عقیده درست دست یابد: لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ.[186]
ب. نیتِ خوب روحِ عبادت است. در حدیث شریف آمده است: «و إنَّ لِکُلِّ إمری ما نوی» یعنی هر انسانی به حسب نیت خود سنجیده میشود. اما انسان هیچگاه به افکار و نیات خود، تا آنگاه که گفته یا عملی به دنبال آن نیاید، مؤاخذه نمیشود و در همین زمینه در حدیث معروف نبوی آمده است: «رُفِعَ عَن أُمَّتِی تِسعَة الخَطَأُ وَ النَّسیانُ وَ ما أکرِهُوا عَلَیهِ وَ ما لا یطِیقُونَ وَ ما لا یعلَمُون وَ ما اضطرُّوا إلَیهِ وَ الحَسَدُ وَ الطَّیرَة وَ التَفَکُّرُ فِی الوَسوَسَة فِی الخَلقِ ما لَم ینطِق بِشَفَة.» (نه چیز از امت من برداشته شده است: خطا، نسیان، چیزى که به آن مجبورشان کرده اند، چیزى که بیرون از توان آنهاست، چیزى که نمى دانند، چیزى که از روى ناچارى انجام داده اند، حسد، فال بد و تفکر همراه با وسوسه درباره خلق خدا تا آن هنگام که نگفتهباشند.)
ج. از زیباترین مسائلی که دین مقدس اسلام در مسیر تکریم و گرامیداشت انسان به آن توجه کرده، ارج نهادن و بها دادن به کوششهای بینتیجه وی است. چهبسا که انسان امکانات و نیروهای خویش را در راه خیر مصرف میکند، جان و مال و وقت و خدمات خود را در این راه صرف میکند، لکن به علت عوارضی یا موانعی که ایجاد میشود، به اهداف و نتایج مطلوب و مورد نظر نمیرسد. درحقیقت، از راه باز میمانَد یا در میان راه متوقف میشود، به علتهایی که هیچگاه انسان مسئول آنها نبوده است. تاریخْ وی را و کوششها و خدمات و ایثارگریهای او را به دست فراموشی میسپرد. فراواناند کوششها و نیروها و امکانات بذلشدهای که به علت خطاها بدون نتیجه و پیروزی در لابهلای تاریخِ انسانها ضایع و فراموش شده است. اما در دیدگاه اسلام این کوششهای گمشده و بسیاری دیگر از احساسات درونی، که در مسیر ایفای رسالت مقدس به انسان دست میدهد، بدون اینکه ظاهر شود، اینها به هدر نمیرود و در واقع، گم و فراموش نمیشود و محفوظ میماند:وَمَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ .[187]
و نیز قاعده فقهی معروف میگوید: «لِلمُصِیبِ أَجران وَ لِلمُخطِیئ أَجرٌ واحدٌ.» (اگر به هدف اصابت کند دو اجر دارد و اگر خطا کند و به نتیجه نرسد، یک اجر.)
اسلام تلاش خود را بـرای گرامیداشت مقـام انسـان و حفظ وصیانت او در قبال انحطاط و انحراف ادامه میدهد. لذا جامعهای را پیشنهاد میکند که متناسب با واقعیت وجودی انسان باشد. اسلام به تمامی جوانب و ابعاد وجودی انسان توجه دارد و جو ملایم و فضای مناسبی برای رشد قابلیتها و تربیت استعدادهایش مهیا میکند.
چنین مسئلهای آنگاه ضروری مینماید که توجه کنیم چگونه اعمال و اخلاق و باورهای انسان تحت تأثیر جامعه خویش و فعل و انفعالات محیط قرار میگیرد. نظر به اینکه هدفِ ساختن چنین اجتماعی انسان است و عنصر اساسی برای ایجاد جامعه نیز انسان است، ضروری است که اولاً، به واقعیت انسان توجه شود و ثانیاً، در پرتوِ عنایت به چنین واقعیتی برنامهریزیها صورت گیرد.
چنین جامعهای هیچگاه به فردگرایی مبتلا نخواهد شد، زیرا جوامع فردگرا یکی از ابعاد اساسی وجود انسان را که همان بُعد اجتماعی زندگی
[186]«در دین هیچ اجباری نیست.» (بقره،256)
[187]«و هرکس که از خانه خویش بیرون آید تا بهسوی خدا و رسولش مهاجرت کند و آنگاه مرگ او را دریابد، مزدش بر عهده خداست.» (نساء،100)
