گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 249

غلامان‌ نیز به‌ تبعیت‌ از وی‌ شعار الله‌اکبر سر می‌دادند. وقتی‌ سپاهیان‌، امام‌ را با این‌ حالت‌ دیدند، از اسب‌های‌ خویش‌ پیاده‌ شدند‌ و کفش‌های‌ خود را کندند. هرکس چاقو به‌ همراه‌ داشت‌، بند کفش‌های‌ خود را پاره‌ می‌کرد. سرانجام، همه‌ پابرهنه‌ شدند و پشت‌ سر امام‌ به‌ راه‌ افتادند. امام‌ الله‌اکبر می‌گفت‌. غلامان‌ و سپاهیان‌ نیز بانگ‌ الله‌اکبر سر می‌دادند. راوی‌ حدیث‌ می‌گوید: گویا آسمان‌ و زمین‌ و کوه‌ و دشت‌ و همه‌ اشیا بانگ‌ الله‌اکبر سر می‌دادند. گویی رسول‌ خدا(ص) هنگام‌ حرکت‌ برای‌ نماز عید در برابر ما ظاهر شد. عظمت‌ نواده‌ پیامبر این‌چنین‌ ظاهر گشت. خبر به‌ مأمون‌ رسید. وزیر او فضل‌ به‌ وی‌ گفت: یا امیرالمؤ‌منین، اگر می‌خواهی‌ خلافتت‌ پایدار بماند، باید امام‌ رضا را به‌ خانه‌اش‌ بازگردانی. در غیر این صورت‌، اگر با این‌ حال‌ نماز بخواند، مردم‌ مجذوب‌ او خواهند شد. مأمون‌ به‌ دنبال‌ امام‌ دوید و گفت: پسر عمو، شما خود را به‌ زحمت‌ انداخته‌اید.‌ من‌ راضی‌ به‌ زحمت‌ شما نیستم‌. از شما می‌خواهم‌ که‌ به‌ خانه‌ خود برگردید.

آنان نتوانستند همین‌ نماز خواندن‌ امام‌ را تحمل‌ کنند. حال اگر امام‌ احکام‌ را اجرا کند و حرام‌ و حلال‌ الهی‌ را بیان‌ کند و امور را در مسیر صحیح‌ قرار دهد، چه خواهد شد؟ امامی‌ که‌ می‌فرمود: «شخص‌ قدرتمند نزد من‌ ضعیف‌ است‌ تا حق‌ دیگران‌ را از او بگیرم‌ و ضعیف‌ نزد من‌ قوی‌ است‌ تا حقش‌ را به‌ وی‌ بپردازم.» اگر امام‌ می‌خواست‌ این‌ سخن‌ خویش‌ را اجرا کند، آنان طاقت‌ نمی‌آوردند. بنابراین‌، فضا مناسب‌ نبود و امام‌ باید به‌ آموزش‌ و پرورش‌ و فرهنگ‌سازی‌ می‌پرداخت‌ و این‌ کار را هم‌ آغاز کرد.

سیر‌ زندگی‌ امام‌ طولانی‌ است‌ و شب‌ ما کوتاه. اما یکی‌ از ابعاد فضایل‌ اخلاقی‌ امام را‌ که‌ برادرمان‌ شیخ‌ حسن‌ درباره‌ آن‌ صحبت‌ کرد، بیان‌ می‌کنم. یکی‌ از دربانان‌ امام‌ به‌ نام‌ شیخ‌ معروف‌ کرخی‌ برای‌ دوستان‌ خویش‌ چنین‌ نقل‌ می‌کند: «عاشَرتُهُ‌ إحدی‌ عَشر سَنَة‌ فَوَاللهِ‌ ما رَأَیتُهُ‌ شَتَمَ‌ قَطُ.» (یازده‌ سال‌ با امام‌ معاشرت‌ داشتم‌ و یک‌ ناسزا از او نشنیدم‌.) کجاست‌ دوستی‌ با‌ اهل‌ بیت‌؟ دوستی‌ به‌ ایشان‌ یعنی‌ عمل‌ به‌ این‌ تعالیم. کسی‌ که‌ به‌ این‌ آموزه‌ها عمل‌ کند، دوستدار آنان است. می‌گوید به‌ خدا قسم‌ ندیدم‌ که‌ ناسزا گوید. انسان‌ حالت‌های‌ مختلفی‌ دارد. گاهی‌ خشمگین‌ می‌شود و گاهی‌ نیز خشنود است‌. در حال‌ طبیعی‌ انسان‌ ناسزا نمی‌گوید، اما در حالت‌ خشم‌ آیا کسی‌ می‌تواند زبان‌ خویش‌ را حفظ‌ کند؟ دو برابر جواب‌ ندهد؟ یا شخص‌ متعهدی‌ را مهدورالدم‌ نداند؟ حریم‌ او را نشکند؟ آبروی‌ وی‌ را در حضور و غیاب‌ او نریزد؟ خدا می‌فرماید: وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى.[201]

ایمان‌ در حال‌ خشم‌ ظاهر می‌شود. اگر خشمگین‌ شدی‌ و صبر کردی،‌ مؤ‌من‌ هستی. وگرنه‌ در حالت‌ عادی‌ که‌ کسی‌ فحش‌ نمی‌دهد. مهم‌ در حالت‌ خشم‌ است. ایمان‌ در سه‌ حالت‌ امتحان‌ می‌شود. اول‌، خشم: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم علی ألا تعدلو اعدلوا هو اقرب للتقوی» دوم‌، بلا و مصیبت. هنگامی‌ که‌ شخص‌ به‌ مصیبتی‌ مبتلا می‌شود، ناراحت‌ و خشمگین‌ می‌شود و ممکن‌ است‌ سخن‌ ناصوابی بگوید. خدا می‌فرماید: الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ.[202] خداوند برایشان‌ درود فرستاده‌ و رحمت‌ خود را بر آنان نازل‌ می‌گرداند. سوم،‌ زمانی‌ است که‌ انسان‌ از فقر


[201]«دشمنی‌ با گروهی‌ دیگر وادارتان نکند که عدالت‌ نورزید. عدالت ورزید که به تقوا نزدیک‌تر است.» (مائده،8)

[202]«کسانی‌ که چون مصیبتی به آن‌ها رسید، گفتند: ما از آن خدا ‌هستیم و به او باز می‌گردیم.» (بقره،156)