که یکتاست و نه زاده و نه زاییده است، یکساناند و هیچگونه پیوند خویشاوندی و یا طایفهای و قبیلهای و انتسابی ندارند. تنها خداوند یکتاست که همه مردم از قبیلهها و ملتهای مختلف در برابر او میایستند، سپس میگوید: نزدیکترین شما به خداوند کسی است که عمل صالح انجام دهد و از دیگران با تقواتر باشد.
دوستی اهل بیت پیامبر که خداوند بدان فرمان داده، سبب نژادی و یا عاطفی ندارد. روش و شیوه پیامبر در زندگی شهادت میدهد که پیامبر در ایفای رسالت الهی و برای دین و پروردگارش نفْس خویش را نیز فراموش کرده است. از اینهرو، برای مردم از تربیت الهی و عتاب خداوندی سخن میگفت و خود را پیامآور رسالت الهی میدانست و بس. او به بندگی خداوند افتخار میکرد و در نماز که نماد دعوت و سبب تأثیر اوست، به ما و به ششصد میلیون مسلمان یا بیشتر در جهان دستور میدهد که وقتی به خداوند متوسل میشویم و به وی تقرّب میجوییم و میخواهیم از پیامبر خود یاد کنیم، اینچنین بگوییم: گواهی میدهم که پیامبر بنده خداوند است. همان پیامبری که وقتی یکی از یاران او که بر اسب سوار شده بود و آماده جهاد بود و به نزد وی آمد و در برابر وی تواضع و رکوع کرد، پیامبر به او گفت: «ای مرد، اندکی درنگ کن. من فرزند زنی از قریش هستم که خرده گوشت میخورد.»
این شخص حتی یک بار هم سالروز تولد خود را جشن نگرفت و حتی مبعث خویش را و یا روز هجرت خویش را. مسلمانان آن روز را مبدأ تاریخ خود دانستند. وی نفْس خویش را در برابر خداوند چیزی نمیشمرد و روز تولد خویش را جشن نمیگرفت و مردم را نیز به این کار فرمان نمیداد. مسلمانان برای وفاداری به او این کار را انجام دادند.
وی فقط سه عید را جشن میگرفت: جمعه و عید فطر و عید قربان؛ روزهای عبـادت پروردگار او و ما. او که خود را در برابر خدا فراموش کرده است، آیا فرزندان خویش را در راه خداوند فراموش نمیکند. آری، وی فرزندان خویش را نیز فراموش کرد، لیکن دوستی نزدیکان پیامبر تأثیر بسیاری در پاداش رسالت دارد. محبت و دوستی، این عناوین و صفات در اسلام مقدمهای برای عمل است. ما به فرزند خویش میگوییم که به مدرسه برو و یا اینکه فرزندت را به مدرسه بفرست تا علم بیاموزد. آیا رفتن به مدرسه مساوی با آموزش است؟ ابداً. رفتن به مدرسه برای دانشآموز فضایی آماده میکند تا در آن درس بیاموزد و از دروسی که میآموزد، اثر پذیرد. رفتن به مدرسه مقدمه است. با مقدمه تنها کاری نمیتوان انجام داد. اگر ما فقط به مقدمه بسنده کنیم، کاری انجام ندادهایم. دوستی و محبت فینفسه مانند عاطفه انسان و سایر انفعالات نفسانی است. اگر فقط به آن بسنده کنیم، به نتیجهای نمیرسیم و این ما را از هیچ امری باز نمیدارد و هیچ دوری را نزدیک نمیکند و تأثیری بر ما ندارد. بلکه دوستی راهی برای نزدیکی به شخصی است که دوستش داریم و تلاش برای جلب خشنودی و دوری از خشم کسی است که او را دوست داریم. ما در مسیر اهل بیت حرکت میکنیم و آنان را خشنود میکنیم و خشنودی آنان نیز همان خشنودی خداست. این معنی دوستی در اسلام، پاداش رسالت است و راهی به سوی کامل شدن و عمل کردن به آن است. به همین سبب، این سخن خداوند با روایات متواتری تأکید شده است. پیامبر فرمود: «مَثلُ اَهلِ بَیتِی کَسَفِینَة نُوحَ مَن رَکَبَها نَجا وَ مَن تَخَلَّفَ عَنها غَرَق.» (اهلبیت من چون
