گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 231

می‌رسیم؛ نتایجی‌ که‌ مجموعاً‌ این‌ واقعیت‌ را ثابت‌ می‌کند که‌ در میان‌ عناصر سه‌گانه‌ تولید، یعنی‌ کار و سرمایه‌ و ابزار تولید، کار‌ نخستین‌ عنصر به‌شمار می‌آید. این‌ نتایج، هرچند در بدو امر غریب‌ و شگفت‌آور جلوه‌ می‌کند، حقیقت‌ دارد.

اینجا، به‌گونه‌ای‌ موجز و کوتاه، به‌ برخی‌ از آن‌ تعالیم‌ و به‌ پاره‌ای‌ از این‌ نتایج‌ اشاره‌ می‌کنیم:

1. در اسلام‌ رباخواری قاطعانه‌ تحریم‌ شده‌ است. ربا عبارت‌ از قرار دادن‌ سودی‌ ثابت‌ برای‌ سرمایه‌ است که‌ از خطر زیان‌های‌ احتمالی‌ مصون‌ باشد.

2. آن‌گاه‌ که‌ سرمایه، به‌ دست غیر‌مالک‌ آن، در قراردادی‌ که‌ فقه‌ اسلامی‌ مضاربه نامیده‌ است، به‌کار گرفته‌ شود، سود حاصل‌ از آن، به‌ نسبتی‌ که‌ در قرارداد تعیین‌ کرده‌اند، میان‌ کارگر و سرمایه‌دار تقسیم‌ می‌شود. کار، یعنی‌ فعالیت‌ طرفی‌ که‌ متعهد عملی‌ شده‌ است، از هرگونه‌ ضرر و زیان‌ مصون‌ است. زیان‌های‌ احتمالی‌ تنها به‌ صاحب‌ سرمایه‌ تعلق‌ می‌گیرد.

3. تخصیص‌ بخشی‌ از سود برای‌ ابزار تولید، بر اساس‌ عبارات‌ صریح‌ فقها در باب‌ مزارعه و مساقات جایز نیست، و تنها می‌توان‌ مبلغی‌ برای اجاره‌ ابزار تولید در نظر گرفت.

4. ارزش‌گذاری‌ کار، هم‌ می‌تواند در قالب‌ پرداخت‌ مزد به‌ کارگر صورت‌ پذیرد، و هم‌ می‌تواند در قالب‌ قراردادهایی مثل‌ مضاربه و به‌ شکل‌ اشتراک‌ کار در سود به‌دست‌آمده، تحقق‌ یابد.

از احکام‌ چهارگانه‌ بالا چنین‌ برداشت‌ می‌کنیم‌ که در فقه‌ اسلامی برای‌ عنصر کار سه‌ امتیاز مشخص‌ شده‌ است: سودِ ثابت‌ یا مزد، مشارکت‌ در سود، و مصونیت‌ از خسارت‌ و زیان. این‌ در حالی‌ است‌ که‌ برای‌ هریک‌ از دو عنصر سرمایه‌ و ابزار تولید، تنها یک‌ امتیاز معین‌ شده‌ است. سرمایه تنها می‌تواند در سود حاصله‌ شرکت‌ جوید، بدون‌ آنکه‌ از زیان‌ احتمالی‌ مصون‌ باشد یا از مزد ثابت‌ سهمی‌ داشته‌ باشد. همچنین،‌ به‌ ابزار تولید تنها مزدی‌ ثابت‌ تعلق‌ می‌گیرد، بدون‌ آنکه‌ در سود مشارکت‌ داده‌ شود.

به‌ اعتقاد من‌ همین‌ مقدار کوتاه‌ می‌تواند خواننده‌ گرامی‌ را به‌ نظر اسلام‌ در‌مورد کارِ انسان‌ و گرامیداشت‌ مقام انسانیت، قبل‌ از پیشرفت‌های‌ جدید، واقف‌ کند.

اسلام‌ و عمل‌ انسان‌

اسلام‌ عمل را، در چارچوب‌ آثار و نتایج‌ گوناگون آن، حافظ‌ عقیده‌ می‌شناسد، در عین اینکه ابتدائاً آن را از نتایج‌ عقیده‌ می‌داند و بدین وسیله‌ بر توجه بالغ‌ خود به‌ آن‌ تأکید می‌کند: ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون.[182]

بنابراین، مسئولیت‌ انسان در قبالِ «عمل»، چه‌ کوچک‌ باشد چه‌ بزرگ، جایگاه‌ عظیم‌ «کار» انسان‌ را تبیین‌ می‌کند و آثار آن‌ را، حتی‌ اگر کاری‌ کوچک‌ باشد، در گستره‌ عالم‌ ثابت‌ می‌کند، چه‌ انسان‌ از تأثیر گسترده‌ آن‌ بر جهان‌ آگاه‌ باشد چه‌ بی‌خبر: فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ.[183] نیز در سوره‌ یونس، آیه‌61 چنین‌ آمده‌ است: وَمَا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُودًا إِذْ


[182]«سپس، عاقبت آن کسان که مرتکب کارهای بد شدند، ناگوارتر بود، زیرا اینان آیات خدا را دروغ انگاشتند و آن‌ها را به مسخره گرفتند.» (روم،10)

[183]«پس هرکس به وزن ذره‌ای نیکی کرده باشد، آن را می‌بیند و هرکس به وزن ذره‌ای بدی کرده باشد، آن را می‌بیند.» (زلزال،7ـه8)