موضوع: سخنرانی ـ جلوههایی از تمدن ما
مکان و تاریخ: دبیرستان دخترانه المقاصد صیدا، 7/12/1967
مناسبت: دعوت دبیرستان از امام موسی صدر برای سخنرانی.
منبع: روزنامه الحیاة، 9/12/1967؛ نوار صوتی ـ آرشیو جنبش أمل
این سخنرانی در کتاب ادیان در خدمت انسان تحت همین عنوان درج شده است.
متن
بسم الله الرحمن الرحیم
به اعتقاد من، ایراد این سخنرانی که تلاش ناچیزی است در این شب مبارک، بهترین راه برای ابراز تشکرِ من از این مؤسسه محترم است که هر سال در این شبهای مبارک ما را گرد هم میآورد. بنده، در مقام سپاسگزاری، هدیهای بهتر و ارزشمندتر از گفتارهایم ندارم. لذا، با ایراد این سخنرانی، آشکارا مراتب قدرشناسی خود را ابراز میدارم.
برای ورود به بحث، ابتدا باید توضیحاتی در باب موضوع مورد نظر عرض کنیم و تعریفی از عبارت «تمدن ما» به دست دهیم.
میخواهم نکته تازهای به شما عرضه کنم. البته، ما تمدن را، هم به صورت فردی و هم به صورت جمعی، تجربه میکنیم. اما من باید حدود بحثم را مشخص و دورنمایی از آن را ترسیم کنم.
«حَضاره» کلمهای است مأخوذ از «حضَر» که در مقابل «سفر» قرار دارد. حضَر به معنای استقرار و سکونت و اقامت و در مقابلِ آن، سفَر به معنای جابجایی و انتقال است. پس تمدن شیوهای از زندگی است که افراد مستقر آن را میسازند و یا میگزینند. این نحوه از حیات در مقابل زندگی بادیهنشینی یا بیابانگردی قرار دارد. البته، انسان موجودی مدنی است که درون جامعه و در کنار همنوعانش زندگی میکند. لذا تمدن، که به معنایی دقیقتر از معنای پیشگفته توسعه مییابد، عبارت خواهد بود از «زندگی جوامعِ بشری ساکن و ثابت، نه گروههای کوچکننده و یا بدوی.» پس معنای تمدن، زندگی جوامعِ بشری مستقر است.
دو مفهوم وجود دارد که برای توضیحِ بیشترِ موضوعِ بحث، باید آنها را تبیین کنم: مدنیت و فرهنگ.
برای تبیین این دو مفهوم باید گفت که فرهنگ حیاتِ معنوی انسانها و شامل علوم و فنون و فلسفه و قانونگذاری و ادبیات و هنر است. مدنیت نیز ساحت ظاهری و جلوه بیرونی زندگی انسانهای شهرنشین است، مانند شهرسازی و آبادانی و سازندگی و آبرسانی و مانند آن.
تمدن ترکیبی از این دو مفهوم است که البته با هر دوی آنها تفاوت دارد. حالتهای ذهنی و درونی انسان، هنگامی که در زندگی شخصی بازتاب مییابد و در ایجاد مدنیت تأثیر میگذارد، تمدن نامیده میشود. بنابراین، خواه این تعریف و تفسیر را بپذیریم و خواه نپذیریم، میتوانیم برای شروع بحث دست کم آن را میان خود مفروض بگیریم و بر این اساس، حوزههای مفهوم تمدن را به بخشهای زیر تقسیم کنیم:
