غرب بر این باور است که ماورای طبیعت هیچگونه دخالت و تصرفی در عالم طبیعت ندارد. این تمدن تلاش میکند که خدا را از صحنه زندگی انسان دور کند. تمدن کنونی این گونه پیریزی شده است. قرآن از پیش این نوع تمدن را تمدن یهودی نامیده است و میفرماید: ( وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَکَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَیهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأکَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا یَعْمَلُونَ.) [222]
این آیات، شیوه یهودیانِ همعصر پیامبر اکرم(ص) را شرح میدهد. عبارتِ «دست خدا بسته است»
[222]«یهود گفتند که دست خدا بسته است. دستهای خودشان بسته باد. و بدین سخن که گفتند ملعون گشتند. دستهای خدا گشاده است. به هر سان که بخواهد روزی میدهد. و آنچه بر تو از جانب پروردگارت نازل شده است، به طغیان و کفر بیشترشان خواهد افزود. ما تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندهایم. هرگاه که آتش جنگ را افروختند، خدا خاموشش ساخت. و آنان در روی زمین به فساد میکوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد. اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و پرهیزگاری کنند، گناهانشان را خواهیم زدود و آنان را به بهشتهای پرنعمت داخل خواهیم کرد. و اگر تورات و انجیل و آنچه را که از جانب خدا بر آنان نازل شده بر پای دارند، از فراز سر و زیر پایشان روزی بخورند. بعضی از ایشان میانهرو هستند و بسیاریشان بدکردارند.» (مائده،64هـ66)
